مــهر پــاتــوق

دانلود رمان ندای من بایگانی - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶
فیلم نهنگ عنبر ۲ سلكشن رويا
فیلم نهنگ عنبر 2 سلكشن رويا
دانلود قسمت ۳ فصل ۲ سریال شهرزاد
دانلود قسمت 3 فصل 2 سریال شهرزاد
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی

تبلیغات

دانلود رمان ایرانی ندای من

دانلود رمان ایرانی ندای من

زندگی هر کسی یه طوری شروع میشه، یکی با ازدواج یکی با به دنیا اومدنِ بچه اش یکی با برگشت کسی که میخواد هر کس زندگیش با یه اتفاقِ شاد شروع میشه…
اما من نه… زندگی من با طلاقم شروع میشه… شاید طلاق واسه خیلیا بندی باشه واسه آزارشون اما واسه ی من طلاق یه نقطه ی شروعِ… یه زندگیه تازه…
برعکسِ خیلیا که زندگیشون با عشق شروع میشه و بدونِ عشق پایان پیدا میکنه زندگیِ من بدونِ عشق شروع شد… قبول دارم این بین گاهی عشق هم بود اما همه اش نه… چیزی نبود که الان به خاطرِ پایانش بخوام حسرت بخورم. من بیشتر حسرت این روزهای از دست رفته ام رو میخوردم، روزهایی که با مجید و بی مجید سپری شده بود…
انگار همین دیروز بود که توی دادگاه نشسته بودم و قاضی داشت با نگاه تیزبینانه اش مدارک رو نگاه میکرد، قاضی دست از نگاه کردن به مدارک برداشت و به سمت من گفت: خانومِ غزالِ سرمدی؟
با حرکت سر تایید کردم و او به حرفش ادامه داد: ادعای شما اینه که همسرتون دو ساله شما و دخترتون رو ول کرده به امونِ خدا این ادعا درسته؟
گلوم و صاف کردم مثلِ هر وقت دیگه ای که توی فشار بودم صدام لرزشِ خاصی داشت: بله حاج آقا همسرِ من دو ساله که با ما زندگی نمیکنه…
مدارک رو از دستش انداخت پایین: پس چطور شما الان به فکرِ دادخواست طلاق افتادین؟
چشمام و روی هم گذاشتم: فکر میکردم برگرده…
عینکش رو در آورد و چشماش رو با انگشتانش مالش داد: با توجه به مدارکتون و با توجه به صحبت های وکیلتون دیگه حرفی برای گفتن نمیمونه جز دخترتون، فکر کردین که بعد از طلاق قراره پیشِ کی بمونه و حضانتش با کیه؟
با اطمینان سر تکون دادم: با مجید صحبت کردم حاج آقا، قرار بر این شده که من به هیچ عنوان ادعایی بر اموالش نداشته باشم یا نفقه و یا مهریه در عوض حضانت دخترم با من باشه…
پوزخندی رو لبش نشست: من که نمیتونم صرفا به خاطرِ حرف شما این گفته رو قبول کنم که… خدا رو شکر که وکیلم چنین چیزی رو پیش بینی کرده بود به خاطرِ همین مجید رو مجبور کرده بود تا وکالتنامه ی این کار رو به من بده… وکالتنامه ای که به صورت رسمی توی محضر تنظیم شده بود. همین آخرین باری که مجید اومد این کار رو برام کرد… به عنوانِ آخرین کاری که به عنوانِ همسرش ازش انتظار داشتم… با دست توی کیفم و جستجو کردم و بالاخره برگه ی وکالتنامه رو در آوردم و از جام بلند شدم: بفرمایید جنابِ قاضی. نگاه دیگه ای هم به برگه انداخت و لبش به نشانه ی لبخند کج شد: فکرِ همه جارم کردیا…

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

ads

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی