مــهر پــاتــوق

سبک زندگی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
دانلود فیلم ایرانی سلام بمبئى
دانلود فیلم سلام بمبئى با لینک مستقیم
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان از بام تا آسمان | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان از بام تا آسمان | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان زندگی غیر مشترک | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان زندگی غیر مشترک | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا

تبلیغات

حریم خصوصی در زندگی زناشویی

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

پرتال اجتماعی ممتاز نیوز:وقتی صحبت از لزوم حریم خصوصی در روابط میان فردی می شود، همه موافق هستند به اینکه هیچ فردی به ما نمی تواند آنقدر نزدیک باشد که همه اسرار درونی مان را با او در میان بگذاریم. اصلا در میان گذاشتن تمام آنچه در درون ما می گذرد یا مسائلی که برای ما پیش می آید به یک نفر، با عقل نیز سازگار نیست

اما اگر صحبت به لزوم حریم خصوصی در روابط همسران برسد، برخوردها متفاوت می شود. برخی چنان موضع گیری می کنند که گویی وجود حریم خصوصی در رابطه همسران قدم اول طلاق یا حداقل قدم اول طلاق عاطفی است.

البته از حق نگذریم در مقابل نیز برخی چنان از لزوم حریم خصوصی در رابطه طرفداری می کنند که گویی می خواهند همسران را به دو نفر با داشتن رابطه ای در حد همکاری سوق دهند؛ اما حد میانه و نقطه تعادل در این بین کجاست؟

همیشه برخوردهای همراه با افراط و تفریط از آنجایی ناشی می شود که افراد باورهای اشتباهی در مورد موضوع دارند. در رابطه با موضوع داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران نیز داستان به همین منوال است. متاسفانه باورهای غلطی در این مورد وجود دارد که به موضع گیری هایی غیرمنطقی منجر می شود. باورهایی که در این شماره برخی از آنها را مرور می کنیم.

«ازدواج شریک شدن در همه ابعاد است؛ پس حریم خصوصی در روابط همسران بی معناست.»
بسیاری از همسران تصور می کنند وجود حریم خصوصی معنایی ندارد و تصور می کنند هر چقدر بیشتر به همسرشان نزدیک باشند بهتر است. اگر به یاد داشته باشیددر مورد عوارض خودتمایزنیافتگی مطلبی داشتیم و اشاره کردیم که نبود استقلال عاطفی در همسران، خود یکی از دلایل طلاق به شمار می رود.

داشتن حریمی خصوصی در روابط با اطرافیان از جمله با همسر، یکی از نشانه های استقلال عاطفی به شمار می رود. هر چند حریمی که در ارتباط با همسر وجود دارد متفاوت با دیگران است.

اما اگر هنوز هم به لزوم حریم خصوصی قانع نشده اید بد نیست به این نکته توجه داشته باشید که همسرانی که هیچ حریم خصوصی برای خود و همسرشان قائل نیستند غالبا در روابط خود با همسرشان دچار سوءتفاهم هایی جدی می شوند. یکی از رایج ترین این موارد نقش دادن به همسر به شکلی افراطی است.

به عنوان مثال این افراد همسر خود را مسئول تمام احساسات خود دانسته و از او انتظار دارند تا او را خوشحال کند و یا زمانی که ناراحت و عصبانی هستند، همسرشان فکری به حال آنها بکند؛ موضوعی که می تواند باعث اختلاف، کشمکش و البته احساس سرخوردگی شدیدی در روابط بین همسران شود.

«وجود حریم خصوصی نشاندهنده عدم اعتماد همسران به هم است.»
این تصور از آنجا ناشی می شود که همسران به اشتباه وجود حریم خصوصی را مساوی با دروغگویی و مخفی کاری در نظر می گیرند، در حالی که اگر تصویر درستی از این موضوع داشته باشند متوجه خواهند شد که همسران می توانند به هم اعتماد داشته باشند، موضوعاتی که به بهبود یا عمق بخشی رابطه آنها کمک می کند را از همدیگر مخفی نکنند اما در عین حال هر یک حریمی خصوصی داشته باشند.

«من هم دوست همسرم هستم، هم همسر او، او نیازی به داشتن حریم خصوصی ندارد.»
واقعیت این است که هر چقدر هم همسران به هم نزدیک باشند و از نظر عاطفی به هم وابسته و هر چقدر هم احساس کنند همدیگر را به صورتی کامل درک می کنند، باز هم در زندگی آنها موضوعاتی وجود دارد که به دلیل تفاوت های مردان و زنان، همسران احساس خواهند کرد که نمی توانند آنها را با همسر خود در میان بگذارند. به عنوان مثال جزیی نگری خانم ها باعث می شود آنها به موضوعاتی توجه داشته باشند که در صورتی که با همسر خود در میان بگذارند، با واکنش منفی او مواجه شوند.

یا ممکن است جنس قضاوت آقایان در مورد مسائل مختلف و افراد به شکلی باشد که خانم واکنشی منفی به آن نشان دهد. در این وضعیت مطرح نکردن صحبت هایی که اصطلاحا زنانه یا مردانه هستند با همسر، نه تنها عجیب نیست که شاید بتواند مانع ایجاد سوءتفاهم در رابطه همسران شود.

و در مقابل اگر قرار باشد شما اصرار زیادی داشته باشید تا همسرتان همه چیز را با شما در میان بگذارد، این موضوع احتمال دلخوری را بیشتر خواهد کرد.

 43

«من حریم خصوصی خودم را دارم، اگر همسرم نمی خواهد حریمی برای خود قائل شود، مشکلی نیست.»
توجه داشته باشید که رابطه همسران در ازدواج رابطه ای همراه با بده و بستان است. اگر قرار باشد یک نفر همه اش در حال دادن باشد و طرف مقابل متناسب با او رفتار نکند، احتمالا بعد از مدتی مشکل ایجاد خواهد شد. در عوض اصرار روی حفظ مرزهای شخصی خود، سعی کنید در درجه اول با جلب اعتماد همسرتان و سپس با دادن آزادی های منطقی به او هم از وجود حریم خصوصی برای خودتان حساسیت زدایی کنید و هم همسرتان را تشویق به داشتن حریمی شخصی برای خودش کنید.

«حریم خصوصی من، پیش از ازدواج با بعد از آن تفاوتی ندارد.»
اگر قرار باشد تصور کنید همانطور که والدین یا خواهر و برادر شما مرزهای شخصی شما را رعایت می کرده اند، همسرتان نیز باید همانگونه رفتار کند، احتمالا بعد از مدتی متوجه خواهید شد که در رابطه شما و همسرتان مشکلاتی ایجاد شده است. بهتر است در نظر داشته باشید که نزدیکترین فرد به شما از نظر احساسی همسرتان است، پس اگر تمایل به مخفی کردن حجم زیادی از مسائلی دارید، احتمالا ایرادی در رابطه شما وجود دارد. شاید این سوال برای شما ایجاد شود که چه میزانی از داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران ایراد دارد؟ هر چند پاسخ دقیق دادن به این سوال از هر همسری تا همسر دیگر متفاوت است اما می توان خط قرمز مشخصی را برای تمام همسران تعریف کرد. اگر میزان حریم شخصی یا به عبارتی «من» در رابطه همسران بیش از رابطه مشترک آنها یا «ما» است یا کیفیت آن را تحت تاثیر قرار می دهد، همسران باید در تعریف خود از حریم خصوصی تجدید نظر کنند.

«حریم خصوصی برای تمام همسران یکسان است.»
روابط هر کدم از همسران با یکدیگر ویژه و منحصر به فرد است. به همین دلیل نیز نمی توان برای آنها به صورت مطلق قانونی وضع کرد. به عنوان مثال همسرانی که هر دو شاغل هستند نیاز دارند تا حریم خصوصی متفاوتی نسبت به همسرانی داشته باشند که تنها یکی از آنها شاغل است. در عین حال که شخصیت هر کدام از همسران نیز در این امر تعیین کننده است. به عنوان مثال نیاز افراد درونگرا و برونگرا در داشتن حریم خصوصی و میزانی که آنها برای حریم خصوصی خود در نظر می گیرند متفاوت است. شرایط تربیتی افراد در خانواده ها نیز دراین امر بی تاثیر نیست.

به عنوان مثال فردی که در خانواده ای پرجمعیت بزرگ شده و همیشه با خواهران یا برادران خود یک اتاق داشته شرایطی متفاوت با فردی دارد که تک فرزند است یا همیشه در خانواد خود اتاقی مجزا داشته است. به خاطر همین دلایل نیز نمی توان نسخه واحدی برای همه همسران پیچید. از طرفی برخی ویژگی های شخصیتی مانند دیر اعتماد کردن یا سوءظن داشتن می تواند موضوع حریم خصوصی در رابطه همسران را با پیچیدگی هایی خاص همراه سازد.

«از ابتدا تا انتهای ازدواج حریم خصوصی همسران یکسان است.»
این نیز از آن اشتباهاتی است که برخی همسران مرتکب می شوند. واقعیت این است که تنها زمانی وجود حریم خصوصی ایجاد مشکل نمی کند که همسران به اندازه کافی از همدیگر شناخت داشته و البته به همدیگر اعتماد داشته باشند. پس طبیعی است که در اوایل ازدواج که هنوز شناخت زیادی از هم شکل نگرفته ممکن است اصرار بر ایجاد حریم خصوصی ایجاد سوءتفاهم کند.

از سویی در برخی موقعیت ها ممکن است یکی از همسران ترجیح دهد به صورتی موقت حریمی وسیع تر برای خود قائل شود. البته این موضوع بیشتر در مورد آقایان صدق می کند، چرا که با توجه به بالا بودن پیوندجویی در خانم ها تمایل دور شدن از همسرشان ممکن است کمتر پیش بیاید.

گاهی نیز تغییر در شرایط زندگی می تواند وضعیت را به صورتی موقت دچار تغییر کند. به عنوان مثال همسرانی که ناچارند در شهری دور از خانواده و دوستان سابق خود زندگی کنند، ممکن است تا مدتی احساس کنند تمایلی به داشتن حریم خصوصی سابق خود ندارند.

زندگی زناشویی عاشقانه شما ممکن است تحت تاثیر مسائل پیش پا افتاده ای باشد و همین مسائل سطحی می توانید زندگی زناشویی خوب تان را خراب کند. بهتر است قبل از خراب شدن رابطه عاشقانه تان مراقب این مسائل باشید.

تهدیدهایی که زندگی عاشقانه شما را هدف قرار داده است

بسیاری از زن و شوهرها زندگی خود را با عشق شروع می کنند اما بدلیل ناآگاهی و بی تدبیری بر مشکلاتشان افزوده می شود. برای خوشبخت شدن روابط خود را دوباره ارزیابی کنید و به فکر درمان باشید و یک سری اصول را مورد توجه قرار دهید …

در زندگی مشترک مسائل زیادی است که می تواند مشکل ساز باشد، مثل تفاوتهای ارتباطی که بین زن و مردوجود دارد. به طور مثال تحقیقات نشان می دهد، مردان هدف مدار و کلی نگر هستند و در هنگام صحبت درباره موضوعی سریع به سراغ اصل مطلب می روند در حالیکه زنان جزئی نگر هستند و درباره مسئله ابتدا شروع به پرداختن جزئیات آن می کنند و بعد از کلی مقدمه چینی سراغ اصل مطلب می روند و در این میان مرد حوصله اش سر می رود و ممکن است راه حل خود را ارائه دهد، عصبانی شود و یا اصلا توجهی به صحبت همسرش نکند. زن فکر می کند چرا شوهرم  مرا درک نمی کند. عدم درک زن و شوهر از تفاوتهای ارتباطی شان  آنها را خسته و ناتوان می سازد.

 

چاله مشکلات

در مواردی هم تفاوتهای فرهنگی  زن و شوهر در مورد آداب و رسوم، پوشش و آراستن ظاهر، اعتقادات و باورهای آنها مشکلاتی را به وجود می آورد. مثلا آقا می گوید نوع لباس پوشیدن خانم را دوست ندارم. زن می گوید مراسم ما با مراسم شما متفاوت است و دوست ندارم این طور رفتار کنم. این نوع تربیت بچه را نمی پسندم ، باید هر چیزی که من می گویم انجام بدهیم، امروز این جا برویم و غیره… این تفاوت ها و عدم توجه به پیدا کردن راه حل مشترک اوضاع را بدتر می کند. به رغم تفاوت های تنش زا و توجه زیاد به آنها، مشکلات و اختلاف ها را بیشتر می کند، اما زن و شوهر با تدبیر و آگاهی از تفاوت هایشان می توانند به یکدیگر احترام بگذارند و به پیدا کردن راه حل های مشترک بیندیشید و از شباهت های که بین شان استفاده بهتری ببرند و ارتباط شان را مدیریت کنند.

 

راه های مقابله با مسائلی که زندگی زناشویی عاشقانه تان را خراب می کند

هدف تان را از برقراری ارتباط صمیمانه مشخص کنید

 این مسئله به شما کمک می کند تا بدانید چقدر می خواهید به همسرتان نزدیک شوید و برای داشتن یک رابطه دوستانه و صمیمانه به دنبال راه حل مختلف بروید و انتظارات و خواسته های خود را با کمال احترام با همسرتان در میان بگذارید. مشخص کردن هدف و انتظار از ارتباط صمیمانه، شما  را در جهت دستیابی به آن هدایت می کند.

 

میزان رضایت مندی خود  از رابطه زناشویی تان را ارزیابی کنید

با توجه به امکاناتی که دارید برنامه ریزی درستی داشته باشید تا با کمک یکدیگر رضایت مندی خود را از زندگی زناشویی بالاببریدو هدف تان خوشحال کردن طرف مقابل باشد. متاسفانه بعضی از زن و شوهرها فکر می کنند که ازدواج فقط یک مبادله است و برای به دست آوردن امتیاز بیشتر باید تلاش  کنند، در حالیکه فکر کردن به اینکه چگونه می توانید طرف مقابل را خشنود کنید، در رضایتمندی شما هم تاثیر خوبی می گذارد.

 

اشتباهات خود را گردن همسرتان نیندازید

بسیاری از زن و شوهرهای ناسازگار سعی می کنند، مشکلات را به گردن دیگری بیاندازند. این می تواند به رابطه شما صدمه جدی بزند برای اینکه رابطه سازنده داشته باشید، هرکدام باید بدانید چه کاستی هایی داشته اید و دارید و چه مشکلاتی را بوجود آورده و در جهت رفع آن تلاش کنید.

 

انتظارات خود را مورد ارزیابی قرار دهید

گاهی انتظارات غیر منطقی، رفتارها و واکنش های نادرستی را ایجاد می کند. انتظارات غیر منطقی مثل اینکه ” او باید از نیاز من آگاهی داشته باشد”. ” او هیچ گاه تغییر نمی کند ” را تغییر دهید و جملات و انتظارات منطقی را جایگزین آن کنید:  مثلا ” من با بیان درست خواسته های خود، او را از نیازهایم آگاه می سازم.”  یا ” تغییر به تدریج اتفاق می افتد” یا ” تغییر دو طرفه است” انتظارات منطقی، شادی را به همراه دارد.

 

نسبت به تغییرات خوب همسرتان توجه کنید

گاهی زن و شوهرها به تغییرات مطلوبی که در رفتار یکدیگر به وجود آمده است، کمتر توجه می کنند و این بی توجهی، فرد مقابل را نسبت به تغییر دلسرد می کند. توجه به رفتار و نگرش های تغییر یافته حتی اندک، موجب صمیمیت و دلخوشی همسرتان می شود و او را علاقمندتر و مشتاق تر به تغییر می کند.

 

جنبه های منفی همسرتان را به جنبه های مثبتش ببخشید

توجه به نکات مثبت همسر، امیدواری و حس دوست داشتن را ایجاد می کند و مانع سرزنش می شود و از داشتن تفکر منفی در مورد همسر جلوگیری می کند. توجه به جنبه های مثبت همسرتان، ارزش او را برای شما افزایش می دهد و  موجب چشم پوشی از رفتارهای منفی او می شود و زمینه ساز گذشت و فداکاری است.

 

به وظایف خود در رابطه زناشویی آگاه باشید

وقتی که زن یا شوهر به وظایف همسری خود آگاه نیستند ، ممکن است توقعات و انتظارات بی جایی از یکدیگر  داشته باشند و رفتارهای خودخواهانه نشان دهند و  با رفتارهای غیر مسئولانه استحکام زندگی زناشویی را سست تر کنند. آگاهی از نقش تان و آشنا بودن به وظایف همسری زندگی را شیرین تر می سازد.

 

آماده گفتگو و مذاکره باشید

گاهی زن و شوهر به دلیل مشکلاتی که داشته اند، دوست ندارند با یکدیگر صحبت کنند که این امر به رابطه شان آسیب می زند. بهتر است شما با وجود اشتباهاتی که تاکنون داشته اید همیشه آماده گفتگو و مذاکره سالم با هم باشید. در عین حال آگاهی و اطلاعات خود از یکدیگر بالا ببرید تا بتوانید به درک متقابل برسید و در این مسیر صبور و امیدوار باشید.

 

برقرای ارتباط کلامی در زندگی زناشویی

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

ارتباط کلامی در روابط زناشویی ، برقرای ارتباط کلامی در زندگی زناشویی : در بسیاری از موارد می خواهید با حرف زدن مسائل موجود را حل کنید ولی در آخر اختلاف شدیدتر شده و رنجش ها افزایش می یابد. بهتر است اگر با این مشکل رو به رو هستید، جملاتی که در این گونه مواقع میان شما و همسرتان رد و بدل می شود را بازنگری کنید.

روابط زناشویی ، برقرای ارتباط کلامی در زندگی زناشویی

ارتباط کلامی  و صحبت کردن از اصلی ترین روش های برقراری ارتباط است. این ارتباط در زوجین یکی از اصلی ترین راههای برقراری یک رابطه صحیح و اصولی است. رعایت اصول صحیح کلامی و سخن گفتن می تواند زوجین را به سمت داشتن یک زندگی موفق تر هدایت کند اما بکار بردن بعضی از عبارت ها و دیالوگ ها در میان زوجین گاهی باعث به وجود آمدن فاصله هایی عمیق میان آنها می گردد. در حالی که زن و شوهر این تصور را ندارند که نوع برخورد و رفتار آنها آنقدر برای همسرشان آزار دهنده است که زخمی عمیق را در قلبشان ایجاد می کند. حال آنکه ارسال پیام هایی که در حین عصبانیت مخابره می کنید، نحوه نگاه کردن به چشمان، تن صدا، و حرکات دست می تواند چیزی فراتر از آنچه شما در نظر دارید را به همسرتان منتقل کند.

وظیفه ات را انجام بده

درست است که در بعضی مواقع سکوت کردن بهترین راه حل است اما نباید این راه حل را به تمام مشکلات تعمیم داد

زمانی که دائماً به همسرتان تاکید می کنید باید وظیفه اش را انجام دهد و شرایط و اتفاقات رخ داده در پیرامونتان را مد نظر نمی گیرید. در واقع به همسرتان القاء خواهید کرد که احساسات و خواسته هایش برای شما بی اهمیت است و او باید به حرف شما گوش دهد و آنچه را که از نظر شما وظیفه او تلقی می گردد، بی چون و چرا انجام دهد. این نوع پیام بازخورد هایی همچون ایجاد حس رنجش، عصبانیت ، حاضر جوابی و مقاومت را در همسر شما به وجود خواهد آورد.

تذکرات اخلاقی

در پاره ای از مواقع تا احساس می کنید، همسرتان خلاف ایده و نظر تان عمل کرده و به نتیجه دلخواه نرسیده است گفتن جملاتی همچون «نباید این کار را می کردی، من که به تو گفته بودم این کارت بی نتیجه است، بهتر بود به حرف من گوش می دادی » شروع می شود. شما در این نوع گفتار قصد دستور دادن را ندارید ولی به نحوی آرام همین مسئله را برای او تداعی  می کنید. شما با این کارتان حس گناه را در فرد به وجود می آورید و باعث کاهش اعتماد و عزت نفس او می گردید و حتی ممکن است با دفاع و مقاومت همسرتان رو به رو شوید.

افکارت را درست کن

«چه افکار بچه گانه ای داری »، «کمی درست و منطقی فکر کن » این پیام ها را زمانی برای همسرتان مخابره می کنید که در مورد افکار او قضاوت کرده اید و با این پیام احساس حقارت و بی لیاقتی را در او به وجود خواهید آورد. زمانی که شما افکار و نظرات همسرتان را قضاوت کرده اید باید منتظر دو نوع بازخورد باشید؛ شما یا آتش لجاجت را در همسرتان شعله ور کرده اید و یا اینکه او را به سمتی سوق داده اید که دیگر عقایدش را برای شما بازگو نکند.

روانکاوی ممنوع

زمانی که دائما به همسرتان تاکید می کنید باید وظیفه اش را انجام دهد و شرایط و اتفاقات رخ داده در پیرامونتان را مد نظر نمی گیرید

در بعضی کشمکش ها شما سعی می کنید، رفتار همسرتان را ریشه یابی کنید، جملاتی مانند «اعصابت از جای دیگر خرد است به من می ریزی »، «تو با خانواده من مشکل داری و به خاطر همین اینطوری رفتار می کنی ». روانکاوی که انجام داده اید و به زبان جاری می سازید دو حالت دارد، یا شما درست حدس زده اید که باعث خجالت و شرمساری همسرتان خواهید شد، و اگر تشخیص تان اشتباه باشد که در اکثر موراد این گونه است همسرتان از اتهامی که به او وارد ساخته اید، عصبانی شده و درگیری میان شما عمیق تر خواهد شد.

سکوت های بی جا

سکوت کردن در همه موارد اختلاف میان شما و همسرتان ایده آل نیست و نوع رابطه شما را سخت تر خواهد کرد. ممکن است همسر شما  سکوت را به منزله بی توجهی و تحقیر تلقی کرده و دلخوریش افزایش یابد. درست است که در بعضی مواقع سکوت کردن بهترین راه حل است اما نباید این راه حل را به تمام مشکلات تعمیم داد.

حرف را عوض نکنید

در موقعیتی که همسرتان قصد دارد، مشکلی را با شما در میان بگذارد با گفتن جملاتی نظیر «زندگی مسائل مهمتری دارد، بهتر است به آن ها فکر کنی» « قبلاً در مورد این مسئله حرف زده ایم بهتر است فراموشش کنی » به استقبال او نروید. این نوع پاسخ ممکن است این حس را در همسر شما به وجود بیاورد که شما علاقه مند به شنیدن سخنان و مشکلات او نیستید و یا اینکه به خواسته های او احترام نمی گذارید، همین مسئله باعث رنجش او  می شود و همسرتان را به سمتی هدایت می کند که هیچ گاه مشکلات خود را با شما در میان نگذارد و یا فرد دیگری را برای تخلیه روانی خود بیابد.

 

مهمترین علت طلاق را از زندگی تان دور کنید

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

داشتن رابطه زناشویی پایدار و محکم آرزوی هر دختر و پسری است که ازدواج می کند. برای داشتن یک زندگی زناشویی پایدار کافی است عواملی که ویران کننده رابطه زناشویی تان است را بشناسید.

عوامل ویران کننده رابطه زناشویی تان را بشناسید

این مقاله از زبان دکتر دبرا کی. فیلِتا، مشاور متخصص مشکلات زناشویی است.

او با نگاه ناامیدی که روی صورتش بود گفت، «ما داریم طلاق می‌گیریم.» وقتی می‌خواست نیمه پر لیوان را ببیند، لحن صدایش عوض شد. «اما به نفعمان است. چند سال اخیر نتوانستیم رابطه‌مان را درست کنیم. خیلی با هم فرق داریم.» تا ساعت‌ها بعد از مکالمه‌ای که با او داشتم، صدایش در گوشم می‌پیچید. به لیست تفاوت‌هایی که با همسرم داشتم فکر می‌کردم. ما هم تفاوت‌های زیادی با هم داشتیم. آیا امکانش هست که زوجی که تا این اندازه با هم فرق دارند، ازدواجی خوب و خوش داشته باشند؟

من بعنوان یک مشاور ازدواج هر روز با زوج‌هایی روبه‌رو می‌شوم که برای مشاوره پیشم می‌آیند. اما مشکلات آنها اغلب نه بخاطر خیانت است، نه اعتیاد و نه اذیت و آزار. آنها در واقع مرگی آرام و تدریجی را کنار هم تجربه می‌کنند. عباراتی مثل، «ما خیلی با هم فرق داریم»، «ما تفاهم نداریم»، «زندگی خوبی برای ما باقی نگذاشته» با اینکه خیلی معصومانه به نظر می‌رسند اما شدیداً کشنده هستند.

عوامل مختلفی می‌توانند سد راه زندگی زناشویی شما شوند اما بیشتر وقت‌ها چیزهای جزئی هستند که اصلاً به چشم نمی‌آیند ولی در ازدواج‌تان رخنه می‌کنند. برای اطمینان از موفقیت ازدواجتان باید مراقب این عوامل باشید:

 

اولویت‌های خانوادگی

مهمترین منبع استرس‌زا در روابط بیشتر زوج‌ها، روابطی است که خارج از آن دو نفر است. والدینتان، خواهر و برادرهایتان و دوستانتان را دست‌کم نگیرید. باید بدانید که وقتی به همسرتان «بله» گفته‌اید یعنی او را به همه آدم‌های دیگر مقدم کرده‌اید. خیلی از ازدواج‌ها فقط بخاطر همین ضعف در اولویت‌دهی دچار مشکل می‌شوند. هر کس آنها را سمتی می‌کشد بدون اینکه به سمت همدیگر کشیده شوند. زوج‌ها در ازدواج‌های سالم یاد می‌گیرند که همدیگر را به هرکس و هرچیز دیگر مقدم بدانند.

 

فقدان ارتباط کلامی

این حقیقت دارد که زوج‌ها به طور متوسط فقط چند دقیقه در روز با هم ارتباط کلامی باکیفیت دارند. هرج‌و‌مرج زندگی خیلی راحت شما را درگیر خود می‌کند و باعث می‌شود نتوانید با همسرتان صحبت کنید. اما زندگی بدون ارتباط کلامی زندگی زناشویی موفقی نخواهد بود. سعی کنید برای حرف زدن با همدیگر وقت بگذارید.

 

استرس

اینکه استرس‌مان را سر همسرمان خالی کنیم کار بسیار ساده‌ای است. خیلی از ما عادت داریم تا وقتی پایمان را به منطقه آرامشمان یعنی خانه نگذاشته‌ایم همه چیز را در خودمان نگه داریم و بعد که وارد خانه شدیم منفجر شویم.زوج‌های سالم باید از استرسشان برای نزدیک‌تر شدن به هم و تکیه کردن به همدیگر استفاده کنند، حالا منبع این استرس هرچه که باشد: از مشکلات مالی گرفته تا مشکلات کاری و بیماری.

 

تکنولوژی

اخیراً وبلاگ مردی را خواندم که تصمیم به طلاق گرفته بود، فقط اینکه می‌خواست از تلفن‌ همراهش طلاق بگیرد. این یک واقعیت است، خیلی از ما همیشه و در همه حال این عامل خطرناک برهم‌زننده روابط را همیشه با خودمان حمل می‌کنیم. خیلی از ما وقتمان را در دنیای مجازی پرهرج‌ومرج تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی تلف می‌کنیم، بدون اینکه وقتی برای صمیمی‌تر کردن رابطه با همسرمان بگذاریم. پس تلفن‌هایتان را خاموش کنید، تلویزیون را از برق بکشید و سعی کنید برای همسرتان وقت بگذارید.

 

خودخواهی

ازدواج یک درس دائمی و بزرگ از خودخواه نبودن است. و ما یا اجازه می‌دهیم که این تجربه ما را بهتر کند و یا تلخ‌تر می‌شویم. اینکه کسی را بر خودمان مقدم کنیم کار سختی است چون ذات ما طوری است که خودمان را به همه چیز و همه کس مقدم بدانیم. هر بار که به خودمان جواب مثبت می‌دهیم، به ازدواجمان جواب منفی داده‌ایم زیرا ازدواج مرد درمقابل زن نیست، ما درمقابل من است.

 

نبخشیدن همدیگر

بخشیدن و فراموش کردن یکی نیستند. وقتی نتوانیم این را بفهمیم، ناراحتی‌هایمان را برای مدتی طولانی در خودمان نگه می‌داریم. و این ناراحتی‌ها در آخر شروع به ویران کردن زندگی‌هایمان از داخل به بیرون می‌کنند. اما بخشش به معنی تبرئه کردن دیگران نیست، به معنی آزاد کردن خودمان است برای اینکه اجازه دهیم خداوند که خود بخشاینده متعال است، ما را التیام دهد.

 

مرزهای سست

ما معمولاً به استراتژی تهاجمی در ازدواج فکر می‌کنیم و فراموش می‌کنیم که استراتژی دفاعی هم به همان اندازه اهمیت دارد. ممکن است همه کارها را درست انجام دهیم اما بااین‌وجود یادمان برود که چیزهای آسیب‌رسان را بیرون کنیم. دایره‌ای دور ازدواجتان بکشید و با محافظت از احساساتتان، روابطتان و زمانی را که درکنار هم صرف می‌کنید، از ازدواجتان  هم محافظت کنید.

 

گذشته

بدترین کاری که می‌توانیم در حق رابطه‌مان انجام دهیم این است که همسرمان را با گذشته‌اش تعریف کنیم، نه با چیزی که الان هست. درست است که گذشته‌هایمان روی زندگی همه ما تاثیر دارد اما فقط زمانی که خودمان اجازه دهیم می‌تواند زمان حالمان را کنترل کند. خیلی مهم است که واقعیت گذشته‌هایمان را به هم بگوییم اما مهمتر این است که با دیدن تغییراتی که خداوند در زندگی همسرمان ایجاد می‌کند، به گذشته‌های همدیگر احترام بگذاریم. آنچه قبلاً بوده را فراموش کنیم تا بتوانیم به سمت آینده پیش برویم.

 

عدم صداقت

چرا یک دروغ کوچک به اندازه یک دروغ بزرگ خطرناک است؟ چون هر دو آنها یک تاثیر بر صمیمیت شما دارند. صداقت در ازدواج مثل زنجیری است که شما دو نفر را به هم وصل می‌کند. برداشتن یکی از حلقه‌های زنجیر یا ده تا از آنها یک کار را انجام می‌دهد: ایجادِ جدایی. اگر اشتباهاتی در ازدواجتان مرتکب شده باشید یا چیزی را از همسرتان پنهان می‌کنید، الان وقتش است که به دنبال اعتراف باشید. زیرا رابطه‌ای که با بی‌صداقتی جلو رود، دیگر رابطه نیست.

 

غرور

«من بزرگترین مشکل ازدواجم هستم» موضوعی است که پاول تریپ در زمینه روابط به آن اشاره می‌کند. وقتی بتوانید به خودتان نگاه کنید آنوقت می‌توانید رابطه‌ای خوب برقرار کنید. نگاه کردن به خودتان یعنی اشتباهات و نقص‌هایتان را تشخیص داده و روی کمبودهایتان کار کنید. اما برای خیلی از ما اینکار سخت است. دلیل آن هم غرور است. برای بیشتر ما راحت‌تر این است که انگشت اتهام را به سمت دیگری بگیریم و بقیه را به خاطر عدم موفقیت رابطه مان مقصر بدانیم. اما زمانی که مسئولیت را از روی دوش خودتان برمی‌دارید، درواقع رابطه‌تان را رها کرده‌اید. چون مشکل بین شما هر چه که باشد، همیشه دو نفر مقصر هستند نه فقط یک نفر.

تا این عوامل ازدواجتان را از هم نپاشیده، زمانش رسیده که زره را از تنتان بیرون آورده و سپرتان را زمین بیندازید. امیدواریم درک و شناخت لازم برای تشخیص این عوامل آسیب‌رسان را داشته باشید تا بتوانید از ازدواجتان دربرابر آنها محافظت کنید.

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی
مهرگرام

خبرگزاری مهرگرام

http://www.mehrgram.com