مــهر پــاتــوق

سبک زندگی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶
فیلم دزدان دریایی کاراییب ۵ ۲۰۱۷
دانلود فیلم دزدان دریایی کاراییب 5
دانلود فیلم سریع و خشن ۸ ۲۰۱۷
دانلود فیلم سریع و خشن 8 2017
دانلود فیلم ایرانی سلام بمبئى
دانلود فیلم سلام بمبئى با لینک مستقیم
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا

تبلیغات

عوامل موثر در بر هم خوردن زندگی زناشویی

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

عوامل موثر در بر هم خوردن زندگی زناشویی

زیاده‌خواهی در امور جنسی از عوامل بر هم زننده زندگی‎ زناشویی است

عوامل موثر در بر هم خوردن زندگی زناشویی
مطالبی که در این مقاله ذکر می شود نقش مهمی در برهم زدن پایه و اساس زندگی زناشویی و ایجاد اختلافات در بین همسران دارد، پس سعی کنید از آنان پرهیز کنید.

از جمله علل مهمی که تیشه به ریشه خانواده می‌زند ناهماهنگی، نداشتن توافق، زیاده‌روی یا زیاده‌خواهی در امور جنسی همسران است که می‌تواند برهم‌زننده نظام خانواده باشد.

در واقع بیشتر اختلاف زن و شوهر‌ها گرچه به ظاهر بر سر جزییات زندگی است اما اصل و منشاء آن در اسرارخواب آنان نهفته است و ریشه‌اش ناهمگونی جنسی است. به گفته صاحب نظران از همه مشکلاتی که دامنگیر زن و شوهر می‌شود می‌توان چشم پوشی کرد به جز ناهماهنگی جنسی که کاملا نظام زن و شوهری را می‌گسلد‌.

اما سوال اینجاست منشاء پیدایش این ناهمگونی جنسی از کجاست؟
حجت الاسلام و المسلمین دکتر عابدینی، روان‌شناس در این باره می‌گوید: در روابط نزدیک زناشویی، در زن غرایز جنسی معینی وجود دارد که نشان می‌دهد کی و چه زمانی می‌تواند به روابط زناشویی بپردازد و تمکین کند. اما متاسفانه در اغلب ازدواج‌ها مرد به خاطر ناآگاهی و نداشتن اطلاعات درست از روابط زناشویی، این شرایط زن را به کلی نادیده می‌گیرد و با تبعیت از تمایلات افسار گسیخته جنسی خود، زن را در اوقاتی که آمادگی ندارد وادار به انجام روابطی می‌کند که او، آن را حقوق زناشویی می‌خواند و همین عامل سنگ بنای سردمزاجی و تنفر زن از ادامه و تکرار روابط زناشویی می‌شود.

اثرات شوکی که در نتیجه یک چنین روابط جنسی ناهماهنگ بر مغز و روان یک زن با آن احساسات لطیف و آسیب پذیر وارد می‌شود، به قدری عمیق است که احتمال دارد اثرات منفی آن در سراسر زندگی و طرز تلقی نامطلوب او نسبت به امور جنسی و زناشویی دیده شود.

در روابط زناشویی که در آن زن و مرد با همدیگر به همکاری می‌پردازند یک نوع نیرو یا انرژی مطلوب رد و بدل و باعث ارتقا قوت و قدرت طرفین می‌شود. اما وقتی رابطه یکطرفه و اجبار در کار باشد یعنی مرد اصرار به انجام این اعمال داشته باشد و زن به‌آن مایل نباشد، نه تنها صدمات جسمانی و روانی زیادی به زن وارد می‌شود بلکه آن انرژی‌ای که مرد از دست داده مجدد به دست نخواهد آورد و دچار زیان می‌شود.

رابطه زناشویی,دانستنیهای جنسی,رابطه جنسی

ناتوانی جنسی از شش ماه پس از ازدواج بر اثر زیاده روی‌ جنسی بروز می‌کند‎

موضوع دیگری که میتوان به به آن اشاره کرد، آن‌که وقتی مرد به کرات و اجبار همچون وعده‌های شام و ناهار اصرار به برقراری روابط زناشویی می‌ورزد، به نوعی خود باعث هدر رفت انرژی و قوتی می‌شود که باید صرف کارهای مهم زندگی کند و این ناهماهنگی را می‌توان بنوعی زیاده‌روی جنسی دانست.

در زیاده‌روی‌های جنسی ناهمگون و ناهماهنگ که این روز‌ها در بسیاری از زندگی همسران دیده می‌شود و دلیل اصلی آن محرکات محیطی از نوع (سمعی، بصری و حسی) است، این مرد است که زیان اصلی را خواهد دید. چرا کهدر روابط زناشویی ناهماهنگی که در آن اعتدال رعایت نشود مرد زود‌تر از زن به مرز زیاده روی و اتلاف انرژی خواهد رسید و عملا ناتوانی جنسی و پیری قبل از موعد را سبب می‌شود. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که بروز اختلالات یا ناتوانی جنسی از شش ماه پس از ازدواج بر اثر این‌گونه زیاده روی‌ها بروز می‌کند.

متاسفانه در بسیاری از سایت‌های غیرمجاز اینترنتی و فیلم‌ها و میان برنامه‌های مبتذل ماهواره‌ای به نمایش گذاشته می‌شود و تاسف بار‌تر این‌که هیجانات کاذب آن موجب می‌شود برخی همسران بخصوص جنس مرد به برقراری این اعمال نامتعارف و غیر بهداشتی در روابط زناشویی خود اقدام کنند.

وضعیتی که زن در ارتباط با سوءاستفاده و تعرض‌های نامناسب و نامتعارف جنسی از سوی همسر یا با زیاده روی‌های زناشویی روبه‌رو می‌شود رابطه‌ای است که در آن به دلیل یکطرفه بودن عمل جنسی، زن تبدیل به ابزاری می‌شود در دست مرد برای دفع آتش شهوت. چرا که وقتی مرد به طرز غیر عادی و با محرکاتی کاذب برانگیخته شود بی‌ملاحظه شده و دیگر قادر نخواهد بود به حقوق زناشویی همسر خود احترام گذاشته و یک پاسخ عاطفی دهد و در نتیجه برقراری رابطه‌ای که میلی به آن نباشد برای زن نفرت انگیز، تحمیلی، ملامت بار، پست و مبتذل خواهد شد.

این روابط غیر بهداشتی خارج از عرف و زیاده روی‌ها نه تنها یک بی‌حرمتی اخلاقی به حریم زن است بلکه سرچشمه ضعف و آسیب‌های جسمانی او نیز هست. زیاده روی‌های جنسی و رنجشی که سبب آسیب زن شده حتی برقراری یک همدلی، همکلامی یا مصاحبت دوستانه و صمیمانه را امکان ناپذیر می‌کند و قدرت و نیروی این دشمنی جنسی به حدی است که بسیاری از زنان را به دادگاه و طلاق می‌کشاند.

به یاد داشته باشید، انگیزه جنسی آن طور که عموم مردم تصور می‌کنند تنها یک تجلی جسمی نیست بلکه سراسر وجود و روان یک شخص را در بر می‌گیرد و اگر بی‌حرمتی جنسی رخ‌دهد، آن چنان نارضایتی در خداوند و آن چنان نفرت و دشمنی بین زن و مرد به وجود می‌آورد که می‌توان آن را دقیقا با شدت محبتی که همسران قبلا نسبت به یکدیگر داشتند مقایسه کرد که متاسفانه در جامعه امروز ما هزاران زن این بی‌حرمتی جنسی را تجربه کرده‌اند و به دلیل شرم از ابراز آن ناچار به سکوت شده‌اند.

اغلب مردان از نظر برخوردار شدن از رابطه جنسی همیشه آمادگی دارند. به عبارت دیگر مرد فقط در انتظار این است که زن او را دعوت کند؛ اما چون زن تنها در دوره‌هایی خاص قابلیت پذیرش بالایی دارد و خود به این امر واقف است، باید مرد این را بپذیرد که امکان برقراری این روابط تنها در زمان‌هایی خاص موجب انتقال انرژی مطلوب به او می‌شود و بیش از این قوت خود را به هدر ندهد.

دکتر عابدینی با اشاره به این موضوع می‌افزاید زن و مرد باید دوره‌های مباشرت خود را که اغلب از سوی زن تعیین می‌شود بتدریج منظم کنند تا جاذبه و گرمی این روابط باقی روز‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. مردان باید بدانند که دوره‌هایی در زندگی زن وجود دارد که طی آن زن از هر حیث خودش نیست. در حوالی این دوره زن فوق‌العاده به عصبانیت، حساسیت و ترشرویی گرایش دارد. دست کم در چنین اوقاتی مرد باید ملاحظه حال زن را بنماید و سعی کند با زن توأم با درک و محبت و احترام برخورد کند و مطمئن باشد بازتاب یک محبت واقعی به زن، دریافت هزاران محبت است.

بنابراین برای این‌که بتوانید از روابط زناشوییتان محافظت کنید باید یک عاشق ملاحظه کار باشید. این ملاحظات بیش از هزار راه قانونی، پیوند زناشوییتان را محکم نگه می‌دارد و وجود یک چنین پیوندی است که ازدواج را مقدس می‌کند

از کجا بفهمیم دختری واقعا زن زندگی مان است؟

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

قرار نیست زن زندگی شما بدون نقص باشد، همین که از نظر شما کامل باشد کافی است. اما از کجا باید بدانید که او را پیدا کرده اید؟ در اینجا ۹ علامت این که شما زن زندگی خود را یافته اید و روزهای مجردی شما به سر رسیده معرفی شده اند:

۱ – او شما را می سازد

بعضی از دخترها باعث می شوند که در مقابل دیگران به شما احساس کوچک بودن و حماقت دست بدهد. اما دختر رویاهای شما اینطور نیست. در واقع او زمانی که اشتباهی کرده اید اعتماد به نفس شما را باز می گرداند، و زمانی که او در کنارتان است احساس کامل بودن می کنید.

۲ – او نمی خواهد شما را عوض کند

زنی که از شما می خواهد حتی کوچک ترین رفتارهایتان را عوض کنید هیچ گاه شما را همانگونه که هستید نخواهد پذیرفت. زنی که شما را دوست داشته باشد سعی نمی کند دوست هایتان، طرز لباس پوشیدنتان، سرگرمی ها و یا حتی شغلتان را عوض کند. او شما را همانطور که هستید دوست دارد و می پذیرد.

۳ – او بزرگترین مشوق شما است

زمانی که می خواستید آن کار را بگیرید او به شما کمک کرد که برای مصاحبه آماده شوید و زمانی که آن کار را گرفتید هیچ کس به اندازه او خوشحال نشد. شاید او در بازی هایی که می کنید استاد باشد، ولی اگر بداند بردن برایتان خیلی مهم است می گذارد شما برنده شوید. او می خواهد شما همیشه برنده و موفق باشید و در این راه به شما کمک می کند.

۴ – شما او را تحسین می کنید

شما می توانید آشپزی کردن او ، توانایی های مدیریتی او، شم اقتصادی اش و یا ظرافت زنانه اش را تحسین کنید. چیزی که مهم است این است که شما او را تحسین کنید و از این که او را دارید احساس غرور کنید، این که او قهرمان شما باشد و شما هم قهرمان او باشید.

۵ –  به فضای خصوصی شما احترام می گذارد

بعضی زن ها می خواهند زمان همسرشان را کنترل کنند، ولی او اینطور نیست. او به شما فضا و زمان کافی می دهد تا علایقتان را بدون احساس گناه دنبال کنید. او به آزادی خودش نیز احترام می گذارد و می فهمد که زمانی که جدا از یکدیگر می گذرانید باعث می شود زمانی که با هم می گذرانید لذت بخش تر شود.

۶ – می توانید در مورد مشکلاتتان حرف بزنید

آنقدر به رابطه خودتان اطمینان دارید که بتوانید زمانی که شما را ناراحت کرده است به او بگویید. او نیز در مورد کارهایی که شما کرده اید و او را ناراحت کرده است با شما حرف می زند. با این حال هر دوی شما این انتقادها را تحمل می کنید، چرا که همدیگر را دوست دارید.

۷ – او شما را می خنداند

شوخ طبعی یکی از اولین چیزهایی است که یک مرد را به یک زن جذب می کند و در زمان سختی ها و مشکلات به شما کمک می کند سختی ها را پشت سر بگذارید. اگر او باعث می شود با صدای بلند بخندید و وقتی دور و بر شماست دنیا روشن تر می شود، او را هرگز ترک نکنید.

۸ – شما می توانید با هم کنار بیایید

اگر راهی برای حل مشکلات کوچک و کنار آمدن با هم پیدا کرده اید، پس به احتمال زیاد در زمان چالش های بزرگتر نیز می توانید با هم از پس آنها بر بیایید. اینکه بتوانید صحبت کنید، گوش کنید و با هم کنار بیایید مهارتی است که هر رابطه ای برای اینکه ادامه پیدا کند به آن نیاز دارد.

۹ – تنها او را می بینید

شما به دختر حسابداری که در دفترتان کار می کند یا آن صندوقدار مغازه که همیشه به شما لبخند می زند هیچ توجهی نمی کنید. به هیچ زن دیگری نمی توانید نزدیک شوید. زمانی که او تنها دختری است که فکر شما را به خودش مشغول می کند و از فکر کردن به او احساس خوشحالی می کنید، یعنی اینکه شما شخص خاصی را پیدا کرده اید.

یک رفتار شناس جنسی در مورد مشکلات جنسی بین زوجین اظهار داشت: باید به این موضوع توجه کنیم که رابطه جنسی یک موضوع دو طرفه است و نباید دنبال مقصر گشت. سرزنش کردن و به دنبال مقصر بودن این مشکلات را بین زوجین پیچیده تر می کند. دکتر عفت السادات مرقاتی خویی با اشاره به اینکه احتمال اینکه زوجی در صورت مواجهه با مشکلات جنسی در زندگی شان به متخصص در حوزه جنسی مراجعه کنند امروزه افزایش پیدا کرده است، اظهار کرد: دلیل آن نگاه بدون تعصب و جامع به موضوعات جنسی در جامعه میتواند باشد.

او در ادامه بیان کرد: لذا در جامعه زمان مراجعه را شاید همان دیدگاه ها، باورها و تعصبات نسبت به مسائل جنسی تعیین می کند. تعدادی از افراد معتقدند نباید برای کمک گرفتن راجع به مشکلات جنسی شان مراجعه کنند چون روابط جنسی را موضوعی بسیار خصوصی میدانند، عده ایی دیگر باور دارند که مشکل جنسی خودبخود حل می شود و آن را به فطرت جنسی و گذر زمان واگذار میکنند، برخی معتقدند باید با آن ساخت و هیچکس قادر به حل مشکل آنها نیست. باید بگویم همه این باورها به نوعی نادرست هستند!

این رفتار شناس جنسی گفت: البته دربعضی مواقع هم کارکنان و ارائه دهندگان خدمات بهداشتی-درمانی از طرح موضوع و کمک به مردم در مشکلات جنسی اجتناب می ورزند چون با موضوعات جنسی راحت نیستند؛ و از طرح موضوع به شدت معذب هستند؛ و یا از دانش و مهارت کافی در این زمینه برخوردار نیستند. از نظر آماری مطالعات نشان داده اند که شیوع مشکلات جنسی در طول زندگی زنان ۶۸ درصد و در زندگی مردان ۵۴ درصد است. پس نمی توان با توجه به این آمار زوجین ایرانی را استثناء و بدون مشکل جنسی در طول زندگی شان تصور کرد! طبیعی است که با افزایش سن فرد و افزایش طول زندگی زناشویی، و وقایع طول زندگی هر زوجی بر تعداد ،حدت و شدت مشکلات جنسی می افزاید.

دکتر مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: نباید فراموش کنیم که زیربنای ازدواج و روابط بین فردی در آن ازدواج را عواطف، محبت، عشق، همراه و همدل بودن تعیین می کند نه رابطه جنسی تناسلی صرف! پس هر گاه زوجین متوجه افول و یا کاهش یکی از آن مبانی و عوامل شدند به احتمال بسیار زیاد باید منتظر بروز مشکلات جنسی از هر نوعش باشند. چون رابطه جنسی خوشایند و به عنوان عامل و ضامن روابط خوب و لذت بخش بین زوجین، تنها محصول و پیامد رابطه صمیمانه، نزدیک، عاطفی و عاشقانه بین زن و شوهر است. در این صورت است که حتی اگر یکی از زوجین مشکل ارگانیک جنسی پیدا کرد به گونه ایی که عملکرد مناسب نداشت، لطمه چندانی به بدنه ازدواج و استحکام آن نخواهد خورد.

او با تاکید بر اینکه مشکلات و اختلالات جنسی مانند انسانها هستند در اشکال، اندازه و انواع مختلف دیده می شوند گفت: مشکلات جنسی زوجین الزاما شبیه یکدیگر نیست. تجربه مشکل جنسی به معنای این نیست که آن فرد ایرادی دارد بلکه اتفاقی هست که میتواند در هر مرحله از زندگی فرد به دلیلی و حتی بعضا بدون دلیل اتفاق بیافتد. چون مردم یاد گرفته اند که مشکلی در ارگان های جنسی موجب اختلالات جنسی می شود تا زمانی که ارگان های جنسی مشکلی پیدا نکرده است مردم مشکلات دیگر را شناسایی نمی کنند و طبیعتا از مراجع ذی صلاح کمک نمی گیرند.

این رفتار شناس جنسی در ادامه افزود: خبر خوب این است که اگر مشکل جنسی فقط به مشکلات ارگانیک محدود باشد هم تشخیص و هم درمان آسانتر است. بطور مثال مشکلات نعوظ در مردان به راحتی تشخیص داده می شود و به دلیل شناخته شدن عوامل ایجاد کننده، درمانگر امیدوار است که بتواند بیمار را کمک کند. بنابر این به زوجین توصیه جدی می شود که: با بروز هر مشکل ارتباطی، حتما از نظر جنسی هم از مراجع ذی صلاح و متخصص در زمینه جنسی و ازدواج کمک بگیرند و احتمال اثرات معکوس روابط جنسی بد خود را بر ایجاد مشکل فعلی ارزیابی کنند. زوجین حتما منتظر بروز مشکل جنسی و یا بدتر شدن آن نباشند. مانند دیگر ابعاد زندگی شان که برای ارتقاء و بهتر شدن آنها تلاش میکنند، در زمینه زندگی جنسی شان هم از مشاورین متخصص در این زمینه کمک بگیرند. فراموش نشود که پیشگیری بهتر از درمان است!

مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: با بروز هرگونه نگرانی در باره پاسخ ها و عملکرد جنسی، حتما و سریعا به متخصص جنسی مراجعه کنند؛ چون بی توجهی به مشکلات عملکرد جنسی نه تنها درمان آن را در دراز مدت دشوار می سازد، بلکه تاثیر منفی آن بر اعتماد به نفس فرد و روابط بین فردی با همسرش موضوع را پیچیده تر و بغرنج می کند. اصرار دارم که زوجین با وجود مشکل جنسی از نوع عملکردی آن را ایرادی بر فرد تلقی نکنند وفرد را در بروز این مشکل مقصر جلوه ندهند و او را برای اختلال عملکردی سرزنش نکنند چرا که اختلال جنسی مانند دیگر بیماریها به دلایل بیولوژیکی بروز می کنند و خود فرد دخالتی ندارد.

او در آخرین توصیه خود به زوجین اظهار کرد: موضوع جدی این است که زوجین به محض بروز نارضایتی و اختلال در روابط کلی بین خودشان به افراد متخصص مراجعه کنند؛ چرا که روابط بین زوج و روابط جنسی حلقه و سیکلی را تشکیل می دهند که اشکال در هر قسمت این دایره می تواند زندگی زناشویی را با مشکل و چالش روبرو کند. برای مراجعه به مشاور یا درمانگر زوجین باید در رابطه با آن مشکل با یکدیگر صحبت کرده باشند، بدون مقصر جلوه دادن دیگری به مشکل جنسی به لنز و عینک مجزا نگاه کنند و سعی کنند راجع به علل و ریشه های به یک نتیجه مشترک برسند و سپس به همراه یکدیگر برای حل آن مشکل مراجعه کنند. فراموش نکنید هر مشکل جنسی در ازدواج دو سر طیف دارد زن و شوهر! بنابراین باید مشکلات جنسی به دست هر دو نفر حل شود.

راه‌های داشتن زندگی شادتر

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

پرتال اجتماعی واکنش: برنامه‌ریزی برای زندگی شبیه تیراندازی است. باید مثل رابین‌هود خوب هدف بگیرید و با دقت و نیروی مناسب تیر را رها کنید. بیایید با کمک مهندس شعبانعلی، مدرس و نویسنده  هدف‌هایی هوشمندانه‌تر انتخاب کنیم. این هدف حتما نباید خرید یک خانه جدید یا یک ماشین لوکس باشد. شاید هدف شما کاهش وزن یا داشتن یک زندگی شادتر است.

گاهی نرسیدن به هدف دلیل تنبلی نیست
خیلی از هدف‌های ما ممکن است از لیست سال های گذشته وجود داشته باشند. پس قبل از اینکه سراغ هدف‌های جدید برویم با هم مرور کنیم که چرا به برخی از هدف‌های گذشته نرسیدیم. همیشه از برنامه‌های اولیه برای شروع جدید یادگیری زبان است. مثلا اگر با خود‌تان قرار گذاشته‌اید که از امروز ۲۰ لغت جدید یاد بگیرید و نشده، خود‌تان را سرزنش نکنید! بپذیرید خیلی از مواقع نرسیدن به هدف‌ها ناشی از تنبلی یا بی‌تعهدی ما نسبت به خودمان نیست بلکه از اول نوع انتخاب هدف اشتباه بوده. این هدف‌ها گاهی مثل یک کابوس بد در گوشه‌ای از ذهن می‌ماند و اذیت‌تان می‌کند. همه برنامه‌هایی که به آن نرسیده‌اید را حذف نکنید و بپذیرید بخشی از هدف‌های گذشته شما ناخواسته در جدول هدف‌های حال هم باقی می‌ماند. مگر با ۲ استثنا:

– یکی اینکه کلا سبک زندگی یا نگاه‌‌تان نسبت به گذشته تغییر کرده و از تاریخ مصرف بعضی هدف‌های‌تان گذشته. مثلا زمانی صرفا دوست داشتید زبان فرانسه یاد بگیرید اما الان آنقدر اولویت‌های مهم دیگری دارید که فرصتی برای یادگیری زبان جدید ندارید.

– دوم اینکه هدف‌های شما آموخته شده نباشد. یعنی چی؟ یعنی هدف‌هایی که برای فرد دیگری است و به‌نظر می‌رسد هر آدم شیک و باکلاسی باید آن هدف را داشته باشد! مثلا ورزش خیلی هم خوب است، اگر خود‌تان دوست داشته باشید و نه اینکه چون از دوستی شنیده‌اید هدف شما هم شده باشد.

جلوی اشتباه را هر کجا بگیریم منفعت است
ممکن است از لیست هدف‌های گذشته سه تا چهار مورد به لیست امسال مهاجرت کنند. گاهی از‌‌ همان ابتدا هدف‌هایی را انتخاب می‌کنیم که قابل نقض هستند و احتمال شکست در آنها وجود دارد. به محض اینکه برای اولین‌بار از هدف‌مان (حتی اگر کوچک هم باشد) عقب می‌مانیم مسیر را برای دور زدن هدف باز می‌کنیم! یعنی اگر قرار است شبی پنج لغت انگلیسی بخوانید و کاری پیش می‌آید به خود‌تان می‌گویید حالا امشب هم نشد نشد! حالا این بار به خود‌تان تعهد بدهید و بگوید که من هر هفته باید ۳۵ لغت جدید یاد گرفته باشم.

این‌جوری خیلی سخت‌تر می‌توانید هدف را نقض کنید. از اوایل هفته حواس‌تان هست که باید ۳۵ لغت بخوانید. به جای اینکه بگویید هر روز ۳۰ دقیقه پیاده‌روی می‌کنم، هفتگی‌اش کنید. گاهی تصمیم می‌گیرید امروز پنج لغت زبان بخوانید و دقیقا در همان لحظه کاری برای یکی از دوستان‌تان پیش می‌آید و نمی‌توانید به برنامه‌‌تان برسید. به خاطر همین می‌گویم این برنامه‌ریزی‌ها را هفتگی در نظر بگیرید. هیچ‌کسی نمی‌تواند برای یادگیری ۳۵ لغت زبان در هفته بهانه بیاورد.

سطح زندگی با سبک زندگی متفاوت است
اگر در هدف‌نویسی جزئیات می‌نویسید حواس‌تان باشد که شرایط را خطرناک نکنید! یعنی این جزئیات‌نویسی کل ماجرا را خراب نکند، البته منکر نمی‌شوم که گاهی همین جزئیات‌نویسی بسیار کمک می‌کند اما گاهی مبنایی می‌شود برای نابودی برنامه‌ریزی‌های بعدی برای رسیدن به هدف‌‌تان . مثلا در سال جدید با این هدف که تماشای فیلم به نگرش و فرهنگم کمک می‌کند، می‌خواهید فیلم ببینید.

بعد یکی از دوستان‌تان به شما می‌گوید ببین اگر فیلم می‌خواهی ببینی حرفه‌ای ببین، اتفاقی که برای منِ محمدرضا شعبانعلی هم افتاد. دوستم گفت کارگردان به کارگردان فیلم ببین. همین جزئیات کارگردان به کارگردان برنامه‌ام را به هم ریخت. اما مثلا اگر نوشته بودم در هفته یا در ماه پنج فیلم می‌بینم، رسیدن به آن قابل کنترل‌تر بود. به همین خاطر خیلی وقت‌ها هدف‌گذاری‌های‌مان براساس سبک زندگی نیست، بلکه بر اساس سطح زندگی است.

هدف‌های سبک زندگی را تعریف کنید
یکی از مدیران ثروتمند و موفق ایرانی حرف جالبی می‌زند: «آخر ثروتمند شدنت و ته لذتش این است که دوستانت را دور هم جمع کنی، یک فیلم بگیری، دور هم فیلم ببینید و پسته و کشمش بخورید!» پس همین حالا هم می‌توانید از زندگی لذت ببرید و دوستان‌تان را دور هم جمع کنید. دید ما این است که باید یک هدف بزرگ مثل ثروتمند شدن داشته باشیم و به خودمان قول می‌دهیم که هر وقت پولدار شدم دوستانم را دور هم جمع می‌کنم، اما بیایید در سال جدید چند هدف سبک‌زندگی تعریف کنید، مثلا اینکه هر هفته  یا هر دو هفته یک جلسه سه الی چهار ساعته بگذارید و یک فعالیت گروهی همراه با دوستان‌تان داشته باشید.

ممکن است سال اول فقط کتاب دور هم بخوانید و فیلم ببینید ولی ۱۰ سال بعد یک سینما اجاره کنید! اما اصل سبک زندگی همین است و در‌‌نهایت همین که سه‌،چهار ساعت در هفته را از الان که جوان‌تر هستید برای دوستان‌تان و تفریح دورهمی وقت می‌گذارید، نشان می‌دهد که بعدها هم که پولدار شدید این کار را خواهید کرد. یک هدف سبک زندگی دیگر اینکه: با وجودی که من یک ایرانی‌ام اما چه خوب می‌شود اگر چند ساعت در هفته سبک نگاه جهانی داشته باشم، بنابراین باید گاهی سایت‌های مهم و خبرگزاری‌های خوب دنیا را رصد کنم درنتیجه باید کمی زبانم را بهتر کنم! می‌بینید که همه این هدف‌ها زنجیر‌وار به هم متصل‌‌اند. درستش هم همین است. تا کی می‌خواهید کنتور بیندازید که ۱۳۰۰ لغت حفظ شده‌ام، ۱۴۹۲تا شد؟! ولی با این هدف‌های سبک زندگی رشد بیشتری هم خواهید داشت. نسبت به دوستان‌تان هم شادتر هستید و دیگر از هدف‌گذاری‌های افراطی بی‌نتیجه هم خبری نیست.

زندگی شادتر

هدف شما نباید وابسته به فرد دیگری باشد

 

هدف شما نباید وابسته به فرد دیگری باشد
ریسک بالا در هدف‌گذاری این است که ناخواسته هدف‌مان به نوع عملکرد فرد دیگری مرتبط باشد، مثلا می‌خواهید درآمد‌تان در محل کار بالا برود و حقوق ۵۰۰ هزار تومان‌‌تان را به ۸۰۰ هزار برسانید. دو نکته اینجا وجود دارد: آیا کنترل این عدد در دست شماست؟ خب اگر نیست، نرسیدن به این برنامه حال‌تان را بد هم می‌کند. گاهی هم به این برنامه می‌رسید اما باز هم اصطلاحا دردی از شما را دوا نمی‌کند! حقوق‌تان شد۸۰۰ هزار تومان اما باز هم یک سری قسط و بدهی دارید.

بعد به این می‌رسید که مخارج من ۸۰۰ هزار نیست و ۸ میلیون است که آن هم در حال حاضر اصلا عملی نیست. اگر برای زندگی سازمانی هدفی می‌گذارید، حواس‌تان باشد که حتما جنس آن هدف‌گذاری مهارتی باشد، مثلا یک مهارت‌هایی را یاد بگیرم که خودبه‌خود برایم تبعات رشد سازمانی هم به دنبال خواهد داشت، ولی اگر هم رشد سازمانی نداشتم (که همه‌اش هم دست من نیست) چیزی را نباخته باشم.

گاهی به جای هدف، خط‌مشی بگذارید
خیلی مواقع هدف‌هایی که رسیدن به آن وابسته به فرد دیگری است، اعتمادبه‌نفس را کم می‌کند. اینکه به آن هدف نرسید و بعد مدام خود‌تان را مقصر بدانید و سرزنش کنید اصلا خوب نیست. مثلا برای رسیدن به هدف‌ یادگیری لغت‌های زبان، درنهایت اگر نشود مقصر خود شما هستید اما خیلی از مواقع هدف افزایش حقوق هدفی است ذاتا در اختیار تصمیم دیگران.

یک سهمی از آن دست خود‌تان است اما بخشی‌ هم بستگی به رئیس‌‌تان دارد یا بستگی به رونق و رکود بازار دارد و. . . منظور من این نیست که از این دست هدف‌ها نگذارید اما همیشه نقش دیگران را هم در نظر بگیرید تا بعد اذیت نشوید. برای این هدف‌ها می‌توان درصد گذاشت که چه میزانی از آن به تلاش شما بستگی دارد و چه میزان در گرو مساعدت دیگران است. همچنین اگر می‌خواهید فعالیت گروهی را در سازمان‌تان بیشتر کنید. این را نه به‌عنوان هدف بلکه به‌عنوان «خط مشی» در نظر بگیرید و برایش تلاش کنید.

تفاوت خط‌مشی و هدف: هدف یا تیک می‌خورد یا نه، اما خط‌مشی کمی نرم‌تر از هدف است. خط‌مشی این است که من سعی می‌کنم آدم خوش‌اخلاق‌تری باشم و برای آن تلاش می‌کنم. اما اگر خوش‌اخلاقی هدف‌‌تان بشود ممکن است این اتفاق بیفتد: در خیابان یا محل کار کسی شما را ناراحت می‌کند، بعد مدام یک چیزی در ذهن شما آلارم می‌دهد که دیدی نشد؟! بعد هم که هدف تیک نمی‌خورد مدام می‌گویید دیدی بهش نرسیدم؟!

در کنار لیست هدف، یک لیست پاداش هم داشته باشید
متاسفانه بعد از رسیدن به هدف هم جایزه‌ای برای لذت بردن به خودمان نمی‌دهیم. اصلا باید در کنار لیست هدف، یک لیست پاداش هم داشته باشید. معمولا هم گفته می‌شود حداقل ۵۰ مورد را باید در این لیست بنویسید. این ۵۰ مورد جایزه‌هایی است که شما را خوشحال می‌کند. از یک مرخصی گرفتن ساده از محل کار و مسافرتی کوتاه در حومه شهر گرفته تا ۱۰۰هزار تومان هزینه برای خریدی که اصلا لازمش ندارید اما حال‌تان را خوب می‌کند.

همیشه فکر می‌کردیم همین که به دانشگاه برویم یک آدم متفاوت می‌شویم اما یادمان رفته بود همان‌هایی که یک سالی بود که در آن دانشگاه تحصیل می‌کردند قبلا دبیرستانی بودند! کمی هنر لذت بردن‌تان را بالا ببرید. گاهی لیست‌های هدف‌گذاری بلند و بالایی داریم ولی از آن طرف لیستی نداریم که بعد از تیک خوردن هدف، حال‌مان را خوب کند، بنابراین فقط دنبال تیک زدن هدف‌ها نباشید. از رسیدن به هدف لذت ببرید و گرنه انگیزه‌ای برای رسیدن به هدف‌های بعدی نخواهید داشت.

الگوی رفتاری آدم‌های موفق  
سبک هر کسی برای انتخاب هدف‌ متفاوت است، اما بعد از سال‌ها مطالعه زندگی آدم‌های موفق به این نتیجه رسیده‌ام که همه آنها یک هدف بزرگ دارند و هدف‌های کوچک آنها بخشی از‌‌ همان هدف‌ بزرگ‌ است. مثلا آدم‌های بسیار موفق با خودشان می‌گویند اگر می‌خواهم امسال به سفر بروم همین مسافرت هم بخش کوچکی از هدف بزرگ امسال من است. هدف‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت مثل یک آبشاری است که از بالا به پایین می‌ریزد و پله‌پله پایین می‌آید.

چهار هدف کوچک‌تر فصلی هم داریم، اما ذاتش‌‌ همان هدف یک ساله است. بهتر است که از آن هدف بزرگ شروع کنیم. مثلا اینکه در پایان امسال حالم بهتر باشد و شاد‌تر از سال گذشته زندگی کنم. کسی نمی‌تواند بگوید این هدف غلط است یا اینکه چرا شاخص اندازه‌گیری خوشحالی نداری! خب در مرحله بعد، هدف را تقسیم کنید بر اینکه چه چیزهایی باعث خوشحالی شما می‌شود. رسیدن به هدف‌های کاری، افزایش یادگیری، ارتقا مهارت‌ها و. . . همه این هدف‌های کوچک در‌‌نهایت منجر به خوشحالی شما در پایان سال می‌شود. بعد هم برنامه‌ریزی‌های فصلی، ماهیانه و بعد هم هفتگی.

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads
مطالب محبوب
تبلیغات متنی