مــهر پــاتــوق

دانلود رمان شاه راز بایگانی - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶
فیلم نهنگ عنبر ۲ سلكشن رويا
فیلم نهنگ عنبر 2 سلكشن رويا
دانلود قسمت ۳ فصل ۲ سریال شهرزاد
دانلود قسمت 3 فصل 2 سریال شهرزاد
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود قسمت چهاردهم سریال عاشقانه
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود دوبله فارسی فصل پنجم فرار از زندان Prison Break: Sequel
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب هیولاهای مریخی از آر ال استاین
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی
دانلود کتاب شمس و طغرا از محمدباقر خسروی

تبلیغات

دانلود رمان شاه راز برای کامپیوتر

دانلود رمان شاه راز برای کامپیوتر

-:تنده!
-:ببخشید؟!
انگار داره در مورد غذاحرف میزنه…مردک شکم گنده!
دوباره تکرار کرد: گفتم تنده!نمیتونم اجازه بدم.
در حالی که به سختی جلوی خودمو گرفته بودم حرکت ناشایستی انجام ندم گفتم: قربان من چی بنویسم شما قبولش کنید؟ در مورد عروسک های خاندان سلطنتی انگلستان بنویسم که تند نباشه؟
-: خانوم کیان چطور انتظار داری چنین چیزی رو توی روزنامه بزارم؟ مگه مریضم؟ یا هوس کردم در روزنامه
رو تخته کنن؟
-: آخه مشکلش چیه؟
-: از بالا تا پایین دولت رو شستی پهن کردی رو بند اونوقت میگی مشکلش چیه؟
-: خب من از شدتش کم میکنم.
-: خانم با نرم کردنش هم مشکلی حل نمیشه.اساس و بِیس مقاله مشکل داره.
-: آقای فدوی من دو ساله دارم تو سرویس سیاسی فعالیت میکنم.اولین بارم نیست که به مقاله م ایراد میگیرید. سرجمع شاید سی تا مقاله با کلی تحریف و سانسور ازم چاپ شده باشه.چرا این سخت گیری هاتون فقط متوجه منه؟

-: چون نمیدونی خیلی چیزا رو نباید گفت.پیاز داغشو خیلی زیاد میکنی و این یعنی سیاه نمایی. چقدر دلم می خواست دیوار های اتاقش شیشه ای نبودن تا بتونم دق دلیمو سرش خالی کنم…
غریدم: من مرز بین انتقاد و سیاه نمایی رو میدونم!
با خونسردی به پشتی صندلی چرخانش تکیه داد و در حالی که خودکارش رو با دو دست به بازی گرفته بود از ورای عینکش بهم نگاه کرد و گفت: اگه میدونستی الان چنین مقاله ای روی میز من نبود.یه بار به خاطر مقاله ی تو با بالایی ها در افتادم کافی بود.
-: خب پس حالا تکلیف من و این مقاله چیه؟
-: سرویس حوادث نیاز به نیرو داره .به اونجا منتقلت میکنم.امیدوارم اونجا دیگه آشوب به پا نکنی.
به هول و ولا افتادم و سریع با لحنی ملتمسانه گفتم: آقای فدوی!
بدون اینکه تغییری تو موضعش به وجود بیاره گفت: همین که گفتم.یا سرویس حوادث یا اخراج. به معنای واقعی بادم خالی شد.روی صندلی وا رفتم و گفتم: چشم… میرم سرویس حوادث
اون موقع بود که با تمام وجود خفت و خواری رو حس کردم.منِ مغرور و یه دنده ی خود رای باید تو این جایگاه یه بله قربان گوی محض می بودم…فقط واسه اینکه مبادا از کار بیکار شم و مجبور شم به دیگران رو بندازم…
فدوی که انگار از کوتاه اومدن من خشنود به نظر میرسید گفت: پس برو وسایلتو جمع کن.به مسئول بخش میگم راهنماییت کنه.
سری تکون دادم و با برداشتن برگه ی حاوی اون مقاله ی کذایی فلفلی! از اتاق بیرون اومدم.با حرص به سمت بخش سیاسی رفتم و در مقابل چشمای همکارهام با حرص وسایلمو توی یه جعبه ی کوچیک انداختم.



دسته بندی

ads

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی