مــهر پــاتــوق

رمان نفوذناپذیر بایگانی - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶
فیلم نهنگ عنبر ۲ سلكشن رويا
فیلم نهنگ عنبر 2 سلكشن رويا
دانلود قسمت ۳ فصل ۲ سریال شهرزاد
دانلود قسمت 3 فصل 2 سریال شهرزاد
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی

تبلیغات

دانلود رمان تخیلی نفوذناپذیر

دانلود رمان تخیلی نفوذناپذیر

روژان گفت:
– رائیکا تو رو خدا!
همون جور که مقنعه ام رو درست می کردم، با لحن جدی و همیشگیم گفتم:
– روژان الکی بحث نکن! من خوشم نمیاد برم این جور جاها. تولد شمسی و قمری و میلادیشون رو هی جشن می گیرن. من که نمی گم تو نرو. برو خوش باش اما من نمیام.
با زاری گفت:
– تو دلم مونده برای یک بار هم که شده تو رو به دوستام نشون بدم.
– پس موضوع اینه؟ عزیز من مجبور نیستی جار بزنی خواهر من پلیسه.
مطمئن بودم که نگفته. یک دروغ کاملا بچگانه بود. می دونست کار من رو نباید به کسی بگه. گفت:
– حالا که گفتم. رائیکا یک رحمی کن. ها؟
کش چادرم رو درست کردم و همون جور که به سمت در ورودی می رفتم، گفتم:
– خوش بگذره،خداحافظ!
داد زد:
– چرا دلت نمی سوزه؟ دختره ی سنگدل!
لبخند کوچولویی زدم و زود جمعش کردم. سوار پژو ۲۰۶ مشکیم شدم و به سمت اداره راه افتادم.
تو پارکینگ وقتی که می خواستم پیاده بشم، زمزمه کردم:
– شروع شد
تا پیاده شدم، سربازها ادای احترام کردن. من اگه نخوام اینا رو زمین پا بزنن باید کی رو ببینم؟
سر کوچیکی تکون دادم و آزادشون کردم و مصمم به سمت اداره قدم برداشتم.
یک قدم به یک قدم صدای پاها بلند می شد. یک راست به سمت دفتر سرهنگ رفتم. اجازه ی ورود که صادر شد، این بار من بودم که ادای احترام کردم.
سرهنگ سر تکون داد و گفت:
– خوش آمدید سروان. بفرمایید!
روی صندلی نشستم و گفتم:
– خسته نباشید! موفق شدیم پاتوق نگار رو پیدا کنیم. نگار ملقب به نگار سه کله، واسطه ی ورود دخترها به باند بزرگشونه. سرهنگ سر تکون داد و گفت:
– متشکرم. روی نقشه ای دارم فکر می کنم. ساعت پنج جلسه برقرار می شه.
بلند شدم و گفتم:
– وظیفمون بود. موفق باشید، با اجازه!

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

ads

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی