مــهر پــاتــوق

دانلود رمان عاشقی و سادگی برای کامپیوتر بایگانی - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶
فیلم نهنگ عنبر ۲ سلكشن رويا
فیلم نهنگ عنبر 2 سلكشن رويا
دانلود قسمت ۳ فصل ۲ سریال شهرزاد
دانلود قسمت 3 فصل 2 سریال شهرزاد
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی

تبلیغات

دانلود رمان عاشقی و سادگی برای کامپیوتر

دانلود رمان عاشقی و سادگی برای کامپیوتر

با صدای جیغ بچه گونه ای وبه طور فجیهی از خواب پریدم.باهمان چشمان بسته به طرف پذیرایی رفتم همانطور که چشمهایم را می مالیدم صداهای زیاد را دنبال می کردم به زور چشمانم را باز کردم وای نه تمام تایفه مامان اینجا بودندمن حوصله مهمان داری ندارم اه مامان هم حال داره هی مهمون دعوت می کنه ها…
در افکارم گیج بودم که دوباره صدای جیغ گوش خراش خاطره دختر دایی ام را شنیدم بهش نگاهی پرخشم کردم با اینکه بیشتر از ۵سال ندارد اما موهایی دارد که من همیشه آرزویش را دارم چشمانش هم که با موهای پرکلاغی اش به هم می آمد مرا یاد دایی حمید می اندازد او چند سال است که فوت کرده خدا رحمتش کنه خیلی دوستش داشتم زندایی راضیه هم تمامی زندگی اش را پای خاطره گذاشته تا خوب تربیتش کنه وقتی چشمای خاطره را دیدم شرمم گرفت که با اخم سلامش کنم آروم در آغوش گرفتمش وبوسیدمش.رفتم به سمت دستشویی که خاله فرشته بلند گفت:
– سحر خانم سلام که نکردی طوری نیست اما کا رت دیرمیشه ها
آخ تازه یادم افتاد دکترسلامی الآن منتظر وایستاده .من که تاحالا دیر نرفته بودم پس نمی خام به خاطر خاله و داییم با اخلاق خشن او برخورد کنم زود صورتم را شستم و مانتو نارنجی ام را که با یقه و جیب صورمه ای زیباشده بود را با شلوارصورمه ای پررنگم را که با مقنعه ام ست شده بود پوشیدم وقتی این جور لباس می پوشیدم مامان جون گلنار قربون صدقه ام می رفت مخصوصا وقتی چادر مشکی ساده ام رو روش می پوشیدم تا کسی اندام مثل باربی ام رو برانداز نکنه (یکی منو بگیره) بعد کفشم را حول حولی پوشیدم و سلام و خداحافظی ام رو یکی کردم و از پله ها پایین رفتم که دیدم سهیل به زمین چشم دوخته بود و منتظر من بود تا منو برسونه. الهی قربون نجابتت برم داداشی .



دسته بندی

ads

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی