مــهر پــاتــوق

سبک زندگی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads1

از کجا بفهمیم دختری واقعا زن زندگی مان است؟

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

قرار نیست زن زندگی شما بدون نقص باشد، همین که از نظر شما کامل باشد کافی است. اما از کجا باید بدانید که او را پیدا کرده اید؟ در اینجا ۹ علامت این که شما زن زندگی خود را یافته اید و روزهای مجردی شما به سر رسیده معرفی شده اند:

۱ – او شما را می سازد

بعضی از دخترها باعث می شوند که در مقابل دیگران به شما احساس کوچک بودن و حماقت دست بدهد. اما دختر رویاهای شما اینطور نیست. در واقع او زمانی که اشتباهی کرده اید اعتماد به نفس شما را باز می گرداند، و زمانی که او در کنارتان است احساس کامل بودن می کنید.

۲ – او نمی خواهد شما را عوض کند

زنی که از شما می خواهد حتی کوچک ترین رفتارهایتان را عوض کنید هیچ گاه شما را همانگونه که هستید نخواهد پذیرفت. زنی که شما را دوست داشته باشد سعی نمی کند دوست هایتان، طرز لباس پوشیدنتان، سرگرمی ها و یا حتی شغلتان را عوض کند. او شما را همانطور که هستید دوست دارد و می پذیرد.

۳ – او بزرگترین مشوق شما است

زمانی که می خواستید آن کار را بگیرید او به شما کمک کرد که برای مصاحبه آماده شوید و زمانی که آن کار را گرفتید هیچ کس به اندازه او خوشحال نشد. شاید او در بازی هایی که می کنید استاد باشد، ولی اگر بداند بردن برایتان خیلی مهم است می گذارد شما برنده شوید. او می خواهد شما همیشه برنده و موفق باشید و در این راه به شما کمک می کند.

۴ – شما او را تحسین می کنید

شما می توانید آشپزی کردن او ، توانایی های مدیریتی او، شم اقتصادی اش و یا ظرافت زنانه اش را تحسین کنید. چیزی که مهم است این است که شما او را تحسین کنید و از این که او را دارید احساس غرور کنید، این که او قهرمان شما باشد و شما هم قهرمان او باشید.

۵ –  به فضای خصوصی شما احترام می گذارد

بعضی زن ها می خواهند زمان همسرشان را کنترل کنند، ولی او اینطور نیست. او به شما فضا و زمان کافی می دهد تا علایقتان را بدون احساس گناه دنبال کنید. او به آزادی خودش نیز احترام می گذارد و می فهمد که زمانی که جدا از یکدیگر می گذرانید باعث می شود زمانی که با هم می گذرانید لذت بخش تر شود.

۶ – می توانید در مورد مشکلاتتان حرف بزنید

آنقدر به رابطه خودتان اطمینان دارید که بتوانید زمانی که شما را ناراحت کرده است به او بگویید. او نیز در مورد کارهایی که شما کرده اید و او را ناراحت کرده است با شما حرف می زند. با این حال هر دوی شما این انتقادها را تحمل می کنید، چرا که همدیگر را دوست دارید.

۷ – او شما را می خنداند

شوخ طبعی یکی از اولین چیزهایی است که یک مرد را به یک زن جذب می کند و در زمان سختی ها و مشکلات به شما کمک می کند سختی ها را پشت سر بگذارید. اگر او باعث می شود با صدای بلند بخندید و وقتی دور و بر شماست دنیا روشن تر می شود، او را هرگز ترک نکنید.

۸ – شما می توانید با هم کنار بیایید

اگر راهی برای حل مشکلات کوچک و کنار آمدن با هم پیدا کرده اید، پس به احتمال زیاد در زمان چالش های بزرگتر نیز می توانید با هم از پس آنها بر بیایید. اینکه بتوانید صحبت کنید، گوش کنید و با هم کنار بیایید مهارتی است که هر رابطه ای برای اینکه ادامه پیدا کند به آن نیاز دارد.

۹ – تنها او را می بینید

شما به دختر حسابداری که در دفترتان کار می کند یا آن صندوقدار مغازه که همیشه به شما لبخند می زند هیچ توجهی نمی کنید. به هیچ زن دیگری نمی توانید نزدیک شوید. زمانی که او تنها دختری است که فکر شما را به خودش مشغول می کند و از فکر کردن به او احساس خوشحالی می کنید، یعنی اینکه شما شخص خاصی را پیدا کرده اید.

یک رفتار شناس جنسی در مورد مشکلات جنسی بین زوجین اظهار داشت: باید به این موضوع توجه کنیم که رابطه جنسی یک موضوع دو طرفه است و نباید دنبال مقصر گشت. سرزنش کردن و به دنبال مقصر بودن این مشکلات را بین زوجین پیچیده تر می کند. دکتر عفت السادات مرقاتی خویی با اشاره به اینکه احتمال اینکه زوجی در صورت مواجهه با مشکلات جنسی در زندگی شان به متخصص در حوزه جنسی مراجعه کنند امروزه افزایش پیدا کرده است، اظهار کرد: دلیل آن نگاه بدون تعصب و جامع به موضوعات جنسی در جامعه میتواند باشد.

او در ادامه بیان کرد: لذا در جامعه زمان مراجعه را شاید همان دیدگاه ها، باورها و تعصبات نسبت به مسائل جنسی تعیین می کند. تعدادی از افراد معتقدند نباید برای کمک گرفتن راجع به مشکلات جنسی شان مراجعه کنند چون روابط جنسی را موضوعی بسیار خصوصی میدانند، عده ایی دیگر باور دارند که مشکل جنسی خودبخود حل می شود و آن را به فطرت جنسی و گذر زمان واگذار میکنند، برخی معتقدند باید با آن ساخت و هیچکس قادر به حل مشکل آنها نیست. باید بگویم همه این باورها به نوعی نادرست هستند!

این رفتار شناس جنسی گفت: البته دربعضی مواقع هم کارکنان و ارائه دهندگان خدمات بهداشتی-درمانی از طرح موضوع و کمک به مردم در مشکلات جنسی اجتناب می ورزند چون با موضوعات جنسی راحت نیستند؛ و از طرح موضوع به شدت معذب هستند؛ و یا از دانش و مهارت کافی در این زمینه برخوردار نیستند. از نظر آماری مطالعات نشان داده اند که شیوع مشکلات جنسی در طول زندگی زنان ۶۸ درصد و در زندگی مردان ۵۴ درصد است. پس نمی توان با توجه به این آمار زوجین ایرانی را استثناء و بدون مشکل جنسی در طول زندگی شان تصور کرد! طبیعی است که با افزایش سن فرد و افزایش طول زندگی زناشویی، و وقایع طول زندگی هر زوجی بر تعداد ،حدت و شدت مشکلات جنسی می افزاید.

دکتر مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: نباید فراموش کنیم که زیربنای ازدواج و روابط بین فردی در آن ازدواج را عواطف، محبت، عشق، همراه و همدل بودن تعیین می کند نه رابطه جنسی تناسلی صرف! پس هر گاه زوجین متوجه افول و یا کاهش یکی از آن مبانی و عوامل شدند به احتمال بسیار زیاد باید منتظر بروز مشکلات جنسی از هر نوعش باشند. چون رابطه جنسی خوشایند و به عنوان عامل و ضامن روابط خوب و لذت بخش بین زوجین، تنها محصول و پیامد رابطه صمیمانه، نزدیک، عاطفی و عاشقانه بین زن و شوهر است. در این صورت است که حتی اگر یکی از زوجین مشکل ارگانیک جنسی پیدا کرد به گونه ایی که عملکرد مناسب نداشت، لطمه چندانی به بدنه ازدواج و استحکام آن نخواهد خورد.

او با تاکید بر اینکه مشکلات و اختلالات جنسی مانند انسانها هستند در اشکال، اندازه و انواع مختلف دیده می شوند گفت: مشکلات جنسی زوجین الزاما شبیه یکدیگر نیست. تجربه مشکل جنسی به معنای این نیست که آن فرد ایرادی دارد بلکه اتفاقی هست که میتواند در هر مرحله از زندگی فرد به دلیلی و حتی بعضا بدون دلیل اتفاق بیافتد. چون مردم یاد گرفته اند که مشکلی در ارگان های جنسی موجب اختلالات جنسی می شود تا زمانی که ارگان های جنسی مشکلی پیدا نکرده است مردم مشکلات دیگر را شناسایی نمی کنند و طبیعتا از مراجع ذی صلاح کمک نمی گیرند.

این رفتار شناس جنسی در ادامه افزود: خبر خوب این است که اگر مشکل جنسی فقط به مشکلات ارگانیک محدود باشد هم تشخیص و هم درمان آسانتر است. بطور مثال مشکلات نعوظ در مردان به راحتی تشخیص داده می شود و به دلیل شناخته شدن عوامل ایجاد کننده، درمانگر امیدوار است که بتواند بیمار را کمک کند. بنابر این به زوجین توصیه جدی می شود که: با بروز هر مشکل ارتباطی، حتما از نظر جنسی هم از مراجع ذی صلاح و متخصص در زمینه جنسی و ازدواج کمک بگیرند و احتمال اثرات معکوس روابط جنسی بد خود را بر ایجاد مشکل فعلی ارزیابی کنند. زوجین حتما منتظر بروز مشکل جنسی و یا بدتر شدن آن نباشند. مانند دیگر ابعاد زندگی شان که برای ارتقاء و بهتر شدن آنها تلاش میکنند، در زمینه زندگی جنسی شان هم از مشاورین متخصص در این زمینه کمک بگیرند. فراموش نشود که پیشگیری بهتر از درمان است!

مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: با بروز هرگونه نگرانی در باره پاسخ ها و عملکرد جنسی، حتما و سریعا به متخصص جنسی مراجعه کنند؛ چون بی توجهی به مشکلات عملکرد جنسی نه تنها درمان آن را در دراز مدت دشوار می سازد، بلکه تاثیر منفی آن بر اعتماد به نفس فرد و روابط بین فردی با همسرش موضوع را پیچیده تر و بغرنج می کند. اصرار دارم که زوجین با وجود مشکل جنسی از نوع عملکردی آن را ایرادی بر فرد تلقی نکنند وفرد را در بروز این مشکل مقصر جلوه ندهند و او را برای اختلال عملکردی سرزنش نکنند چرا که اختلال جنسی مانند دیگر بیماریها به دلایل بیولوژیکی بروز می کنند و خود فرد دخالتی ندارد.

او در آخرین توصیه خود به زوجین اظهار کرد: موضوع جدی این است که زوجین به محض بروز نارضایتی و اختلال در روابط کلی بین خودشان به افراد متخصص مراجعه کنند؛ چرا که روابط بین زوج و روابط جنسی حلقه و سیکلی را تشکیل می دهند که اشکال در هر قسمت این دایره می تواند زندگی زناشویی را با مشکل و چالش روبرو کند. برای مراجعه به مشاور یا درمانگر زوجین باید در رابطه با آن مشکل با یکدیگر صحبت کرده باشند، بدون مقصر جلوه دادن دیگری به مشکل جنسی به لنز و عینک مجزا نگاه کنند و سعی کنند راجع به علل و ریشه های به یک نتیجه مشترک برسند و سپس به همراه یکدیگر برای حل آن مشکل مراجعه کنند. فراموش نکنید هر مشکل جنسی در ازدواج دو سر طیف دارد زن و شوهر! بنابراین باید مشکلات جنسی به دست هر دو نفر حل شود.

راه‌های داشتن زندگی شادتر

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

پرتال اجتماعی واکنش: برنامه‌ریزی برای زندگی شبیه تیراندازی است. باید مثل رابین‌هود خوب هدف بگیرید و با دقت و نیروی مناسب تیر را رها کنید. بیایید با کمک مهندس شعبانعلی، مدرس و نویسنده  هدف‌هایی هوشمندانه‌تر انتخاب کنیم. این هدف حتما نباید خرید یک خانه جدید یا یک ماشین لوکس باشد. شاید هدف شما کاهش وزن یا داشتن یک زندگی شادتر است.

گاهی نرسیدن به هدف دلیل تنبلی نیست
خیلی از هدف‌های ما ممکن است از لیست سال های گذشته وجود داشته باشند. پس قبل از اینکه سراغ هدف‌های جدید برویم با هم مرور کنیم که چرا به برخی از هدف‌های گذشته نرسیدیم. همیشه از برنامه‌های اولیه برای شروع جدید یادگیری زبان است. مثلا اگر با خود‌تان قرار گذاشته‌اید که از امروز ۲۰ لغت جدید یاد بگیرید و نشده، خود‌تان را سرزنش نکنید! بپذیرید خیلی از مواقع نرسیدن به هدف‌ها ناشی از تنبلی یا بی‌تعهدی ما نسبت به خودمان نیست بلکه از اول نوع انتخاب هدف اشتباه بوده. این هدف‌ها گاهی مثل یک کابوس بد در گوشه‌ای از ذهن می‌ماند و اذیت‌تان می‌کند. همه برنامه‌هایی که به آن نرسیده‌اید را حذف نکنید و بپذیرید بخشی از هدف‌های گذشته شما ناخواسته در جدول هدف‌های حال هم باقی می‌ماند. مگر با ۲ استثنا:

– یکی اینکه کلا سبک زندگی یا نگاه‌‌تان نسبت به گذشته تغییر کرده و از تاریخ مصرف بعضی هدف‌های‌تان گذشته. مثلا زمانی صرفا دوست داشتید زبان فرانسه یاد بگیرید اما الان آنقدر اولویت‌های مهم دیگری دارید که فرصتی برای یادگیری زبان جدید ندارید.

– دوم اینکه هدف‌های شما آموخته شده نباشد. یعنی چی؟ یعنی هدف‌هایی که برای فرد دیگری است و به‌نظر می‌رسد هر آدم شیک و باکلاسی باید آن هدف را داشته باشد! مثلا ورزش خیلی هم خوب است، اگر خود‌تان دوست داشته باشید و نه اینکه چون از دوستی شنیده‌اید هدف شما هم شده باشد.

جلوی اشتباه را هر کجا بگیریم منفعت است
ممکن است از لیست هدف‌های گذشته سه تا چهار مورد به لیست امسال مهاجرت کنند. گاهی از‌‌ همان ابتدا هدف‌هایی را انتخاب می‌کنیم که قابل نقض هستند و احتمال شکست در آنها وجود دارد. به محض اینکه برای اولین‌بار از هدف‌مان (حتی اگر کوچک هم باشد) عقب می‌مانیم مسیر را برای دور زدن هدف باز می‌کنیم! یعنی اگر قرار است شبی پنج لغت انگلیسی بخوانید و کاری پیش می‌آید به خود‌تان می‌گویید حالا امشب هم نشد نشد! حالا این بار به خود‌تان تعهد بدهید و بگوید که من هر هفته باید ۳۵ لغت جدید یاد گرفته باشم.

این‌جوری خیلی سخت‌تر می‌توانید هدف را نقض کنید. از اوایل هفته حواس‌تان هست که باید ۳۵ لغت بخوانید. به جای اینکه بگویید هر روز ۳۰ دقیقه پیاده‌روی می‌کنم، هفتگی‌اش کنید. گاهی تصمیم می‌گیرید امروز پنج لغت زبان بخوانید و دقیقا در همان لحظه کاری برای یکی از دوستان‌تان پیش می‌آید و نمی‌توانید به برنامه‌‌تان برسید. به خاطر همین می‌گویم این برنامه‌ریزی‌ها را هفتگی در نظر بگیرید. هیچ‌کسی نمی‌تواند برای یادگیری ۳۵ لغت زبان در هفته بهانه بیاورد.

سطح زندگی با سبک زندگی متفاوت است
اگر در هدف‌نویسی جزئیات می‌نویسید حواس‌تان باشد که شرایط را خطرناک نکنید! یعنی این جزئیات‌نویسی کل ماجرا را خراب نکند، البته منکر نمی‌شوم که گاهی همین جزئیات‌نویسی بسیار کمک می‌کند اما گاهی مبنایی می‌شود برای نابودی برنامه‌ریزی‌های بعدی برای رسیدن به هدف‌‌تان . مثلا در سال جدید با این هدف که تماشای فیلم به نگرش و فرهنگم کمک می‌کند، می‌خواهید فیلم ببینید.

بعد یکی از دوستان‌تان به شما می‌گوید ببین اگر فیلم می‌خواهی ببینی حرفه‌ای ببین، اتفاقی که برای منِ محمدرضا شعبانعلی هم افتاد. دوستم گفت کارگردان به کارگردان فیلم ببین. همین جزئیات کارگردان به کارگردان برنامه‌ام را به هم ریخت. اما مثلا اگر نوشته بودم در هفته یا در ماه پنج فیلم می‌بینم، رسیدن به آن قابل کنترل‌تر بود. به همین خاطر خیلی وقت‌ها هدف‌گذاری‌های‌مان براساس سبک زندگی نیست، بلکه بر اساس سطح زندگی است.

هدف‌های سبک زندگی را تعریف کنید
یکی از مدیران ثروتمند و موفق ایرانی حرف جالبی می‌زند: «آخر ثروتمند شدنت و ته لذتش این است که دوستانت را دور هم جمع کنی، یک فیلم بگیری، دور هم فیلم ببینید و پسته و کشمش بخورید!» پس همین حالا هم می‌توانید از زندگی لذت ببرید و دوستان‌تان را دور هم جمع کنید. دید ما این است که باید یک هدف بزرگ مثل ثروتمند شدن داشته باشیم و به خودمان قول می‌دهیم که هر وقت پولدار شدم دوستانم را دور هم جمع می‌کنم، اما بیایید در سال جدید چند هدف سبک‌زندگی تعریف کنید، مثلا اینکه هر هفته  یا هر دو هفته یک جلسه سه الی چهار ساعته بگذارید و یک فعالیت گروهی همراه با دوستان‌تان داشته باشید.

ممکن است سال اول فقط کتاب دور هم بخوانید و فیلم ببینید ولی ۱۰ سال بعد یک سینما اجاره کنید! اما اصل سبک زندگی همین است و در‌‌نهایت همین که سه‌،چهار ساعت در هفته را از الان که جوان‌تر هستید برای دوستان‌تان و تفریح دورهمی وقت می‌گذارید، نشان می‌دهد که بعدها هم که پولدار شدید این کار را خواهید کرد. یک هدف سبک زندگی دیگر اینکه: با وجودی که من یک ایرانی‌ام اما چه خوب می‌شود اگر چند ساعت در هفته سبک نگاه جهانی داشته باشم، بنابراین باید گاهی سایت‌های مهم و خبرگزاری‌های خوب دنیا را رصد کنم درنتیجه باید کمی زبانم را بهتر کنم! می‌بینید که همه این هدف‌ها زنجیر‌وار به هم متصل‌‌اند. درستش هم همین است. تا کی می‌خواهید کنتور بیندازید که ۱۳۰۰ لغت حفظ شده‌ام، ۱۴۹۲تا شد؟! ولی با این هدف‌های سبک زندگی رشد بیشتری هم خواهید داشت. نسبت به دوستان‌تان هم شادتر هستید و دیگر از هدف‌گذاری‌های افراطی بی‌نتیجه هم خبری نیست.

زندگی شادتر

هدف شما نباید وابسته به فرد دیگری باشد

 

هدف شما نباید وابسته به فرد دیگری باشد
ریسک بالا در هدف‌گذاری این است که ناخواسته هدف‌مان به نوع عملکرد فرد دیگری مرتبط باشد، مثلا می‌خواهید درآمد‌تان در محل کار بالا برود و حقوق ۵۰۰ هزار تومان‌‌تان را به ۸۰۰ هزار برسانید. دو نکته اینجا وجود دارد: آیا کنترل این عدد در دست شماست؟ خب اگر نیست، نرسیدن به این برنامه حال‌تان را بد هم می‌کند. گاهی هم به این برنامه می‌رسید اما باز هم اصطلاحا دردی از شما را دوا نمی‌کند! حقوق‌تان شد۸۰۰ هزار تومان اما باز هم یک سری قسط و بدهی دارید.

بعد به این می‌رسید که مخارج من ۸۰۰ هزار نیست و ۸ میلیون است که آن هم در حال حاضر اصلا عملی نیست. اگر برای زندگی سازمانی هدفی می‌گذارید، حواس‌تان باشد که حتما جنس آن هدف‌گذاری مهارتی باشد، مثلا یک مهارت‌هایی را یاد بگیرم که خودبه‌خود برایم تبعات رشد سازمانی هم به دنبال خواهد داشت، ولی اگر هم رشد سازمانی نداشتم (که همه‌اش هم دست من نیست) چیزی را نباخته باشم.

گاهی به جای هدف، خط‌مشی بگذارید
خیلی مواقع هدف‌هایی که رسیدن به آن وابسته به فرد دیگری است، اعتمادبه‌نفس را کم می‌کند. اینکه به آن هدف نرسید و بعد مدام خود‌تان را مقصر بدانید و سرزنش کنید اصلا خوب نیست. مثلا برای رسیدن به هدف‌ یادگیری لغت‌های زبان، درنهایت اگر نشود مقصر خود شما هستید اما خیلی از مواقع هدف افزایش حقوق هدفی است ذاتا در اختیار تصمیم دیگران.

یک سهمی از آن دست خود‌تان است اما بخشی‌ هم بستگی به رئیس‌‌تان دارد یا بستگی به رونق و رکود بازار دارد و. . . منظور من این نیست که از این دست هدف‌ها نگذارید اما همیشه نقش دیگران را هم در نظر بگیرید تا بعد اذیت نشوید. برای این هدف‌ها می‌توان درصد گذاشت که چه میزانی از آن به تلاش شما بستگی دارد و چه میزان در گرو مساعدت دیگران است. همچنین اگر می‌خواهید فعالیت گروهی را در سازمان‌تان بیشتر کنید. این را نه به‌عنوان هدف بلکه به‌عنوان «خط مشی» در نظر بگیرید و برایش تلاش کنید.

تفاوت خط‌مشی و هدف: هدف یا تیک می‌خورد یا نه، اما خط‌مشی کمی نرم‌تر از هدف است. خط‌مشی این است که من سعی می‌کنم آدم خوش‌اخلاق‌تری باشم و برای آن تلاش می‌کنم. اما اگر خوش‌اخلاقی هدف‌‌تان بشود ممکن است این اتفاق بیفتد: در خیابان یا محل کار کسی شما را ناراحت می‌کند، بعد مدام یک چیزی در ذهن شما آلارم می‌دهد که دیدی نشد؟! بعد هم که هدف تیک نمی‌خورد مدام می‌گویید دیدی بهش نرسیدم؟!

در کنار لیست هدف، یک لیست پاداش هم داشته باشید
متاسفانه بعد از رسیدن به هدف هم جایزه‌ای برای لذت بردن به خودمان نمی‌دهیم. اصلا باید در کنار لیست هدف، یک لیست پاداش هم داشته باشید. معمولا هم گفته می‌شود حداقل ۵۰ مورد را باید در این لیست بنویسید. این ۵۰ مورد جایزه‌هایی است که شما را خوشحال می‌کند. از یک مرخصی گرفتن ساده از محل کار و مسافرتی کوتاه در حومه شهر گرفته تا ۱۰۰هزار تومان هزینه برای خریدی که اصلا لازمش ندارید اما حال‌تان را خوب می‌کند.

همیشه فکر می‌کردیم همین که به دانشگاه برویم یک آدم متفاوت می‌شویم اما یادمان رفته بود همان‌هایی که یک سالی بود که در آن دانشگاه تحصیل می‌کردند قبلا دبیرستانی بودند! کمی هنر لذت بردن‌تان را بالا ببرید. گاهی لیست‌های هدف‌گذاری بلند و بالایی داریم ولی از آن طرف لیستی نداریم که بعد از تیک خوردن هدف، حال‌مان را خوب کند، بنابراین فقط دنبال تیک زدن هدف‌ها نباشید. از رسیدن به هدف لذت ببرید و گرنه انگیزه‌ای برای رسیدن به هدف‌های بعدی نخواهید داشت.

الگوی رفتاری آدم‌های موفق  
سبک هر کسی برای انتخاب هدف‌ متفاوت است، اما بعد از سال‌ها مطالعه زندگی آدم‌های موفق به این نتیجه رسیده‌ام که همه آنها یک هدف بزرگ دارند و هدف‌های کوچک آنها بخشی از‌‌ همان هدف‌ بزرگ‌ است. مثلا آدم‌های بسیار موفق با خودشان می‌گویند اگر می‌خواهم امسال به سفر بروم همین مسافرت هم بخش کوچکی از هدف بزرگ امسال من است. هدف‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت مثل یک آبشاری است که از بالا به پایین می‌ریزد و پله‌پله پایین می‌آید.

چهار هدف کوچک‌تر فصلی هم داریم، اما ذاتش‌‌ همان هدف یک ساله است. بهتر است که از آن هدف بزرگ شروع کنیم. مثلا اینکه در پایان امسال حالم بهتر باشد و شاد‌تر از سال گذشته زندگی کنم. کسی نمی‌تواند بگوید این هدف غلط است یا اینکه چرا شاخص اندازه‌گیری خوشحالی نداری! خب در مرحله بعد، هدف را تقسیم کنید بر اینکه چه چیزهایی باعث خوشحالی شما می‌شود. رسیدن به هدف‌های کاری، افزایش یادگیری، ارتقا مهارت‌ها و. . . همه این هدف‌های کوچک در‌‌نهایت منجر به خوشحالی شما در پایان سال می‌شود. بعد هم برنامه‌ریزی‌های فصلی، ماهیانه و بعد هم هفتگی.

حریم خصوصی در زندگی زناشویی

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

پرتال اجتماعی ممتاز نیوز:وقتی صحبت از لزوم حریم خصوصی در روابط میان فردی می شود، همه موافق هستند به اینکه هیچ فردی به ما نمی تواند آنقدر نزدیک باشد که همه اسرار درونی مان را با او در میان بگذاریم. اصلا در میان گذاشتن تمام آنچه در درون ما می گذرد یا مسائلی که برای ما پیش می آید به یک نفر، با عقل نیز سازگار نیست

اما اگر صحبت به لزوم حریم خصوصی در روابط همسران برسد، برخوردها متفاوت می شود. برخی چنان موضع گیری می کنند که گویی وجود حریم خصوصی در رابطه همسران قدم اول طلاق یا حداقل قدم اول طلاق عاطفی است.

البته از حق نگذریم در مقابل نیز برخی چنان از لزوم حریم خصوصی در رابطه طرفداری می کنند که گویی می خواهند همسران را به دو نفر با داشتن رابطه ای در حد همکاری سوق دهند؛ اما حد میانه و نقطه تعادل در این بین کجاست؟

همیشه برخوردهای همراه با افراط و تفریط از آنجایی ناشی می شود که افراد باورهای اشتباهی در مورد موضوع دارند. در رابطه با موضوع داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران نیز داستان به همین منوال است. متاسفانه باورهای غلطی در این مورد وجود دارد که به موضع گیری هایی غیرمنطقی منجر می شود. باورهایی که در این شماره برخی از آنها را مرور می کنیم.

«ازدواج شریک شدن در همه ابعاد است؛ پس حریم خصوصی در روابط همسران بی معناست.»
بسیاری از همسران تصور می کنند وجود حریم خصوصی معنایی ندارد و تصور می کنند هر چقدر بیشتر به همسرشان نزدیک باشند بهتر است. اگر به یاد داشته باشیددر مورد عوارض خودتمایزنیافتگی مطلبی داشتیم و اشاره کردیم که نبود استقلال عاطفی در همسران، خود یکی از دلایل طلاق به شمار می رود.

داشتن حریمی خصوصی در روابط با اطرافیان از جمله با همسر، یکی از نشانه های استقلال عاطفی به شمار می رود. هر چند حریمی که در ارتباط با همسر وجود دارد متفاوت با دیگران است.

اما اگر هنوز هم به لزوم حریم خصوصی قانع نشده اید بد نیست به این نکته توجه داشته باشید که همسرانی که هیچ حریم خصوصی برای خود و همسرشان قائل نیستند غالبا در روابط خود با همسرشان دچار سوءتفاهم هایی جدی می شوند. یکی از رایج ترین این موارد نقش دادن به همسر به شکلی افراطی است.

به عنوان مثال این افراد همسر خود را مسئول تمام احساسات خود دانسته و از او انتظار دارند تا او را خوشحال کند و یا زمانی که ناراحت و عصبانی هستند، همسرشان فکری به حال آنها بکند؛ موضوعی که می تواند باعث اختلاف، کشمکش و البته احساس سرخوردگی شدیدی در روابط بین همسران شود.

«وجود حریم خصوصی نشاندهنده عدم اعتماد همسران به هم است.»
این تصور از آنجا ناشی می شود که همسران به اشتباه وجود حریم خصوصی را مساوی با دروغگویی و مخفی کاری در نظر می گیرند، در حالی که اگر تصویر درستی از این موضوع داشته باشند متوجه خواهند شد که همسران می توانند به هم اعتماد داشته باشند، موضوعاتی که به بهبود یا عمق بخشی رابطه آنها کمک می کند را از همدیگر مخفی نکنند اما در عین حال هر یک حریمی خصوصی داشته باشند.

«من هم دوست همسرم هستم، هم همسر او، او نیازی به داشتن حریم خصوصی ندارد.»
واقعیت این است که هر چقدر هم همسران به هم نزدیک باشند و از نظر عاطفی به هم وابسته و هر چقدر هم احساس کنند همدیگر را به صورتی کامل درک می کنند، باز هم در زندگی آنها موضوعاتی وجود دارد که به دلیل تفاوت های مردان و زنان، همسران احساس خواهند کرد که نمی توانند آنها را با همسر خود در میان بگذارند. به عنوان مثال جزیی نگری خانم ها باعث می شود آنها به موضوعاتی توجه داشته باشند که در صورتی که با همسر خود در میان بگذارند، با واکنش منفی او مواجه شوند.

یا ممکن است جنس قضاوت آقایان در مورد مسائل مختلف و افراد به شکلی باشد که خانم واکنشی منفی به آن نشان دهد. در این وضعیت مطرح نکردن صحبت هایی که اصطلاحا زنانه یا مردانه هستند با همسر، نه تنها عجیب نیست که شاید بتواند مانع ایجاد سوءتفاهم در رابطه همسران شود.

و در مقابل اگر قرار باشد شما اصرار زیادی داشته باشید تا همسرتان همه چیز را با شما در میان بگذارد، این موضوع احتمال دلخوری را بیشتر خواهد کرد.

 43

«من حریم خصوصی خودم را دارم، اگر همسرم نمی خواهد حریمی برای خود قائل شود، مشکلی نیست.»
توجه داشته باشید که رابطه همسران در ازدواج رابطه ای همراه با بده و بستان است. اگر قرار باشد یک نفر همه اش در حال دادن باشد و طرف مقابل متناسب با او رفتار نکند، احتمالا بعد از مدتی مشکل ایجاد خواهد شد. در عوض اصرار روی حفظ مرزهای شخصی خود، سعی کنید در درجه اول با جلب اعتماد همسرتان و سپس با دادن آزادی های منطقی به او هم از وجود حریم خصوصی برای خودتان حساسیت زدایی کنید و هم همسرتان را تشویق به داشتن حریمی شخصی برای خودش کنید.

«حریم خصوصی من، پیش از ازدواج با بعد از آن تفاوتی ندارد.»
اگر قرار باشد تصور کنید همانطور که والدین یا خواهر و برادر شما مرزهای شخصی شما را رعایت می کرده اند، همسرتان نیز باید همانگونه رفتار کند، احتمالا بعد از مدتی متوجه خواهید شد که در رابطه شما و همسرتان مشکلاتی ایجاد شده است. بهتر است در نظر داشته باشید که نزدیکترین فرد به شما از نظر احساسی همسرتان است، پس اگر تمایل به مخفی کردن حجم زیادی از مسائلی دارید، احتمالا ایرادی در رابطه شما وجود دارد. شاید این سوال برای شما ایجاد شود که چه میزانی از داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران ایراد دارد؟ هر چند پاسخ دقیق دادن به این سوال از هر همسری تا همسر دیگر متفاوت است اما می توان خط قرمز مشخصی را برای تمام همسران تعریف کرد. اگر میزان حریم شخصی یا به عبارتی «من» در رابطه همسران بیش از رابطه مشترک آنها یا «ما» است یا کیفیت آن را تحت تاثیر قرار می دهد، همسران باید در تعریف خود از حریم خصوصی تجدید نظر کنند.

«حریم خصوصی برای تمام همسران یکسان است.»
روابط هر کدم از همسران با یکدیگر ویژه و منحصر به فرد است. به همین دلیل نیز نمی توان برای آنها به صورت مطلق قانونی وضع کرد. به عنوان مثال همسرانی که هر دو شاغل هستند نیاز دارند تا حریم خصوصی متفاوتی نسبت به همسرانی داشته باشند که تنها یکی از آنها شاغل است. در عین حال که شخصیت هر کدام از همسران نیز در این امر تعیین کننده است. به عنوان مثال نیاز افراد درونگرا و برونگرا در داشتن حریم خصوصی و میزانی که آنها برای حریم خصوصی خود در نظر می گیرند متفاوت است. شرایط تربیتی افراد در خانواده ها نیز دراین امر بی تاثیر نیست.

به عنوان مثال فردی که در خانواده ای پرجمعیت بزرگ شده و همیشه با خواهران یا برادران خود یک اتاق داشته شرایطی متفاوت با فردی دارد که تک فرزند است یا همیشه در خانواد خود اتاقی مجزا داشته است. به خاطر همین دلایل نیز نمی توان نسخه واحدی برای همه همسران پیچید. از طرفی برخی ویژگی های شخصیتی مانند دیر اعتماد کردن یا سوءظن داشتن می تواند موضوع حریم خصوصی در رابطه همسران را با پیچیدگی هایی خاص همراه سازد.

«از ابتدا تا انتهای ازدواج حریم خصوصی همسران یکسان است.»
این نیز از آن اشتباهاتی است که برخی همسران مرتکب می شوند. واقعیت این است که تنها زمانی وجود حریم خصوصی ایجاد مشکل نمی کند که همسران به اندازه کافی از همدیگر شناخت داشته و البته به همدیگر اعتماد داشته باشند. پس طبیعی است که در اوایل ازدواج که هنوز شناخت زیادی از هم شکل نگرفته ممکن است اصرار بر ایجاد حریم خصوصی ایجاد سوءتفاهم کند.

از سویی در برخی موقعیت ها ممکن است یکی از همسران ترجیح دهد به صورتی موقت حریمی وسیع تر برای خود قائل شود. البته این موضوع بیشتر در مورد آقایان صدق می کند، چرا که با توجه به بالا بودن پیوندجویی در خانم ها تمایل دور شدن از همسرشان ممکن است کمتر پیش بیاید.

گاهی نیز تغییر در شرایط زندگی می تواند وضعیت را به صورتی موقت دچار تغییر کند. به عنوان مثال همسرانی که ناچارند در شهری دور از خانواده و دوستان سابق خود زندگی کنند، ممکن است تا مدتی احساس کنند تمایلی به داشتن حریم خصوصی سابق خود ندارند.

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی