مــهر پــاتــوق

دانلود رمان قوی دریاچه با لینک مستقیم بایگانی - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶
فیلم نهنگ عنبر ۲ سلكشن رويا
فیلم نهنگ عنبر 2 سلكشن رويا
دانلود قسمت ۳ فصل ۲ سریال شهرزاد
دانلود قسمت 3 فصل 2 سریال شهرزاد
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی

تبلیغات

دانلود رمان قوی دریاچه با لینک مستقیم

دانلود رمان قوی دریاچه با لینک مستقیم

باز صدای خاطره هام بود که توی سرم میپیچید. صدای فریاد، صدای توبیخ، صدای توهین و تهمت، صدای اسلحه و گلوله. با صدای هرکدوم تمام حس های وجودم فعال میشد. با گوشم میشنیدم، باچشمام میدیدم، با دستام لمس میکردم. بوی همه چیز روحس
میکردم. بوی خون؛ بوی خونی که طعمش روهم توی حلقم و هم کنارلبم حس میکردم. بوی تلخ حقارت ! همیشه همین بود. یادشون هم باعث آزارم میشد. اما یادم نمیرفت. نگاهم رو به آسمون شب دوختم وبا نفسی عمیق زمزمه کردم: – بازصبرمیکنم، بالاخره خورشید طلوع خواهد کرد.
نگاهی به جای غروب انداختم ! امروزغروبش هم غم انگیزبودانگار اون هم فهمیده بودکه بازباید غرورم روبه سلاخی بکشم.
سرم رو به سمت آسمون ونگاه شب رنگش چرخوندم. ماه امشب پرده به چهره کشیده بود وخودش روازم پنهون کرده بود. مطمئنا اون هم ازدیدن من خجالت میکشید، اما چرا ؟
نفس عمیقی کشیدم وخودم رو از کنار پنجره عقب کشیدم.همون بهترکه دیدنِ شکستن غرورم روازچشماش بگیره. ماه ! تنها آرامش من !
تنهاکسی که شب ها بدون اینکه بدونم چرا؟! رو بهش میخوابم وبا آرامش باهاش حرف میزنم. شاید فکر کنین دیوونه شدم اما نه ! من فقط همراه ندارم، همین !
سرم روبه سمت کمدی که درهاش بازبود چرخوندم. به ابزارسلاخی غرورم نگاه کردم. غروری که حداقل نمی ذاشتم جلوی خودم بشکنه. گرچه خیلی ها فکرمیکردن غرورِمن رو به زمین زدن. آره ! من..رویا.. باز داشتم دستم رو به خونِ غرورم آلوده میکردم. آهی کشیدم وبه سمت لباس رفتم تا با پوشیدنش حداقل از جلوی چشمام دورش کنم.
باز دوباره دراتاق رو کوبیدن. آرامشم دوومی نداشت. پوشیدن اون لباس به عصبانیتم افزوده بود. بازشد مهمون ماده ببر وحشی ! با خشم سرم رو بلند کردم. خشمی که توی چشمای سبزرنگم بیشترجلوه میکردو نگاهم رو خام و وهم انگیز نشون میداد.
فریاد زدم:
– چه خبرتونه؟

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

ads

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی