مــهر پــاتــوق

سبک زندگی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده به نام تا ابد
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای محسن ابراهیم زاده به نام تا ابد
دانلود آهنگ جدید بهزاد پکس و عرفان شایگر به نام سخته باورش
دانلود آهنگ جدید بهزاد پکس و عرفان شایگر به نام سخته باورش
دانلود رمان جدید زود قضاوت نکن
دانلود رمان جدید زود قضاوت نکن
دانلود قسمت اول سریال “عاشقانه” با کیفیت عالی
دانلود قسمت اول سریال “عاشقانه” با کیفیت عالی
دانلود رمان این مرد امشب میمیرد | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان این مرد امشب میمیرد
دانلود آهنگ بهزاد پکس بنام ولنتاین ۳
دانلود آهنگ بهزاد پکس بنام ولنتاین ۳
دانلود فیلم سینمایی “لانتوری” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “لانتوری” با کیفیت 1080p

تبلیغات


این نشانه ها زندگی مشترک را به طلاق خواهد کشاند

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴
نخستین نشانه: شروع تند و خشن
نخستین نشانه که طلاق را پیش بینی می کند، شروع بحث است، زیرا ۹۶ درصد از اوقات روش شروع بحث می تواند روشی را که بحث پایان می پذیرد، پیش بینی کند. موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده ای یک شروع تند و خشن همچون منفی بودن ، اتهام یا تحقیر شروع می کند، بحث اساساً محکوم به شکست خواهد بود. در سوی دیگر، موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده از یک شروع نرم آغاز می کند، بحث به احتمال زیاد سرانجام مثبتی خواهد داشت.
دومین نشانه: ۴ تعامل منفی
یک شروع تند و خشن می تواند بحث همسران را به سقوط در یک مسیر تعامل منفی منتهی کند. این تعامل منفی می تواند زندگی مشترک را ویران کند. در حقیقت، چهار نوع تعامل منفی وجود دارد که برای یک زندگی زناشویی مهلک است. معمولاً این چهار نوع تعامل آرام آرام و به ترتیب وارد قلب زندگی های مشترک می شوند: انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی گرفتن و اشکال تراشی.
• عیب جویی : نخستین عامل مهلک انتقاد به معنای عیب جویی است بین عیب جویی و شکایت به معنای غرولند کردن تفاوت وجود دارد، زیرا ممکن هر یک از همسران شکایت های خاصی در مورد برخی از خصوصیات یا رفتارهای همسرش داشته باشد. غرولند کردن در مورد برخی از رفتارهای طرف مقابل عادی است، اما روشی که فرد این غرولندها را بیان می کند، مهم تر است. مشکل از جایی شروع می شود که شکایت ها به انتقاد و عیب جویی مبدل می شود. غرولند کردن بر یک رفتار خاص متمرکز است، در حالی که در عیب جویی به شخصیت فرد مقابل حمله می شود. براساس تحقیقات من، عیب جویی در روابط خیلی رایج است و اغلب وقتی استفاده می شود، به تعامل منفی دوم یعنی تحقیر و اهانت منجر می شود.
• تحقیر و اهانت تحقیر و اهانت، اغلب بعد از عیب جویی اتفاق می افتد. عیب جویی می تواند به اظهارات تحقیرآمیز به سوی همسر منجر شود. چند نمونه از این اهانت ها و تحقیرها موقعی است که فرد از طعنه، بدبینی، فریاد زدن، چشم غره رفتن، تمسخر کردن و یا بیان خصمانه استقاده می کند. تحقیر بدترین نوع تعامل منفی از میان این چهار تعامل است، زیرا نفرت را نسبت به شخص مقابل بیان می کند. نتیجه اینکه تعارض افزایش می یابد و موقعی که پیام فرستاده شده به سوی فرد مقابل بیزاری و تنفر از او باشد، حل مسئله تقریبا غیر ممکن می شود.
• حالت دفاعی به خود گرفتن معمولا موقعی که یکی از همسران از اهانت و تحقیر استفاده می کند، طرف مقابل حالت تدافعی به خود می گیرد که سومین نوع زا تعاملات منفی بین همسران است. دفاعی بودن واکنش بسیار رایج در مقابل بی احترامی و اهانت و تحقیر است. بسیاری از افراد موقعی که مورد انتقاد قرار می گیرند، حالت دفاعی به خود می گیرند، اما مشکل این است که این رفتار هرگز در آن لحظه به حل مسئله کمک نمی کند. حالت دفاعی داشتن در واقع یک روش برای سرزنش همسرتان است. شما با این کار می خواهید بگویید این مشکل من نیست، بلکه مشکل از تو است. نتیجه اینکه مسئله حل نمی شود و تعارض بین همسران افزایش بیشتری خواهد یافت.
• طفره رفتن افزایش تعرض معمولا به این منجر می شود که یکی از همسران رابطه اش را با طرف مقابل کاهش دهد و این نشانه ای است که چهارمین نوع تعامل منفی یعنی طفره رفتن وارد می شود و یکی از همسران به فرد مقابل توجه نمی کند. طفره رفتن در بین مردان رایج تر از زنان است. این یک راه برای اجتناب از احساس طغیان کردن است که معمولا موقعی که یک تعارض افزایش می یابد، اتفاق می افتد. فرد طفره رونده تمایل که با همسرش بی اعتنایی کند و نسبت به رفتارها و حرف های او حساسیت نشان ندهد که همین موضوع همسرش را عصبانی تر می کند. هر یک از این چهار نوع تعامل می تواند به خودی خود طلاق را پیش بینی کند، اما معمولا آنها که این چهار نوع تعامل منفی را دارند، خودشان را در یک زندگی مشترک ناشاد می بینند.
سومین نشانه: ظغیان کردن
سومین نشانه که نشان دهنده این است که زندگی زناشویی به سمت طلاق می رود ، موقعی است که یکی از همسران طغیان کند. طغیان کردن به این معناست که تعامل منفی همسرتان- خواه در ظاهر عیب جویی، تحقیر یا حتی حالت دفاعی داشتن – بسیار درهم شکننده و موقتی است و معمولا به طرف مقابل یک شوک بزرگ دست می دهد. بسیاری از افراد با بی قیدی یا طفره رفتن ، خودشان را از احساس طغیان کردن محافظت می کنند. این قطع رابطه عاطفی می تواند یکی از همسران را از این احساس شدید منفی محافظت کند، اما در همین زمان می تواند به طلاق نیز منجر شود.
چهارمین نشانه: زبان بدن
تغییرات فیزیولوژیکی در بدن همچون افزایش ضربان قلب، ترشح آدرنالین و افزایش فشار خون که همزمان با طغیان کردن است، چهارمین نشانه ای که می توان با آن طلاق را پیش بینی کرد. این تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ادامه بحث را غیرممکن می کند، توانایی تان برای پردازش اطلاعات را کاهش می دهد به این معنی که توجه به آنچه همسرتان می گوید سخت تر می شود، حل مساله خلاقانه از پنجره ذهنتان خارج می شود و در خزانه رفتاری تان تنها واکنش های دفاعی و از لحاظ منطقی غیر منطقی باقی می ماند؛ رفتارهایی مانند نزاع (برای مثال: انتقاد، تحقیر و اهانت و غیره) یا گریختن (برای مثال؛ طفر رفتن) بحث برای حل مساله که یکی از همسران یا هر دو را به طغیان کردن منتهی کند، محکوم به شکست است و در نتیجه، مسئله حل نمی شود.
پنجمین نشانه: تلاش های اصلاحی شکست خورده
پنجمین نشانه که نشان می دهد یک ازدواج به طلاق منتهی می شود ، موقعی است که اقدامات یکی از همسران در ترمیم و اصلاح تعارض با شکست منتهی شده باشد. اقدامات اصلاحی تلاش هایی هستند که به وسیله همسران برای کاهش تعارض انجام می شوند اقدام اصلاحی جنگ افزار سری همسران خوشبخت است. این تلاش ها استفاده از هر روشی برای اجتناب از هیجانات منفی خزنده خارج از کنترل است. یک اقدام اصلاحی می تواند حرکتی ساده همچون خنده یا لبخند یا عذرخواهی باشد؛ هر چیزی که به همسران برای کاهش تنش کمک کند. هر چند، اگر یکی از همسران احساس طغیان کردن داشته باشد، این اقدامات اصلاحی ناموفق خواهد بود. همسری که احساس ظغیان کردن دارد، خود را از قید بحث رها می کند و اقدامات اصلاحی را بیهوده می سازد.
ششمین نشانه: خاطرات بد
آخرین نشانه طلاق موقعی است که همسران گذشته مشترک شان را با یک نگاه منفی به یاد می آورند. تحقیقات من نشان دهنده همسرانی که عمیقا با یک منظر منفی به همسرشان نگاه می کنند، اغلب دوباره گذشته شان را می نویسند. منفی گرایی اضافه ای که به این صورت در زندگی همسران وارد می شود، به درک تحریف شده ای منتهی می شود که می تواند بر گذشته، حال و آینده یک رابطه زناشویی تاثیر بگذارد.

با پاسخ دادن به این پرسشها، درخواهید یافت که اعتقادات و باورهای بنیادی تان در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشه دار چیست. هنگام پاسخ دادن به این پرسشها، اولین فکری که به ذهن تان می رسد، در نظر بگیرید و براساس آن به این سؤالات پاسخ دهید:

۱ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای این که اطمینان یابید که طرف مقابل تان کاملاً برازنده و مناسب حال شما است. چیست؟
الف ـ این که خواسته ها و سلایق تان در زندگی، عیناً مثل هم هستند.
ب ـ این که شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین تان وجود ندارد.
ج ـ این که به اتفاق هم با مشکلات مواجه می شوید و مبارزه می کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می شوید.
د ـ این که والدین و خانواده تان، او را تأیید می کنند.

۲ـ به نظر شما. زوج ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسایل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟
الف ـ این که ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است.
ب ـ حتی درصورتی ناراحتی و نارضایتی شدید، بایستی مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.
ج ـ آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.
د ـ تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

۳ـ واژه ماه عسل دوره و مرحله ای از زندگی مشترک زوج ها محسوب می شود که:
الف ـ باعث می شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملاً برازنده و مناسب حال ما است.
ب ـ فرصتی در اختیارمان قرار می دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.
ج ـ تا حدی مسخره و بچه گانه است و نمی توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهیم.
د ـ اگر واقعاً همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد.

۴ـ درزندگی مشترک زوجها، ممکن است تفاوت ها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قد علم کنند. این ها:
الف ـ نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.
ب ـ دلایل و عللی هستند که باعث می شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.
ج ـ به منزله علایم هشدار دهنده ای هستند که ثابت می کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی خورد.
د ـ به منزله علایم و نشانه هایی هستند که به ما می گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهایی جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

۵ـ زوجهایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی شان را با یکدیگر تقسیم می کنند با زوجهایی متفاوت هستند که دائماً ابراز نارضایتی و ناراحتی می کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟
الف ـ زوجهای گروه اول، هرگز عصبانی نمی شوند، جروبحث به راه نمی اندازند و دعوا مرافعه نمی کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می کنند و خویشتن دار هستند.
ب ـ زوجهای گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی زنند و در واقع در زندگی شان، موش نمی دوانند.
ج ـ زوجهای گروه اول مسایل و مشکلات، تفاوت ها و اختلاف نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی شان لذت واقعی ببرند.
دـ زوج های گروه اول، برای حل و رفع مسایل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه تر و بهتری برخوردارند.

نتیجه آزمون
سؤال ۱: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۴ امتیاز و د ۱ امتیاز
سؤال ۲: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز
سؤال ۳: الف ۲ امتیاز، ب ۴ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۳ امتیاز
سؤال ۴: الف ۲ امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز
سؤال ۵: الف ۲امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

اگر امتیازتان بین ۱۷ تا ۲۰ است:
به شما تبریک می گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملاً و به خوبی درک کرده اید. شما می دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می گذارید و از دریچه دید او به مسایل می نگرید، اشتباهات خود را به راحتی می پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعاً با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

اگر امتیازتان بین ۱۳ تا ۱۶ است:
شما از روحیه ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز، به موقع، شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است، در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا، کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می دهید. متأسفانه، در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطاهایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می کنید، ولی با کمی تأمل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فایق آیید.

اگر امتیازتان بین ۹ تا ۱۲ است:
شما فردی سرسخت و خود رأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه دار و عمیق تان به شدت اصرار می ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه، دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هر چه بیشتر با یکدیگر، با هم فکری همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباطتتان، به کار گیرید. متأسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، به سرعت دست و پایتان را گم می کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آنها بپردازید.
بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به غور و بررسی پیرامون مشکل پیش آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید.

اگر امتیازتان بین ۵ تا ۸ است:
ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را به درستی درک کرده اید؟ اگر پاسخ تان به این سؤال منفی است (که حتماً همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج های اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرا بگیرید. متأسفانه، از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت و به سهولت رویتان اثر می کنند، بدون این که پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید. زندگی مشترک به سان خیابانی دو طرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می کنند که حل و رفع آنها غیر ممکن است.

چند روش عملی برای ایجاد یک زندگی لذت بخش

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴

انگشت اشاره خود را به سوی مشکلات بیرونی که برای مان اتفاق می افتند می گیریم و زندگی را مشکل تر می کنیم. اما آن چه که باید درک کنیم و به ذهن بسپاریم این است که بزرگی در درون تمامی ما وجوددارد. این ما هستیم که باید آن را از درون خود بیرون بکشیم. صرف نظر از شرایط شخصی، جو اقتصادی و دسترسی به منابع، این درک به ما کمک می کند تا به این نکته پایبند باشیم که هر یک از ما بیش از آن چه که فکر می کنیم قدرتمند هستیم.

همه ما این توانایی را داریم که در زندگی مطلوب خود را بسازیم. تنها باید بدانیم که چگونه آن را انجام دهیم. آیا فرمول دقیقی وجود دارد؟ خیر. اما جنبه های خاصی وجود دارند که افراد موفق به نمایش می گذارند و هرکسی می تواند آن را انجام دهد. آن ها نمی توانند جهش آغازین زندگی تان باشند و آن چه را که برای زندگی تان می خواهید، جذب کنند. به سختی می توانید فرد موفقی را بیابید که از این ۷ نکته پیروی نکرده باشد:

۱- مسوولیت زندگی خود را کمتر از ۱۰۰ درصد قبول نکنیدیکی از افسانه های فراگیر این است که شما مستحق یک زندگی عالی هستید و این که به هر حال جایی، کسی مسوول پرکردن زندگی ما با شادی مداوم، انتخاب شغلی هیجان انگیز، پرورش خانواده و ارتباطات سعادتمند شخصی خواهدبود. اما واقعیت این است که تنها یک فرد وجود دارد که مسوول کیفیت زندگی شماست. آن فرد شما هستید.

هر نتیجه ای در زندگی شما محصول اعمال شماست. درآمد، قرض، ارتباطات، سلامتی، تناسب اندام و رفتارها. آن شخصی که در آینه بر شما تاثیر می گذارد، راهنمای اصلی زندگی تان است. به او سلام کنید.

فکر می کنم هرکسی در اعماق وجود خود این نکته را می داند اما فکر می کند می تواند یاری کند. بسیاری از افراد با فکر کردن به عوامل بیرونی که منبع خطا، ناامیدی و عدم شادی هستند، زندگی خود را تباه می کنند. اما حقیقت این است که عوامل بیرونی تعیین کننده زندگی شما نیستند. شما کنترل کامل روی کیفیت زندگی خود دارید.

افراد موفق برای افکاری که دارند، تصاویری که در ذهن می بینند و اعمالی که انجاممی دهند، کاملا مسوول هستند. آن ها وقت و انرژی خود را برای سرزنش کردن و شکایت تلف نمی کنند. آن ها تجربیات خود را ارزیابی می کنند و تصمیم می گیرند که آیا نیازی به تغییر آن ها هست یا نه. آن ها با شرایط سخت رو به رو می شوند و به منظور خلقزندگی مطلوب خود خطر می کنند.

۲- برای این که چرا در این وضعیت هستید دلیل روشنی داشته باشیدباور من این است که هریک از ما با هدفی به دنیا آمده ایم. شاید شناسایی، تصدیق و احترام به این هدف از مهم ترین کارهای افراد موفق است. آن ها برای درک این که برای انجام چه کاری این جا هستند وقتی می گذارند و سپس با اشتیاق و انرژی آن را دنبال می کنند. اگر نمی دانید که قرار است چه کاری انجام دهید، به نشانه های اطراف خود دقت کنید. کمک و راهنمایی خواستن از دیگران مفید است؛ اما فراموش نکنید که روی خود متمرکز شوید. رفتارهای تان، گرایش ها، علایق و بی علاقگی ها و تجربیات زندگی تان.

آن چه را که کارآیی دارد یا کارآیی ندارد، بشناسید. اگر لازم است تمامی آن ها را بنویسید. با آن چه که کشف خواهید کرد، شگفت زده خواهیدشد.

۳- تصمیم بگیرید که چه می خواهیدبه نظر ساده می رسد، اما مشکل اینجاست: بسیاری از افراد را می بینیم که بسیار پرمشغله هستند، اما راضی نیستند و احساس نمی کنند که کار مطلوبی انجام می دهند. آن ها از نظر جسمی خسته اند، از نظر روحی خشک هستند. بسیار از آن چه که دوست دارند باشند دورند. گویی روی تردمیل می دوند و به سرعت به ناکجا می روند. چرا؟ زیرا آن چه را که می خواهند طراحی نکرده اند و بعد برای رسیدن به آن گام برنداشته اند.

به جای شناسایی اهداف خاص، مراحل مهم و رویاها (منظورم رویاها و اهداف بزرگ است) خود را با کارهای روزمره و پرداختن به امور بی اهمیت سرگرم می کنند. در پایان هم… می توانید حدس بزنید… انرژی زیادی را هدر می دهند. در ضمن، دیگر الهاماتی ندارند و با وجودشان در ارتباط نیستند و یک زندگی نامتعادل را تجربه می کنند.

یکی از مهم ترین دلایل این که چرا بسیاری از افراد به آن چه می خواهند نمی رسند این است که تصمیم نگرفته اند که چه می خواهند. آن ها آرزوهای خود را به روشنی و با جزییات دقیق تعریف نکرده اند. موفقیت از نظر شما چگونه است؟ تعریف همه از موفقیت یکسان نیست و نباید هم باشد.

اجازه ندهید که احساسات متمایل به زشتی و سیاهی، مانعی در برابر بزرگ آرزوکردن تان باشد. به محض این که در رویایی بزرگ غرق می شوید و واقعا آن را دنبال می کنید، ذهن ناخودآگاه خلاق تان با ایده هایی بی نظیر برای تحقق آن ظاهر می شود. جذب افراد، منابع و موقعیت های موردنیاز برای تحقق رویای تان را آغاز خواهید کرد. رویاهای بزرگ نه تنها الهام بخش هستند، بلکه دیگران را وا می دارند که نقشی بزرگ ایفا کنند.

۴- باور داشته باشید که امکان پذیر استدر گذشته دانشمندان بر این باور بودند که انسان به به اطلاعاتی که از دنیای بیرون ذهن جریان می یابند، پاسخ می دهند. اما امروز دریافته اند که برعکس، ما به آن چه که ذهن، براساس تجربیات گذشته انتظار رخ دادنش را دارد، پاسخ می دهیم. درواقع ذهن دستگاهی بسیار قدرتمند است؛ می تواند هرچیزی را که می خواهید در اختیارتان قرار دهد. اما شما باید باور کنید آن چه که می خواهید امکان پذیر است.

همچنان که در باور کردن خود گام بر می دارید، صدای بخش شکایت کردن را به حداقل برسانید. به آن چه که درباره اش شکایت می کنید دقت کنید. چاق هستم. خسته ام. از قرض خلاص نمی شوم. شغل بهتری نمی یابم. ارتباطم با پدرم را نمی توانم تحمل کنم. هرگز نیمه گمشده ام را نمی یابم. شکوه ها و شکایت های خود را بررسی کنید. احتمال بسیار زیادی وجود دارد که بتوانید کاری برای آن ها انجام دهید. آن ها در مورد افراد دیگر، چیزهای دیگر یا وقایع دیگر نیستند. آن ها درباره شما هستند.

۵- خود را باور داشته باشیداگر می خواهید در خلق زندگی رویایی تان موفق باشید، باید باور داشته باشید که توانایی تحقق بخشیدن به آن را دارید. نام آن را احترام به خود، اعتماد به نفس یا تایید خود یا هرچیز دیگری که بگذارید، باوری عمیق است که نسبت به آن دارید. توانایی ها، منابع داخلی، استعدادها و مهارت ها برای خلق نتیجه ی رویایی تان.

تصمیم بگیرید که باور دارید که تمام تجربیات خود را خلق می کنید. خودتان، موفقیت را تجربه خواهید کرد و همین شما درد، تلاش و ستیز را نیز تجربه خواهیدکرد. کمی عجیب به نظر می رسد، اما قبول این سطح از مسوولیت، قدرت بخش است. بدین معنی ست که شما می توانید کاری انجام دهید. تغییر ایجاد کنید و هرچیزی باشید برخورد با موانع تنها بدین معنی ست: تپه ای کوچک برای جهش از روی آن.

۶- تبدیل به منفی نگر معکوس شویداین نکته رک و بی پرده است: تصور کنید که چقدر موفقیت آسان تر می شد اگر همیشه از جهان انتظار داشتید که از شما پشتیبانی کند و موقعیت هایی را برای تان فراهم سازد. افراد موفق فقط همین کار را می کنند.

۷- قدرت هدف گذاری را آزاد و رها بگذاریدمتخصصان علم موفقیت می دانند که مغز ارگانیسمی هدف جوست. هر هدفی که به ذهن ناخودآگاه خود می دهید، شب و روز کار می کند تا به آن برسد. به منظور درگیرکردن ناخودآگاه تان، هدف باید قابل ارزیابی باشد. وقتی هیچ معیاری برای ارزیابی وجود ندارد، تنها چیزی که می خواهید یک آرزو، یک ترجیح یا یک ایده خوب است.

گاهی فقط نیاز داریم که یک  هدف اولیه تعیین کنیم تا راه را آغاز کنیم و این خوب است. حداقل کمی فعالیت به همراه دارد تا به آن برسیم. قدم اول می تواند تغییری فوری در حوزه خاصی از زندگی تان باشد. آیا از چیزی که هم اکنون در حال رخ دادن است خشنود هستید؟ برای مطلوب تر کردن آن درخواستی نکنید و با خودتان قدمی بردارید تا تغییری ایجاد کنید.

ممکن است ایجاد تغییر برایتان ناراحت کننده و دشوار باشد. شاید مجبور باشید که وقت، پول و یا تلاش بیشتری صرف کنید. شاید کسی بخاطر آن ناراحت شود و یا باعث شود که از تصمیم خود احساس بدی داشته باشید، شاید تغییر دادن دشوار باشد و یا موقعیتی را از دست بدهید، اما ادامه دادن انتخاب شماست، پس چرا به شکایت ادامه می دهید؟ یا می توانید برای آن کاری بکنید یا نه. انتخاب شماست و برای انتخاب خود مسئول هستید.

اکنون زمان برنامه ریزی گامهای بعدی برای ادامه حرکت و پیشروی سریعتر رسیده است.آیا این فکر که می توانیدزندگی خود را تبدیل به آن چیزی کنید که می خواهید باشد، احساس آسودگی به همراه ندارد؟ آیا شگفت انگیز نیست که موفقیت هایتان به شخص دیگری بستگی ندارد؟

بنابراین اگر لازم است که تنها یک کار انجام دهید تا امروزتان با دیروز فرق داشته باشد، چنین عمل کنید: مسئولت ۱۰۰% تمامی جوانب زندگی تان را برعهده بگیرید. برای ایجاد تغییر تصمیم بگیرید، هر بار یک قدم. وقتی فرایند را آغاز کردید، کشف خواهید کرد که با کنترل افکار، تصویرسازی ذهنی و اعمال خود می توانید به آن چه که می خواهید دست یابید.

عذرخواهی و معذرت خواهی ڪردن، چگونه؟

دسته بندی : سبک زندگی تاریخ : سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴

معذرت خواهی ڪردن ، ترفندهایی موثر برای معذرت خواهی خوب : در زندگی همه ی ما رویدادهایی اتفاق افتاده است ڪه از خودمان پرسیده باشیم: «چطور باید عذرخواهی ڪنم؟» و یا اینڪه  «با عذرخواهی و تقاضای بخشوده شدن دیگری چگونه برخورد ڪنم؟»

عذرخواهی – معذرت خواهی ڪردن ، ترفندهایی موثر برای معذرت خواهی خوب

عذرخواهی ڪردن و بخشودن در نگاه اول شاید ساده به نظر برسد، اما یڪی از پیچیده ترین مسایل مربوط به روابط انسانی هست؛ قطعا شما هم نمونه های فراوانی از قهر و آشتی های تڪراری و بی دوام را در ذهن دارید و یا بارها مجبور شده اید دیگری ببخشید؛ در حالی ڪه هنوز رنجش ناشی از ماجرای پیش آمده را در دل داشتید و همین عاملی شده برای اینڪه این آشتی ها دوام نیاورد، شاید هم از دیگری خواستید شما را ببخشد ولی همچنان از رفتارهای غیردوستانه طرف مقابلتان متعجب و دلخور هستید و دلیل این رفتارها را درڪ نمی ڪنید.

بخش مهمی از ڪنشها و واڪنشهای رفتاری ما متاثر از یادگیری مشاهده ای است. در واقع ما به همان ترتیبی رفتار می ڪنیم ڪه در طی سالها شاهد آن بوده ایم؛ اما از طرفی بسیاری از ما نسبت به این الگوهای رفتاری آموخته شده احساس ناڪارآمدی می ڪنیم. موضوع بخشودگی و عذرخواهی هم یڪی از همین موارد است.

در این نوشتار می خواهیم در چند گام ساده شیوه صحیح عذرخواهی ڪردن و پذیرش آن را با هم مرور ڪنیم. اما پیش از آن باید بدانیم عذرخواهی ڪردن یڪ مهارت است و بنابراین علاوه بر ڪسب آگاهی در این زمینه لازم است با تمرین و تڪرار این مهارت را در الگوی رفتاری مان درونی ڪنیم. به عنوان یڪ بزرگسال می توانیم این آگاهی را با همسر، دوستان یا اعضای خانواده هم رسانی ڪنیم و شرایط جدیدی را تعریف ڪنیم تا حداڪثر امڪان اجرا و اثربخشی مطلوب حاصل شود.

برای یڪ عذرخواهی موثر لازم است شش گام را طی ڪنیم :

گام اول : “من را ببخش!”

مهم است ڪه بدانید دقیقا چه عاملی موجب رنجش طرف مقابل شده است. بنابراین به او بگویید : “من می دانم ڪه از من رنجیده ای و می خواهم ڪه مرا ببخشی، اما هنوز نمی دانم ڪه چه ڪار اشتباهی انجام داده ام؟ ”

همسرمان را به هر دلیلی رنجانده ایم، لازم است به او پیشنهاد بدهیم ڪه ما را ببخشد. بسیاری از ما در چنین مواقعی ترجیح می دهیم هیچ حرفی نزنیم و بدون هیچ اقدامی منتظر می مانیم تا با گذشت زمان موضوع رنجش خود به خود حل شود. درحالیڪه این گام اول است، باید از او بخواهیم ڪه ما را ببخشد، اما چون این یڪ پیشنهاد است، لازم است آمادگی شنیدن پاسخ منفی را هم داشته باشیم. در واقع شاید بهتر باشد بعد از این مرحله ڪمی زمان بدهیم و منتظر بمانیم و انتظار نداشته باشیم بلافاصله درخواست ما پذیرفته و رنجش خاطر تمام شود.

گام دوم : پذیرفتن اشتباه

در مرحله ی بعدی، مهم است ڪه بپذیریم اشتباه ڪرده ایم. پذیرش اشتباه در واقع زمینه ی درڪ مسئولیت پذیری را فراهم می ڪند. البته مهم است ڪه بدانید دقیقا چه اشتباهی مرتڪب شده اید و چه عاملی موجب رنجش طرف مقابل شده است. بنابراین به او بگویید : “من می دانم ڪه از من رنجیده ای و می خواهم ڪه مرا ببخشی، اما هنوز نمی دانم ڪه چه ڪار اشتباهی انجام داده ام؟ “

گام سوم : پشیمانی

شاید برای شما هم پیش آمده باشد ڪه در رابطه ای شما یا طرف مقابلتان برای ڪوتاه ڪردن ماجرا یا پرهیز از تنش بلافاصله متوسل به عذرخواهی شوید، اما هر دو طرف می دانید ڪه این صرفا یڪ راه فرار است. بنابراین برای اینڪه عذرخواهی شڪل واقعی و حقیقی پیدا ڪند، مهمترین شرط آن پشیمانی است. اگر حس می ڪنید شما یا همسرتان از ڪاری ڪه ڪرده اید، پشیمان نیستید لزومی به عذرخواهی نیست. درواقع این یڪ شرط اساسی برای طلب بخشش هست و تا زمانی ڪه شخص از ڪارش پشیمان نیست، لزومی هم به عذرخواهی نیست. اما برای ڪمڪ به درڪ بهتر رفتارش می توان از او خواست ڪه خودش را به جای طرف مقابل بگذارد و احساساتش را بیان ڪند. این تمرین ڪمڪ می ڪند ارزش اخلاقی عذرخواهی بدرستی برایش درونی شود.

گام چهارم : توضیح و دلیل

بسیاری از اوقات با وجودی ڪه سه مرحله اول انجام شده است، اما رنجش همچنان باقی ست. اگر برای ڪار اشتباهی ڪه مرتڪب شده ایم، دلایلی داشته باشیم و آنها را بیان ڪنیم و به دیگران هم فرصت توضیح و بیان دلایلشان را بدهیم، در واقع برای بخشیدن و بخشیده شدن انگیزه بیشتری فراهم ڪرده ایم. بنابراین ڪمی زمان بگذارید و در شرایطی ڪه هر دو آرام تر شده اید، دلایل خود را توضیح دهید. البته دقت ڪنید ڪه قرار نیست چیزی را توجیه ڪنید. این دلایل شامل مواردی می شود ڪه خارج از ڪنترل و توان شما بوده است.

گام پنجم : تڪرار نڪردن

باید از او بخواهیم ڪه ما را ببخشد، اما چون این یڪ پیشنهاد است، لازم است آمادگی شنیدن پاسخ منفی را هم داشته باشیم. در واقع شاید بهتر باشد، انتظار نداشته باشیم بلافاصله درخواست ما پذیرفته و رنجش خاطر تمام شود

یڪی دیگر از مهمترین شرط های یڪ عذرخواهی واقعی تصمیم جدی برای تڪرار نڪردن آن اشتباه هست. بنابراین اگر به نظر شما عذرخواهی واقعی انجام شده و بعد ناخواسته دوباره همان اشتباه اتفاق افتاده، عذرخواهی او را بپذیرید و تاڪید ڪنید ڪه چون واقعا قصد انجامش را نداشته، اشڪالی ندارد.

گام ششم : جبران ڪردن

جبران ڪردن مرحله ی تڪمیلی یڪ عذرخواهی واقعی و ڪامل است. پیشقدم شوید و بگویید ڪه: “بخاطر اشتباهم متاسفم و می خواهم جبران ڪنم.” با جبران ڪردن نشان می دهیم مسئولیت ڪار اشتباهمان را پذیرفته ایم و احساس طرف مقابل را به خوبی درڪ ڪرده ایم. این ڪار باعث می شود هم طرف مقابل را خوشحال ڪنیم و هم خودمان احساس بهتری داشته باشیم.

در پایان سه نڪته ی مهم را در نظر داشته باشید:

نڪته ی اول: رابطه خلاف آنچه تصور می شود، برگشت پذیر نیست و آثار آن همیشه باقی خواهد ماند. بنابراین برای داشتن یڪ رابطه ی خوب و باڪیفیت همیشه باید حساس و آماده باشید و اهل پیشگیری.

نڪته ی دوم: برای جبران اشتباهمان هرگز مجبور نیستیم ڪاری انجام دهیم ڪه به ما آسیب بزند یا باعث شود احساس بدی نسبت به خودمان پیدا ڪنیم؛ مجبور به باج دهی شویم یا مورد سوء استفاده قرار بگیریم.

نڪته ی سوم: سعی ڪنیم وظایف و قوانین رفتاری روابطمان را به گونه ای تعریف ڪنیم ڪه هم مرزهای ما حفظ شود و هم مرتب خودمان یا دیگری مجبور به عذرخواهی نباشیم. با آگاهی از این شش گام و تمرین مستمر آنها در ڪنار یڪدیگر می توانیم امیدوار باشیم یڪ مهارت درست رفتاری را فرا گرفته ایم و روابط سالم تری را تجربه ڪنیم.

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads

مطالب محبوب