مــهر پــاتــوق

رمان ایرانی می خواستم عروس باشم نه عروسک بایگانی - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶
فیلم نهنگ عنبر ۲ سلكشن رويا
فیلم نهنگ عنبر 2 سلكشن رويا
دانلود قسمت ۳ فصل ۲ سریال شهرزاد
دانلود قسمت 3 فصل 2 سریال شهرزاد
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی

تبلیغات

رمان ایرانی می خواستم عروس باشم نه عروسک

رمان ایرانی می خواستم عروس باشم نه عروسک

چادر حریرمادر را که برای مجالس زنانه خریده است سرم میکنم. چادری به رنگ دانه اناری. ناخنهایم را با لاک صورتی، به رنگ لبهایم آراسته ام . امروز باید کامل کامل باشم. باید درچشمان او بدرخشم. باید آن قدر نیروی جاذبه ام را قوی کنم که از جاذبه زمین که چشمان محبوبم را جذب میکند، جذابتر باشم. زنگ خانه به صدا در می آید، ۷دقیقه پیش بینی ام نادرست از آب در می آید، امیدوارم باقی پیش بینیهایم مثل این نباشد. مادرم با نیلو کوچولو رفته مجلس قرائت یکی از دوستانش در آن سر شهر و پدرم مغازه است. او هر روز این ساعت می آید تا با نیلو بازی کند و به او سر بزند. چند بار آرزو کرده ام که کاش یک بار اتاق من را با نیلو اشتباه کند و قدم به اتاقم بگذارد. یک بار مرا با الفاظی که نیلو را صدا میزند، خطابم کند. اما حتی یک بار آرزوهایم به انجام نرسیده اند. من همیشه برای محبوبم، یاسمن خانم بوده ام نه چیزی بیشتر. از این لفظ خانم دنبال اسمم بدم می آید.
چادر نازک حریر را سرم می اندازم، فقط برای هیچ. محبوبم مقید و سربه زیر و مذهبی است، اما او مرد است و من دختر. نگاهی دیگر در آینه می اندازم. گناه را در آینه میبینم. چشمانم را میبندم تا خدا را نبینم. زنگ یک بار دیگر به صدا در می آید، باید عجله کنم. از آیفون میبینمش که پشت در است. حتی پشت در هم سرش پایین است. بدون اینکه بپرسم کیست، دکمه open را میفشارم. درونم آتش است اما دستهایم یخ است. قدم به قدم حیاط را طی میکند تا برسد به در ورودی هال. پشت ستون ایستاده ام. در را باز میکند و یاالله میگوید. اینجا شیطان درون من غوغا میکند و محبوبم خدا را صدا میزند. مادرم را صدا میزند.
-سلام حاج خانم، کجایید؟
-نیلو جان، کجایی؟ بازیه؟

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

ads

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی