زیباترین گنبدهای ایران

سقف، در بناهای ایرانی، به خصوص در بناهایی که کارکرد مذهبی دارند نقش بسیار مهمی دارد.تاریخ معماری در ایران، به بیش از ۲۵۰۰ سال قبل باز‌می‌گردد. اکنون در اقصی نقاط کشورمان، بناهای تاریخی فراوانی که مربوط به دوره‌های تاریخی مختلف بوده‌اند وجود دارد.

مسجد امام، اصفهان

مسجد جامع یزد

مسجد جامع یزد

مسجد نصیرالملک، شیراز

مسجد نصیرالملک، شیراز

مسجد نصیرالملک، شیراز

مسجد نصیرالملک، شیراز

مسجد سید، اصفهان

مسجد سید، اصفهان

مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان

مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان

مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان

مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان

مسجد وکیل، شیراز

مسجد وکیل، شیراز

مسجد جامع اصفهان

مسجد جامع اصفهان

عمارت عالی قاپو، اصفهان

عمارت عالی قاپو، اصفهان

عمارت عالی قاپو، اصفهان

عمارت عالی قاپو، اصفهان

عمارت باغ دولت آباد، یزد

عمارت باغ دولت آباد، یزد

حرم حضرت معصومه (س)، قم

حرم حضرت معصومه (س)، قم

مسجد جامع اصفهان

مسجد جامع اصفهان

مسجد امام، اصفهان

مسجد امام، اصفهان

آیا او زن زندگی شماست؟

قرار نیست زن زندگی شما بدون نقص باشد، همین که از نظر شما کامل باشد کافی است. اما از کجا باید بدانید که او را پیدا کرده اید؟ در اینجا ۹ علامت این که شما زن زندگی خود را یافته اید و روزهای مجردی شما به سر رسیده معرفی شده اند:

۱٫ او شما را می سازد
بعضی از دخترها باعث می شوند که در مقابل دیگران به شما احساس کوچک بودن و حماقت دست بدهد. اما دختر رویاهای شما اینطور نیست. در واقع او زمانی که اشتباهی کرده اید اعتماد به نفس شما را باز می گرداند، و زمانی که او در کنارتان است احساس کامل بودن می کنید.

۲٫ او نمی خواهد شما را عوض کند
زنی که از شما می خواهد حتی کوچک ترین رفتارهایتان را عوض کنید هیچ گاه شما را همانگونه که هستید نخواهد پذیرفت. زنی که شما را دوست داشته باشد سعی نمی کند دوست هایتان، طرز لباس پوشیدنتان، سرگرمی ها و یا حتی شغلتان را عوض کند. او شما را همانطور که هستید دوست دارد و می پذیرد.

۳٫ او بزرگترین مشوق شما است
زمانی که می خواستید آن کار را بگیرید او به شما کمک کرد که برای مصاحبه آماده شوید و زمانی که آن کار را گرفتید هیچ کس به اندازه او خوشحال نشد. شاید او در بازی هایی که می کنید استاد باشد، ولی اگر بداند بردن برایتان خیلی مهم است می گذارد شما برنده شوید. او می خواهد شما همیشه برنده و موفق باشید و در این راه به شما کمک می کند.

۴٫ شما او را تحسین می کنید
شما می توانید آشپزی کردن او ، توانایی های مدیریتی او، شم اقتصادی اش و یا ظرافت زنانه اش را تحسین کنید. چیزی که مهم است این است که شما او را تحسین کنید و از این که او را دارید احساس غرور کنید، این که او قهرمان شما باشد و شما هم قهرمان او باشید.

۵٫ به فضای خصوصی شما احترام می گذارد
بعضی زن ها می خواهند زمان همسرشان را کنترل کنند، ولی او اینطور نیست. او به شما فضا و زمان کافی می دهد تا علایقتان را بدون احساس گناه دنبال کنید. او به آزادی خودش نیز احترام می گذارد و می فهمد که زمانی که جدا از یکدیگر می گذرانید باعث می شود زمانی که با هم می گذرانید لذت بخش تر شود.

۶٫ می توانید در مورد مشکلاتتان حرف بزنید
آنقدر به رابطه خودتان اطمینان دارید که بتوانید زمانی که شما را ناراحت کرده است به او بگویید. او نیز در مورد کارهایی که شما کرده اید و او را ناراحت کرده است با شما حرف می زند. با این حال هر دوی شما این انتقادها را تحمل می کنید، چرا که همدیگر را دوست دارید.

۷٫ او شما را می خنداند
شوخ طبعی یکی از اولین چیزهایی است که یک مرد را به یک زن جذب می کند و در زمان سختی ها و مشکلات به شما کمک می کند سختی ها را پشت سر بگذارید. اگر او باعث می شود با صدای بلند بخندید و وقتی دور و بر شماست دنیا روشن تر می شود، او را هرگز ترک نکنید.

۸٫ شما می توانید با هم کنار بیایید
اگر راهی برای حل مشکلات کوچک و کنار آمدن با هم پیدا کرده اید، پس به احتمال زیاد در زمان چالش های بزرگتر نیز می توانید با هم از پس آنها بر بیایید. اینکه بتوانید صحبت کنید، گوش کنید و با هم کنار بیایید مهارتی است که هر رابطه ای برای اینکه ادامه پیدا کند به آن نیاز دارد.

۹٫ تنها او را می بینید
شما به دختر حسابداری که در دفترتان کار می کند یا آن صندوقدار مغازه که همیشه به شما لبخند می زند هیچ توجهی نمی کنید. به هیچ زن دیگری نمی توانید نزدیک شوید. زمانی که او تنها دختری است که فکر شما را به خودش مشغول می کند و از فکر کردن به او احساس خوشحالی می کنید، یعنی اینکه شما شخص خاصی را پیدا کرده اید.

عوامل موثر در بر هم خوردن زندگی زناشویی

عوامل موثر در بر هم خوردن زندگی زناشویی

زیاده‌خواهی در امور جنسی از عوامل بر هم زننده زندگی‎ زناشویی است

عوامل موثر در بر هم خوردن زندگی زناشویی
مطالبی که در این مقاله ذکر می شود نقش مهمی در برهم زدن پایه و اساس زندگی زناشویی و ایجاد اختلافات در بین همسران دارد، پس سعی کنید از آنان پرهیز کنید.

از جمله علل مهمی که تیشه به ریشه خانواده می‌زند ناهماهنگی، نداشتن توافق، زیاده‌روی یا زیاده‌خواهی در امور جنسی همسران است که می‌تواند برهم‌زننده نظام خانواده باشد.

در واقع بیشتر اختلاف زن و شوهر‌ها گرچه به ظاهر بر سر جزییات زندگی است اما اصل و منشاء آن در اسرارخواب آنان نهفته است و ریشه‌اش ناهمگونی جنسی است. به گفته صاحب نظران از همه مشکلاتی که دامنگیر زن و شوهر می‌شود می‌توان چشم پوشی کرد به جز ناهماهنگی جنسی که کاملا نظام زن و شوهری را می‌گسلد‌.

اما سوال اینجاست منشاء پیدایش این ناهمگونی جنسی از کجاست؟
حجت الاسلام و المسلمین دکتر عابدینی، روان‌شناس در این باره می‌گوید: در روابط نزدیک زناشویی، در زن غرایز جنسی معینی وجود دارد که نشان می‌دهد کی و چه زمانی می‌تواند به روابط زناشویی بپردازد و تمکین کند. اما متاسفانه در اغلب ازدواج‌ها مرد به خاطر ناآگاهی و نداشتن اطلاعات درست از روابط زناشویی، این شرایط زن را به کلی نادیده می‌گیرد و با تبعیت از تمایلات افسار گسیخته جنسی خود، زن را در اوقاتی که آمادگی ندارد وادار به انجام روابطی می‌کند که او، آن را حقوق زناشویی می‌خواند و همین عامل سنگ بنای سردمزاجی و تنفر زن از ادامه و تکرار روابط زناشویی می‌شود.

اثرات شوکی که در نتیجه یک چنین روابط جنسی ناهماهنگ بر مغز و روان یک زن با آن احساسات لطیف و آسیب پذیر وارد می‌شود، به قدری عمیق است که احتمال دارد اثرات منفی آن در سراسر زندگی و طرز تلقی نامطلوب او نسبت به امور جنسی و زناشویی دیده شود.

در روابط زناشویی که در آن زن و مرد با همدیگر به همکاری می‌پردازند یک نوع نیرو یا انرژی مطلوب رد و بدل و باعث ارتقا قوت و قدرت طرفین می‌شود. اما وقتی رابطه یکطرفه و اجبار در کار باشد یعنی مرد اصرار به انجام این اعمال داشته باشد و زن به‌آن مایل نباشد، نه تنها صدمات جسمانی و روانی زیادی به زن وارد می‌شود بلکه آن انرژی‌ای که مرد از دست داده مجدد به دست نخواهد آورد و دچار زیان می‌شود.

رابطه زناشویی,دانستنیهای جنسی,رابطه جنسی

ناتوانی جنسی از شش ماه پس از ازدواج بر اثر زیاده روی‌ جنسی بروز می‌کند‎

موضوع دیگری که میتوان به به آن اشاره کرد، آن‌که وقتی مرد به کرات و اجبار همچون وعده‌های شام و ناهار اصرار به برقراری روابط زناشویی می‌ورزد، به نوعی خود باعث هدر رفت انرژی و قوتی می‌شود که باید صرف کارهای مهم زندگی کند و این ناهماهنگی را می‌توان بنوعی زیاده‌روی جنسی دانست.

در زیاده‌روی‌های جنسی ناهمگون و ناهماهنگ که این روز‌ها در بسیاری از زندگی همسران دیده می‌شود و دلیل اصلی آن محرکات محیطی از نوع (سمعی، بصری و حسی) است، این مرد است که زیان اصلی را خواهد دید. چرا کهدر روابط زناشویی ناهماهنگی که در آن اعتدال رعایت نشود مرد زود‌تر از زن به مرز زیاده روی و اتلاف انرژی خواهد رسید و عملا ناتوانی جنسی و پیری قبل از موعد را سبب می‌شود. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که بروز اختلالات یا ناتوانی جنسی از شش ماه پس از ازدواج بر اثر این‌گونه زیاده روی‌ها بروز می‌کند.

متاسفانه در بسیاری از سایت‌های غیرمجاز اینترنتی و فیلم‌ها و میان برنامه‌های مبتذل ماهواره‌ای به نمایش گذاشته می‌شود و تاسف بار‌تر این‌که هیجانات کاذب آن موجب می‌شود برخی همسران بخصوص جنس مرد به برقراری این اعمال نامتعارف و غیر بهداشتی در روابط زناشویی خود اقدام کنند.

وضعیتی که زن در ارتباط با سوءاستفاده و تعرض‌های نامناسب و نامتعارف جنسی از سوی همسر یا با زیاده روی‌های زناشویی روبه‌رو می‌شود رابطه‌ای است که در آن به دلیل یکطرفه بودن عمل جنسی، زن تبدیل به ابزاری می‌شود در دست مرد برای دفع آتش شهوت. چرا که وقتی مرد به طرز غیر عادی و با محرکاتی کاذب برانگیخته شود بی‌ملاحظه شده و دیگر قادر نخواهد بود به حقوق زناشویی همسر خود احترام گذاشته و یک پاسخ عاطفی دهد و در نتیجه برقراری رابطه‌ای که میلی به آن نباشد برای زن نفرت انگیز، تحمیلی، ملامت بار، پست و مبتذل خواهد شد.

این روابط غیر بهداشتی خارج از عرف و زیاده روی‌ها نه تنها یک بی‌حرمتی اخلاقی به حریم زن است بلکه سرچشمه ضعف و آسیب‌های جسمانی او نیز هست. زیاده روی‌های جنسی و رنجشی که سبب آسیب زن شده حتی برقراری یک همدلی، همکلامی یا مصاحبت دوستانه و صمیمانه را امکان ناپذیر می‌کند و قدرت و نیروی این دشمنی جنسی به حدی است که بسیاری از زنان را به دادگاه و طلاق می‌کشاند.

به یاد داشته باشید، انگیزه جنسی آن طور که عموم مردم تصور می‌کنند تنها یک تجلی جسمی نیست بلکه سراسر وجود و روان یک شخص را در بر می‌گیرد و اگر بی‌حرمتی جنسی رخ‌دهد، آن چنان نارضایتی در خداوند و آن چنان نفرت و دشمنی بین زن و مرد به وجود می‌آورد که می‌توان آن را دقیقا با شدت محبتی که همسران قبلا نسبت به یکدیگر داشتند مقایسه کرد که متاسفانه در جامعه امروز ما هزاران زن این بی‌حرمتی جنسی را تجربه کرده‌اند و به دلیل شرم از ابراز آن ناچار به سکوت شده‌اند.

اغلب مردان از نظر برخوردار شدن از رابطه جنسی همیشه آمادگی دارند. به عبارت دیگر مرد فقط در انتظار این است که زن او را دعوت کند؛ اما چون زن تنها در دوره‌هایی خاص قابلیت پذیرش بالایی دارد و خود به این امر واقف است، باید مرد این را بپذیرد که امکان برقراری این روابط تنها در زمان‌هایی خاص موجب انتقال انرژی مطلوب به او می‌شود و بیش از این قوت خود را به هدر ندهد.

دکتر عابدینی با اشاره به این موضوع می‌افزاید زن و مرد باید دوره‌های مباشرت خود را که اغلب از سوی زن تعیین می‌شود بتدریج منظم کنند تا جاذبه و گرمی این روابط باقی روز‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. مردان باید بدانند که دوره‌هایی در زندگی زن وجود دارد که طی آن زن از هر حیث خودش نیست. در حوالی این دوره زن فوق‌العاده به عصبانیت، حساسیت و ترشرویی گرایش دارد. دست کم در چنین اوقاتی مرد باید ملاحظه حال زن را بنماید و سعی کند با زن توأم با درک و محبت و احترام برخورد کند و مطمئن باشد بازتاب یک محبت واقعی به زن، دریافت هزاران محبت است.

بنابراین برای این‌که بتوانید از روابط زناشوییتان محافظت کنید باید یک عاشق ملاحظه کار باشید. این ملاحظات بیش از هزار راه قانونی، پیوند زناشوییتان را محکم نگه می‌دارد و وجود یک چنین پیوندی است که ازدواج را مقدس می‌کند

از کجا بفهمیم دختری واقعا زن زندگی مان است؟

قرار نیست زن زندگی شما بدون نقص باشد، همین که از نظر شما کامل باشد کافی است. اما از کجا باید بدانید که او را پیدا کرده اید؟ در اینجا ۹ علامت این که شما زن زندگی خود را یافته اید و روزهای مجردی شما به سر رسیده معرفی شده اند:

۱ – او شما را می سازد

بعضی از دخترها باعث می شوند که در مقابل دیگران به شما احساس کوچک بودن و حماقت دست بدهد. اما دختر رویاهای شما اینطور نیست. در واقع او زمانی که اشتباهی کرده اید اعتماد به نفس شما را باز می گرداند، و زمانی که او در کنارتان است احساس کامل بودن می کنید.

۲ – او نمی خواهد شما را عوض کند

زنی که از شما می خواهد حتی کوچک ترین رفتارهایتان را عوض کنید هیچ گاه شما را همانگونه که هستید نخواهد پذیرفت. زنی که شما را دوست داشته باشد سعی نمی کند دوست هایتان، طرز لباس پوشیدنتان، سرگرمی ها و یا حتی شغلتان را عوض کند. او شما را همانطور که هستید دوست دارد و می پذیرد.

۳ – او بزرگترین مشوق شما است

زمانی که می خواستید آن کار را بگیرید او به شما کمک کرد که برای مصاحبه آماده شوید و زمانی که آن کار را گرفتید هیچ کس به اندازه او خوشحال نشد. شاید او در بازی هایی که می کنید استاد باشد، ولی اگر بداند بردن برایتان خیلی مهم است می گذارد شما برنده شوید. او می خواهد شما همیشه برنده و موفق باشید و در این راه به شما کمک می کند.

۴ – شما او را تحسین می کنید

شما می توانید آشپزی کردن او ، توانایی های مدیریتی او، شم اقتصادی اش و یا ظرافت زنانه اش را تحسین کنید. چیزی که مهم است این است که شما او را تحسین کنید و از این که او را دارید احساس غرور کنید، این که او قهرمان شما باشد و شما هم قهرمان او باشید.

۵ –  به فضای خصوصی شما احترام می گذارد

بعضی زن ها می خواهند زمان همسرشان را کنترل کنند، ولی او اینطور نیست. او به شما فضا و زمان کافی می دهد تا علایقتان را بدون احساس گناه دنبال کنید. او به آزادی خودش نیز احترام می گذارد و می فهمد که زمانی که جدا از یکدیگر می گذرانید باعث می شود زمانی که با هم می گذرانید لذت بخش تر شود.

۶ – می توانید در مورد مشکلاتتان حرف بزنید

آنقدر به رابطه خودتان اطمینان دارید که بتوانید زمانی که شما را ناراحت کرده است به او بگویید. او نیز در مورد کارهایی که شما کرده اید و او را ناراحت کرده است با شما حرف می زند. با این حال هر دوی شما این انتقادها را تحمل می کنید، چرا که همدیگر را دوست دارید.

۷ – او شما را می خنداند

شوخ طبعی یکی از اولین چیزهایی است که یک مرد را به یک زن جذب می کند و در زمان سختی ها و مشکلات به شما کمک می کند سختی ها را پشت سر بگذارید. اگر او باعث می شود با صدای بلند بخندید و وقتی دور و بر شماست دنیا روشن تر می شود، او را هرگز ترک نکنید.

۸ – شما می توانید با هم کنار بیایید

اگر راهی برای حل مشکلات کوچک و کنار آمدن با هم پیدا کرده اید، پس به احتمال زیاد در زمان چالش های بزرگتر نیز می توانید با هم از پس آنها بر بیایید. اینکه بتوانید صحبت کنید، گوش کنید و با هم کنار بیایید مهارتی است که هر رابطه ای برای اینکه ادامه پیدا کند به آن نیاز دارد.

۹ – تنها او را می بینید

شما به دختر حسابداری که در دفترتان کار می کند یا آن صندوقدار مغازه که همیشه به شما لبخند می زند هیچ توجهی نمی کنید. به هیچ زن دیگری نمی توانید نزدیک شوید. زمانی که او تنها دختری است که فکر شما را به خودش مشغول می کند و از فکر کردن به او احساس خوشحالی می کنید، یعنی اینکه شما شخص خاصی را پیدا کرده اید.

مشکلات جنسی مردان و زنان ایرانی در طول زندگی زناشویی

یک رفتار شناس جنسی در مورد مشکلات جنسی بین زوجین اظهار داشت: باید به این موضوع توجه کنیم که رابطه جنسی یک موضوع دو طرفه است و نباید دنبال مقصر گشت. سرزنش کردن و به دنبال مقصر بودن این مشکلات را بین زوجین پیچیده تر می کند. دکتر عفت السادات مرقاتی خویی با اشاره به اینکه احتمال اینکه زوجی در صورت مواجهه با مشکلات جنسی در زندگی شان به متخصص در حوزه جنسی مراجعه کنند امروزه افزایش پیدا کرده است، اظهار کرد: دلیل آن نگاه بدون تعصب و جامع به موضوعات جنسی در جامعه میتواند باشد.

او در ادامه بیان کرد: لذا در جامعه زمان مراجعه را شاید همان دیدگاه ها، باورها و تعصبات نسبت به مسائل جنسی تعیین می کند. تعدادی از افراد معتقدند نباید برای کمک گرفتن راجع به مشکلات جنسی شان مراجعه کنند چون روابط جنسی را موضوعی بسیار خصوصی میدانند، عده ایی دیگر باور دارند که مشکل جنسی خودبخود حل می شود و آن را به فطرت جنسی و گذر زمان واگذار میکنند، برخی معتقدند باید با آن ساخت و هیچکس قادر به حل مشکل آنها نیست. باید بگویم همه این باورها به نوعی نادرست هستند!

این رفتار شناس جنسی گفت: البته دربعضی مواقع هم کارکنان و ارائه دهندگان خدمات بهداشتی-درمانی از طرح موضوع و کمک به مردم در مشکلات جنسی اجتناب می ورزند چون با موضوعات جنسی راحت نیستند؛ و از طرح موضوع به شدت معذب هستند؛ و یا از دانش و مهارت کافی در این زمینه برخوردار نیستند. از نظر آماری مطالعات نشان داده اند که شیوع مشکلات جنسی در طول زندگی زنان ۶۸ درصد و در زندگی مردان ۵۴ درصد است. پس نمی توان با توجه به این آمار زوجین ایرانی را استثناء و بدون مشکل جنسی در طول زندگی شان تصور کرد! طبیعی است که با افزایش سن فرد و افزایش طول زندگی زناشویی، و وقایع طول زندگی هر زوجی بر تعداد ،حدت و شدت مشکلات جنسی می افزاید.

دکتر مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: نباید فراموش کنیم که زیربنای ازدواج و روابط بین فردی در آن ازدواج را عواطف، محبت، عشق، همراه و همدل بودن تعیین می کند نه رابطه جنسی تناسلی صرف! پس هر گاه زوجین متوجه افول و یا کاهش یکی از آن مبانی و عوامل شدند به احتمال بسیار زیاد باید منتظر بروز مشکلات جنسی از هر نوعش باشند. چون رابطه جنسی خوشایند و به عنوان عامل و ضامن روابط خوب و لذت بخش بین زوجین، تنها محصول و پیامد رابطه صمیمانه، نزدیک، عاطفی و عاشقانه بین زن و شوهر است. در این صورت است که حتی اگر یکی از زوجین مشکل ارگانیک جنسی پیدا کرد به گونه ایی که عملکرد مناسب نداشت، لطمه چندانی به بدنه ازدواج و استحکام آن نخواهد خورد.

او با تاکید بر اینکه مشکلات و اختلالات جنسی مانند انسانها هستند در اشکال، اندازه و انواع مختلف دیده می شوند گفت: مشکلات جنسی زوجین الزاما شبیه یکدیگر نیست. تجربه مشکل جنسی به معنای این نیست که آن فرد ایرادی دارد بلکه اتفاقی هست که میتواند در هر مرحله از زندگی فرد به دلیلی و حتی بعضا بدون دلیل اتفاق بیافتد. چون مردم یاد گرفته اند که مشکلی در ارگان های جنسی موجب اختلالات جنسی می شود تا زمانی که ارگان های جنسی مشکلی پیدا نکرده است مردم مشکلات دیگر را شناسایی نمی کنند و طبیعتا از مراجع ذی صلاح کمک نمی گیرند.

این رفتار شناس جنسی در ادامه افزود: خبر خوب این است که اگر مشکل جنسی فقط به مشکلات ارگانیک محدود باشد هم تشخیص و هم درمان آسانتر است. بطور مثال مشکلات نعوظ در مردان به راحتی تشخیص داده می شود و به دلیل شناخته شدن عوامل ایجاد کننده، درمانگر امیدوار است که بتواند بیمار را کمک کند. بنابر این به زوجین توصیه جدی می شود که: با بروز هر مشکل ارتباطی، حتما از نظر جنسی هم از مراجع ذی صلاح و متخصص در زمینه جنسی و ازدواج کمک بگیرند و احتمال اثرات معکوس روابط جنسی بد خود را بر ایجاد مشکل فعلی ارزیابی کنند. زوجین حتما منتظر بروز مشکل جنسی و یا بدتر شدن آن نباشند. مانند دیگر ابعاد زندگی شان که برای ارتقاء و بهتر شدن آنها تلاش میکنند، در زمینه زندگی جنسی شان هم از مشاورین متخصص در این زمینه کمک بگیرند. فراموش نشود که پیشگیری بهتر از درمان است!

مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: با بروز هرگونه نگرانی در باره پاسخ ها و عملکرد جنسی، حتما و سریعا به متخصص جنسی مراجعه کنند؛ چون بی توجهی به مشکلات عملکرد جنسی نه تنها درمان آن را در دراز مدت دشوار می سازد، بلکه تاثیر منفی آن بر اعتماد به نفس فرد و روابط بین فردی با همسرش موضوع را پیچیده تر و بغرنج می کند. اصرار دارم که زوجین با وجود مشکل جنسی از نوع عملکردی آن را ایرادی بر فرد تلقی نکنند وفرد را در بروز این مشکل مقصر جلوه ندهند و او را برای اختلال عملکردی سرزنش نکنند چرا که اختلال جنسی مانند دیگر بیماریها به دلایل بیولوژیکی بروز می کنند و خود فرد دخالتی ندارد.

او در آخرین توصیه خود به زوجین اظهار کرد: موضوع جدی این است که زوجین به محض بروز نارضایتی و اختلال در روابط کلی بین خودشان به افراد متخصص مراجعه کنند؛ چرا که روابط بین زوج و روابط جنسی حلقه و سیکلی را تشکیل می دهند که اشکال در هر قسمت این دایره می تواند زندگی زناشویی را با مشکل و چالش روبرو کند. برای مراجعه به مشاور یا درمانگر زوجین باید در رابطه با آن مشکل با یکدیگر صحبت کرده باشند، بدون مقصر جلوه دادن دیگری به مشکل جنسی به لنز و عینک مجزا نگاه کنند و سعی کنند راجع به علل و ریشه های به یک نتیجه مشترک برسند و سپس به همراه یکدیگر برای حل آن مشکل مراجعه کنند. فراموش نکنید هر مشکل جنسی در ازدواج دو سر طیف دارد زن و شوهر! بنابراین باید مشکلات جنسی به دست هر دو نفر حل شود.

راه‌های داشتن زندگی شادتر

پرتال اجتماعی واکنش: برنامه‌ریزی برای زندگی شبیه تیراندازی است. باید مثل رابین‌هود خوب هدف بگیرید و با دقت و نیروی مناسب تیر را رها کنید. بیایید با کمک مهندس شعبانعلی، مدرس و نویسنده  هدف‌هایی هوشمندانه‌تر انتخاب کنیم. این هدف حتما نباید خرید یک خانه جدید یا یک ماشین لوکس باشد. شاید هدف شما کاهش وزن یا داشتن یک زندگی شادتر است.

گاهی نرسیدن به هدف دلیل تنبلی نیست
خیلی از هدف‌های ما ممکن است از لیست سال های گذشته وجود داشته باشند. پس قبل از اینکه سراغ هدف‌های جدید برویم با هم مرور کنیم که چرا به برخی از هدف‌های گذشته نرسیدیم. همیشه از برنامه‌های اولیه برای شروع جدید یادگیری زبان است. مثلا اگر با خود‌تان قرار گذاشته‌اید که از امروز ۲۰ لغت جدید یاد بگیرید و نشده، خود‌تان را سرزنش نکنید! بپذیرید خیلی از مواقع نرسیدن به هدف‌ها ناشی از تنبلی یا بی‌تعهدی ما نسبت به خودمان نیست بلکه از اول نوع انتخاب هدف اشتباه بوده. این هدف‌ها گاهی مثل یک کابوس بد در گوشه‌ای از ذهن می‌ماند و اذیت‌تان می‌کند. همه برنامه‌هایی که به آن نرسیده‌اید را حذف نکنید و بپذیرید بخشی از هدف‌های گذشته شما ناخواسته در جدول هدف‌های حال هم باقی می‌ماند. مگر با ۲ استثنا:

– یکی اینکه کلا سبک زندگی یا نگاه‌‌تان نسبت به گذشته تغییر کرده و از تاریخ مصرف بعضی هدف‌های‌تان گذشته. مثلا زمانی صرفا دوست داشتید زبان فرانسه یاد بگیرید اما الان آنقدر اولویت‌های مهم دیگری دارید که فرصتی برای یادگیری زبان جدید ندارید.

– دوم اینکه هدف‌های شما آموخته شده نباشد. یعنی چی؟ یعنی هدف‌هایی که برای فرد دیگری است و به‌نظر می‌رسد هر آدم شیک و باکلاسی باید آن هدف را داشته باشد! مثلا ورزش خیلی هم خوب است، اگر خود‌تان دوست داشته باشید و نه اینکه چون از دوستی شنیده‌اید هدف شما هم شده باشد.

جلوی اشتباه را هر کجا بگیریم منفعت است
ممکن است از لیست هدف‌های گذشته سه تا چهار مورد به لیست امسال مهاجرت کنند. گاهی از‌‌ همان ابتدا هدف‌هایی را انتخاب می‌کنیم که قابل نقض هستند و احتمال شکست در آنها وجود دارد. به محض اینکه برای اولین‌بار از هدف‌مان (حتی اگر کوچک هم باشد) عقب می‌مانیم مسیر را برای دور زدن هدف باز می‌کنیم! یعنی اگر قرار است شبی پنج لغت انگلیسی بخوانید و کاری پیش می‌آید به خود‌تان می‌گویید حالا امشب هم نشد نشد! حالا این بار به خود‌تان تعهد بدهید و بگوید که من هر هفته باید ۳۵ لغت جدید یاد گرفته باشم.

این‌جوری خیلی سخت‌تر می‌توانید هدف را نقض کنید. از اوایل هفته حواس‌تان هست که باید ۳۵ لغت بخوانید. به جای اینکه بگویید هر روز ۳۰ دقیقه پیاده‌روی می‌کنم، هفتگی‌اش کنید. گاهی تصمیم می‌گیرید امروز پنج لغت زبان بخوانید و دقیقا در همان لحظه کاری برای یکی از دوستان‌تان پیش می‌آید و نمی‌توانید به برنامه‌‌تان برسید. به خاطر همین می‌گویم این برنامه‌ریزی‌ها را هفتگی در نظر بگیرید. هیچ‌کسی نمی‌تواند برای یادگیری ۳۵ لغت زبان در هفته بهانه بیاورد.

سطح زندگی با سبک زندگی متفاوت است
اگر در هدف‌نویسی جزئیات می‌نویسید حواس‌تان باشد که شرایط را خطرناک نکنید! یعنی این جزئیات‌نویسی کل ماجرا را خراب نکند، البته منکر نمی‌شوم که گاهی همین جزئیات‌نویسی بسیار کمک می‌کند اما گاهی مبنایی می‌شود برای نابودی برنامه‌ریزی‌های بعدی برای رسیدن به هدف‌‌تان . مثلا در سال جدید با این هدف که تماشای فیلم به نگرش و فرهنگم کمک می‌کند، می‌خواهید فیلم ببینید.

بعد یکی از دوستان‌تان به شما می‌گوید ببین اگر فیلم می‌خواهی ببینی حرفه‌ای ببین، اتفاقی که برای منِ محمدرضا شعبانعلی هم افتاد. دوستم گفت کارگردان به کارگردان فیلم ببین. همین جزئیات کارگردان به کارگردان برنامه‌ام را به هم ریخت. اما مثلا اگر نوشته بودم در هفته یا در ماه پنج فیلم می‌بینم، رسیدن به آن قابل کنترل‌تر بود. به همین خاطر خیلی وقت‌ها هدف‌گذاری‌های‌مان براساس سبک زندگی نیست، بلکه بر اساس سطح زندگی است.

هدف‌های سبک زندگی را تعریف کنید
یکی از مدیران ثروتمند و موفق ایرانی حرف جالبی می‌زند: «آخر ثروتمند شدنت و ته لذتش این است که دوستانت را دور هم جمع کنی، یک فیلم بگیری، دور هم فیلم ببینید و پسته و کشمش بخورید!» پس همین حالا هم می‌توانید از زندگی لذت ببرید و دوستان‌تان را دور هم جمع کنید. دید ما این است که باید یک هدف بزرگ مثل ثروتمند شدن داشته باشیم و به خودمان قول می‌دهیم که هر وقت پولدار شدم دوستانم را دور هم جمع می‌کنم، اما بیایید در سال جدید چند هدف سبک‌زندگی تعریف کنید، مثلا اینکه هر هفته  یا هر دو هفته یک جلسه سه الی چهار ساعته بگذارید و یک فعالیت گروهی همراه با دوستان‌تان داشته باشید.

ممکن است سال اول فقط کتاب دور هم بخوانید و فیلم ببینید ولی ۱۰ سال بعد یک سینما اجاره کنید! اما اصل سبک زندگی همین است و در‌‌نهایت همین که سه‌،چهار ساعت در هفته را از الان که جوان‌تر هستید برای دوستان‌تان و تفریح دورهمی وقت می‌گذارید، نشان می‌دهد که بعدها هم که پولدار شدید این کار را خواهید کرد. یک هدف سبک زندگی دیگر اینکه: با وجودی که من یک ایرانی‌ام اما چه خوب می‌شود اگر چند ساعت در هفته سبک نگاه جهانی داشته باشم، بنابراین باید گاهی سایت‌های مهم و خبرگزاری‌های خوب دنیا را رصد کنم درنتیجه باید کمی زبانم را بهتر کنم! می‌بینید که همه این هدف‌ها زنجیر‌وار به هم متصل‌‌اند. درستش هم همین است. تا کی می‌خواهید کنتور بیندازید که ۱۳۰۰ لغت حفظ شده‌ام، ۱۴۹۲تا شد؟! ولی با این هدف‌های سبک زندگی رشد بیشتری هم خواهید داشت. نسبت به دوستان‌تان هم شادتر هستید و دیگر از هدف‌گذاری‌های افراطی بی‌نتیجه هم خبری نیست.

زندگی شادتر

هدف شما نباید وابسته به فرد دیگری باشد

 

هدف شما نباید وابسته به فرد دیگری باشد
ریسک بالا در هدف‌گذاری این است که ناخواسته هدف‌مان به نوع عملکرد فرد دیگری مرتبط باشد، مثلا می‌خواهید درآمد‌تان در محل کار بالا برود و حقوق ۵۰۰ هزار تومان‌‌تان را به ۸۰۰ هزار برسانید. دو نکته اینجا وجود دارد: آیا کنترل این عدد در دست شماست؟ خب اگر نیست، نرسیدن به این برنامه حال‌تان را بد هم می‌کند. گاهی هم به این برنامه می‌رسید اما باز هم اصطلاحا دردی از شما را دوا نمی‌کند! حقوق‌تان شد۸۰۰ هزار تومان اما باز هم یک سری قسط و بدهی دارید.

بعد به این می‌رسید که مخارج من ۸۰۰ هزار نیست و ۸ میلیون است که آن هم در حال حاضر اصلا عملی نیست. اگر برای زندگی سازمانی هدفی می‌گذارید، حواس‌تان باشد که حتما جنس آن هدف‌گذاری مهارتی باشد، مثلا یک مهارت‌هایی را یاد بگیرم که خودبه‌خود برایم تبعات رشد سازمانی هم به دنبال خواهد داشت، ولی اگر هم رشد سازمانی نداشتم (که همه‌اش هم دست من نیست) چیزی را نباخته باشم.

گاهی به جای هدف، خط‌مشی بگذارید
خیلی مواقع هدف‌هایی که رسیدن به آن وابسته به فرد دیگری است، اعتمادبه‌نفس را کم می‌کند. اینکه به آن هدف نرسید و بعد مدام خود‌تان را مقصر بدانید و سرزنش کنید اصلا خوب نیست. مثلا برای رسیدن به هدف‌ یادگیری لغت‌های زبان، درنهایت اگر نشود مقصر خود شما هستید اما خیلی از مواقع هدف افزایش حقوق هدفی است ذاتا در اختیار تصمیم دیگران.

یک سهمی از آن دست خود‌تان است اما بخشی‌ هم بستگی به رئیس‌‌تان دارد یا بستگی به رونق و رکود بازار دارد و. . . منظور من این نیست که از این دست هدف‌ها نگذارید اما همیشه نقش دیگران را هم در نظر بگیرید تا بعد اذیت نشوید. برای این هدف‌ها می‌توان درصد گذاشت که چه میزانی از آن به تلاش شما بستگی دارد و چه میزان در گرو مساعدت دیگران است. همچنین اگر می‌خواهید فعالیت گروهی را در سازمان‌تان بیشتر کنید. این را نه به‌عنوان هدف بلکه به‌عنوان «خط مشی» در نظر بگیرید و برایش تلاش کنید.

تفاوت خط‌مشی و هدف: هدف یا تیک می‌خورد یا نه، اما خط‌مشی کمی نرم‌تر از هدف است. خط‌مشی این است که من سعی می‌کنم آدم خوش‌اخلاق‌تری باشم و برای آن تلاش می‌کنم. اما اگر خوش‌اخلاقی هدف‌‌تان بشود ممکن است این اتفاق بیفتد: در خیابان یا محل کار کسی شما را ناراحت می‌کند، بعد مدام یک چیزی در ذهن شما آلارم می‌دهد که دیدی نشد؟! بعد هم که هدف تیک نمی‌خورد مدام می‌گویید دیدی بهش نرسیدم؟!

در کنار لیست هدف، یک لیست پاداش هم داشته باشید
متاسفانه بعد از رسیدن به هدف هم جایزه‌ای برای لذت بردن به خودمان نمی‌دهیم. اصلا باید در کنار لیست هدف، یک لیست پاداش هم داشته باشید. معمولا هم گفته می‌شود حداقل ۵۰ مورد را باید در این لیست بنویسید. این ۵۰ مورد جایزه‌هایی است که شما را خوشحال می‌کند. از یک مرخصی گرفتن ساده از محل کار و مسافرتی کوتاه در حومه شهر گرفته تا ۱۰۰هزار تومان هزینه برای خریدی که اصلا لازمش ندارید اما حال‌تان را خوب می‌کند.

همیشه فکر می‌کردیم همین که به دانشگاه برویم یک آدم متفاوت می‌شویم اما یادمان رفته بود همان‌هایی که یک سالی بود که در آن دانشگاه تحصیل می‌کردند قبلا دبیرستانی بودند! کمی هنر لذت بردن‌تان را بالا ببرید. گاهی لیست‌های هدف‌گذاری بلند و بالایی داریم ولی از آن طرف لیستی نداریم که بعد از تیک خوردن هدف، حال‌مان را خوب کند، بنابراین فقط دنبال تیک زدن هدف‌ها نباشید. از رسیدن به هدف لذت ببرید و گرنه انگیزه‌ای برای رسیدن به هدف‌های بعدی نخواهید داشت.

الگوی رفتاری آدم‌های موفق  
سبک هر کسی برای انتخاب هدف‌ متفاوت است، اما بعد از سال‌ها مطالعه زندگی آدم‌های موفق به این نتیجه رسیده‌ام که همه آنها یک هدف بزرگ دارند و هدف‌های کوچک آنها بخشی از‌‌ همان هدف‌ بزرگ‌ است. مثلا آدم‌های بسیار موفق با خودشان می‌گویند اگر می‌خواهم امسال به سفر بروم همین مسافرت هم بخش کوچکی از هدف بزرگ امسال من است. هدف‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت مثل یک آبشاری است که از بالا به پایین می‌ریزد و پله‌پله پایین می‌آید.

چهار هدف کوچک‌تر فصلی هم داریم، اما ذاتش‌‌ همان هدف یک ساله است. بهتر است که از آن هدف بزرگ شروع کنیم. مثلا اینکه در پایان امسال حالم بهتر باشد و شاد‌تر از سال گذشته زندگی کنم. کسی نمی‌تواند بگوید این هدف غلط است یا اینکه چرا شاخص اندازه‌گیری خوشحالی نداری! خب در مرحله بعد، هدف را تقسیم کنید بر اینکه چه چیزهایی باعث خوشحالی شما می‌شود. رسیدن به هدف‌های کاری، افزایش یادگیری، ارتقا مهارت‌ها و. . . همه این هدف‌های کوچک در‌‌نهایت منجر به خوشحالی شما در پایان سال می‌شود. بعد هم برنامه‌ریزی‌های فصلی، ماهیانه و بعد هم هفتگی.

حریم خصوصی در زندگی زناشویی

پرتال اجتماعی ممتاز نیوز:وقتی صحبت از لزوم حریم خصوصی در روابط میان فردی می شود، همه موافق هستند به اینکه هیچ فردی به ما نمی تواند آنقدر نزدیک باشد که همه اسرار درونی مان را با او در میان بگذاریم. اصلا در میان گذاشتن تمام آنچه در درون ما می گذرد یا مسائلی که برای ما پیش می آید به یک نفر، با عقل نیز سازگار نیست

اما اگر صحبت به لزوم حریم خصوصی در روابط همسران برسد، برخوردها متفاوت می شود. برخی چنان موضع گیری می کنند که گویی وجود حریم خصوصی در رابطه همسران قدم اول طلاق یا حداقل قدم اول طلاق عاطفی است.

البته از حق نگذریم در مقابل نیز برخی چنان از لزوم حریم خصوصی در رابطه طرفداری می کنند که گویی می خواهند همسران را به دو نفر با داشتن رابطه ای در حد همکاری سوق دهند؛ اما حد میانه و نقطه تعادل در این بین کجاست؟

همیشه برخوردهای همراه با افراط و تفریط از آنجایی ناشی می شود که افراد باورهای اشتباهی در مورد موضوع دارند. در رابطه با موضوع داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران نیز داستان به همین منوال است. متاسفانه باورهای غلطی در این مورد وجود دارد که به موضع گیری هایی غیرمنطقی منجر می شود. باورهایی که در این شماره برخی از آنها را مرور می کنیم.

«ازدواج شریک شدن در همه ابعاد است؛ پس حریم خصوصی در روابط همسران بی معناست.»
بسیاری از همسران تصور می کنند وجود حریم خصوصی معنایی ندارد و تصور می کنند هر چقدر بیشتر به همسرشان نزدیک باشند بهتر است. اگر به یاد داشته باشیددر مورد عوارض خودتمایزنیافتگی مطلبی داشتیم و اشاره کردیم که نبود استقلال عاطفی در همسران، خود یکی از دلایل طلاق به شمار می رود.

داشتن حریمی خصوصی در روابط با اطرافیان از جمله با همسر، یکی از نشانه های استقلال عاطفی به شمار می رود. هر چند حریمی که در ارتباط با همسر وجود دارد متفاوت با دیگران است.

اما اگر هنوز هم به لزوم حریم خصوصی قانع نشده اید بد نیست به این نکته توجه داشته باشید که همسرانی که هیچ حریم خصوصی برای خود و همسرشان قائل نیستند غالبا در روابط خود با همسرشان دچار سوءتفاهم هایی جدی می شوند. یکی از رایج ترین این موارد نقش دادن به همسر به شکلی افراطی است.

به عنوان مثال این افراد همسر خود را مسئول تمام احساسات خود دانسته و از او انتظار دارند تا او را خوشحال کند و یا زمانی که ناراحت و عصبانی هستند، همسرشان فکری به حال آنها بکند؛ موضوعی که می تواند باعث اختلاف، کشمکش و البته احساس سرخوردگی شدیدی در روابط بین همسران شود.

«وجود حریم خصوصی نشاندهنده عدم اعتماد همسران به هم است.»
این تصور از آنجا ناشی می شود که همسران به اشتباه وجود حریم خصوصی را مساوی با دروغگویی و مخفی کاری در نظر می گیرند، در حالی که اگر تصویر درستی از این موضوع داشته باشند متوجه خواهند شد که همسران می توانند به هم اعتماد داشته باشند، موضوعاتی که به بهبود یا عمق بخشی رابطه آنها کمک می کند را از همدیگر مخفی نکنند اما در عین حال هر یک حریمی خصوصی داشته باشند.

«من هم دوست همسرم هستم، هم همسر او، او نیازی به داشتن حریم خصوصی ندارد.»
واقعیت این است که هر چقدر هم همسران به هم نزدیک باشند و از نظر عاطفی به هم وابسته و هر چقدر هم احساس کنند همدیگر را به صورتی کامل درک می کنند، باز هم در زندگی آنها موضوعاتی وجود دارد که به دلیل تفاوت های مردان و زنان، همسران احساس خواهند کرد که نمی توانند آنها را با همسر خود در میان بگذارند. به عنوان مثال جزیی نگری خانم ها باعث می شود آنها به موضوعاتی توجه داشته باشند که در صورتی که با همسر خود در میان بگذارند، با واکنش منفی او مواجه شوند.

یا ممکن است جنس قضاوت آقایان در مورد مسائل مختلف و افراد به شکلی باشد که خانم واکنشی منفی به آن نشان دهد. در این وضعیت مطرح نکردن صحبت هایی که اصطلاحا زنانه یا مردانه هستند با همسر، نه تنها عجیب نیست که شاید بتواند مانع ایجاد سوءتفاهم در رابطه همسران شود.

و در مقابل اگر قرار باشد شما اصرار زیادی داشته باشید تا همسرتان همه چیز را با شما در میان بگذارد، این موضوع احتمال دلخوری را بیشتر خواهد کرد.

 43

«من حریم خصوصی خودم را دارم، اگر همسرم نمی خواهد حریمی برای خود قائل شود، مشکلی نیست.»
توجه داشته باشید که رابطه همسران در ازدواج رابطه ای همراه با بده و بستان است. اگر قرار باشد یک نفر همه اش در حال دادن باشد و طرف مقابل متناسب با او رفتار نکند، احتمالا بعد از مدتی مشکل ایجاد خواهد شد. در عوض اصرار روی حفظ مرزهای شخصی خود، سعی کنید در درجه اول با جلب اعتماد همسرتان و سپس با دادن آزادی های منطقی به او هم از وجود حریم خصوصی برای خودتان حساسیت زدایی کنید و هم همسرتان را تشویق به داشتن حریمی شخصی برای خودش کنید.

«حریم خصوصی من، پیش از ازدواج با بعد از آن تفاوتی ندارد.»
اگر قرار باشد تصور کنید همانطور که والدین یا خواهر و برادر شما مرزهای شخصی شما را رعایت می کرده اند، همسرتان نیز باید همانگونه رفتار کند، احتمالا بعد از مدتی متوجه خواهید شد که در رابطه شما و همسرتان مشکلاتی ایجاد شده است. بهتر است در نظر داشته باشید که نزدیکترین فرد به شما از نظر احساسی همسرتان است، پس اگر تمایل به مخفی کردن حجم زیادی از مسائلی دارید، احتمالا ایرادی در رابطه شما وجود دارد. شاید این سوال برای شما ایجاد شود که چه میزانی از داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران ایراد دارد؟ هر چند پاسخ دقیق دادن به این سوال از هر همسری تا همسر دیگر متفاوت است اما می توان خط قرمز مشخصی را برای تمام همسران تعریف کرد. اگر میزان حریم شخصی یا به عبارتی «من» در رابطه همسران بیش از رابطه مشترک آنها یا «ما» است یا کیفیت آن را تحت تاثیر قرار می دهد، همسران باید در تعریف خود از حریم خصوصی تجدید نظر کنند.

«حریم خصوصی برای تمام همسران یکسان است.»
روابط هر کدم از همسران با یکدیگر ویژه و منحصر به فرد است. به همین دلیل نیز نمی توان برای آنها به صورت مطلق قانونی وضع کرد. به عنوان مثال همسرانی که هر دو شاغل هستند نیاز دارند تا حریم خصوصی متفاوتی نسبت به همسرانی داشته باشند که تنها یکی از آنها شاغل است. در عین حال که شخصیت هر کدام از همسران نیز در این امر تعیین کننده است. به عنوان مثال نیاز افراد درونگرا و برونگرا در داشتن حریم خصوصی و میزانی که آنها برای حریم خصوصی خود در نظر می گیرند متفاوت است. شرایط تربیتی افراد در خانواده ها نیز دراین امر بی تاثیر نیست.

به عنوان مثال فردی که در خانواده ای پرجمعیت بزرگ شده و همیشه با خواهران یا برادران خود یک اتاق داشته شرایطی متفاوت با فردی دارد که تک فرزند است یا همیشه در خانواد خود اتاقی مجزا داشته است. به خاطر همین دلایل نیز نمی توان نسخه واحدی برای همه همسران پیچید. از طرفی برخی ویژگی های شخصیتی مانند دیر اعتماد کردن یا سوءظن داشتن می تواند موضوع حریم خصوصی در رابطه همسران را با پیچیدگی هایی خاص همراه سازد.

«از ابتدا تا انتهای ازدواج حریم خصوصی همسران یکسان است.»
این نیز از آن اشتباهاتی است که برخی همسران مرتکب می شوند. واقعیت این است که تنها زمانی وجود حریم خصوصی ایجاد مشکل نمی کند که همسران به اندازه کافی از همدیگر شناخت داشته و البته به همدیگر اعتماد داشته باشند. پس طبیعی است که در اوایل ازدواج که هنوز شناخت زیادی از هم شکل نگرفته ممکن است اصرار بر ایجاد حریم خصوصی ایجاد سوءتفاهم کند.

از سویی در برخی موقعیت ها ممکن است یکی از همسران ترجیح دهد به صورتی موقت حریمی وسیع تر برای خود قائل شود. البته این موضوع بیشتر در مورد آقایان صدق می کند، چرا که با توجه به بالا بودن پیوندجویی در خانم ها تمایل دور شدن از همسرشان ممکن است کمتر پیش بیاید.

گاهی نیز تغییر در شرایط زندگی می تواند وضعیت را به صورتی موقت دچار تغییر کند. به عنوان مثال همسرانی که ناچارند در شهری دور از خانواده و دوستان سابق خود زندگی کنند، ممکن است تا مدتی احساس کنند تمایلی به داشتن حریم خصوصی سابق خود ندارند.

نگذارید این موارد زندگی عاشقانه با عشقتان را نابود کند

زندگی زناشویی عاشقانه شما ممکن است تحت تاثیر مسائل پیش پا افتاده ای باشد و همین مسائل سطحی می توانید زندگی زناشویی خوب تان را خراب کند. بهتر است قبل از خراب شدن رابطه عاشقانه تان مراقب این مسائل باشید.

تهدیدهایی که زندگی عاشقانه شما را هدف قرار داده است

بسیاری از زن و شوهرها زندگی خود را با عشق شروع می کنند اما بدلیل ناآگاهی و بی تدبیری بر مشکلاتشان افزوده می شود. برای خوشبخت شدن روابط خود را دوباره ارزیابی کنید و به فکر درمان باشید و یک سری اصول را مورد توجه قرار دهید …

در زندگی مشترک مسائل زیادی است که می تواند مشکل ساز باشد، مثل تفاوتهای ارتباطی که بین زن و مردوجود دارد. به طور مثال تحقیقات نشان می دهد، مردان هدف مدار و کلی نگر هستند و در هنگام صحبت درباره موضوعی سریع به سراغ اصل مطلب می روند در حالیکه زنان جزئی نگر هستند و درباره مسئله ابتدا شروع به پرداختن جزئیات آن می کنند و بعد از کلی مقدمه چینی سراغ اصل مطلب می روند و در این میان مرد حوصله اش سر می رود و ممکن است راه حل خود را ارائه دهد، عصبانی شود و یا اصلا توجهی به صحبت همسرش نکند. زن فکر می کند چرا شوهرم  مرا درک نمی کند. عدم درک زن و شوهر از تفاوتهای ارتباطی شان  آنها را خسته و ناتوان می سازد.

 

چاله مشکلات

در مواردی هم تفاوتهای فرهنگی  زن و شوهر در مورد آداب و رسوم، پوشش و آراستن ظاهر، اعتقادات و باورهای آنها مشکلاتی را به وجود می آورد. مثلا آقا می گوید نوع لباس پوشیدن خانم را دوست ندارم. زن می گوید مراسم ما با مراسم شما متفاوت است و دوست ندارم این طور رفتار کنم. این نوع تربیت بچه را نمی پسندم ، باید هر چیزی که من می گویم انجام بدهیم، امروز این جا برویم و غیره… این تفاوت ها و عدم توجه به پیدا کردن راه حل مشترک اوضاع را بدتر می کند. به رغم تفاوت های تنش زا و توجه زیاد به آنها، مشکلات و اختلاف ها را بیشتر می کند، اما زن و شوهر با تدبیر و آگاهی از تفاوت هایشان می توانند به یکدیگر احترام بگذارند و به پیدا کردن راه حل های مشترک بیندیشید و از شباهت های که بین شان استفاده بهتری ببرند و ارتباط شان را مدیریت کنند.

 

راه های مقابله با مسائلی که زندگی زناشویی عاشقانه تان را خراب می کند

هدف تان را از برقراری ارتباط صمیمانه مشخص کنید

 این مسئله به شما کمک می کند تا بدانید چقدر می خواهید به همسرتان نزدیک شوید و برای داشتن یک رابطه دوستانه و صمیمانه به دنبال راه حل مختلف بروید و انتظارات و خواسته های خود را با کمال احترام با همسرتان در میان بگذارید. مشخص کردن هدف و انتظار از ارتباط صمیمانه، شما  را در جهت دستیابی به آن هدایت می کند.

 

میزان رضایت مندی خود  از رابطه زناشویی تان را ارزیابی کنید

با توجه به امکاناتی که دارید برنامه ریزی درستی داشته باشید تا با کمک یکدیگر رضایت مندی خود را از زندگی زناشویی بالاببریدو هدف تان خوشحال کردن طرف مقابل باشد. متاسفانه بعضی از زن و شوهرها فکر می کنند که ازدواج فقط یک مبادله است و برای به دست آوردن امتیاز بیشتر باید تلاش  کنند، در حالیکه فکر کردن به اینکه چگونه می توانید طرف مقابل را خشنود کنید، در رضایتمندی شما هم تاثیر خوبی می گذارد.

 

اشتباهات خود را گردن همسرتان نیندازید

بسیاری از زن و شوهرهای ناسازگار سعی می کنند، مشکلات را به گردن دیگری بیاندازند. این می تواند به رابطه شما صدمه جدی بزند برای اینکه رابطه سازنده داشته باشید، هرکدام باید بدانید چه کاستی هایی داشته اید و دارید و چه مشکلاتی را بوجود آورده و در جهت رفع آن تلاش کنید.

 

انتظارات خود را مورد ارزیابی قرار دهید

گاهی انتظارات غیر منطقی، رفتارها و واکنش های نادرستی را ایجاد می کند. انتظارات غیر منطقی مثل اینکه ” او باید از نیاز من آگاهی داشته باشد”. ” او هیچ گاه تغییر نمی کند ” را تغییر دهید و جملات و انتظارات منطقی را جایگزین آن کنید:  مثلا ” من با بیان درست خواسته های خود، او را از نیازهایم آگاه می سازم.”  یا ” تغییر به تدریج اتفاق می افتد” یا ” تغییر دو طرفه است” انتظارات منطقی، شادی را به همراه دارد.

 

نسبت به تغییرات خوب همسرتان توجه کنید

گاهی زن و شوهرها به تغییرات مطلوبی که در رفتار یکدیگر به وجود آمده است، کمتر توجه می کنند و این بی توجهی، فرد مقابل را نسبت به تغییر دلسرد می کند. توجه به رفتار و نگرش های تغییر یافته حتی اندک، موجب صمیمیت و دلخوشی همسرتان می شود و او را علاقمندتر و مشتاق تر به تغییر می کند.

 

جنبه های منفی همسرتان را به جنبه های مثبتش ببخشید

توجه به نکات مثبت همسر، امیدواری و حس دوست داشتن را ایجاد می کند و مانع سرزنش می شود و از داشتن تفکر منفی در مورد همسر جلوگیری می کند. توجه به جنبه های مثبت همسرتان، ارزش او را برای شما افزایش می دهد و  موجب چشم پوشی از رفتارهای منفی او می شود و زمینه ساز گذشت و فداکاری است.

 

به وظایف خود در رابطه زناشویی آگاه باشید

وقتی که زن یا شوهر به وظایف همسری خود آگاه نیستند ، ممکن است توقعات و انتظارات بی جایی از یکدیگر  داشته باشند و رفتارهای خودخواهانه نشان دهند و  با رفتارهای غیر مسئولانه استحکام زندگی زناشویی را سست تر کنند. آگاهی از نقش تان و آشنا بودن به وظایف همسری زندگی را شیرین تر می سازد.

 

آماده گفتگو و مذاکره باشید

گاهی زن و شوهر به دلیل مشکلاتی که داشته اند، دوست ندارند با یکدیگر صحبت کنند که این امر به رابطه شان آسیب می زند. بهتر است شما با وجود اشتباهاتی که تاکنون داشته اید همیشه آماده گفتگو و مذاکره سالم با هم باشید. در عین حال آگاهی و اطلاعات خود از یکدیگر بالا ببرید تا بتوانید به درک متقابل برسید و در این مسیر صبور و امیدوار باشید.

 

برقرای ارتباط کلامی در زندگی زناشویی

ارتباط کلامی در روابط زناشویی ، برقرای ارتباط کلامی در زندگی زناشویی : در بسیاری از موارد می خواهید با حرف زدن مسائل موجود را حل کنید ولی در آخر اختلاف شدیدتر شده و رنجش ها افزایش می یابد. بهتر است اگر با این مشکل رو به رو هستید، جملاتی که در این گونه مواقع میان شما و همسرتان رد و بدل می شود را بازنگری کنید.

روابط زناشویی ، برقرای ارتباط کلامی در زندگی زناشویی

ارتباط کلامی  و صحبت کردن از اصلی ترین روش های برقراری ارتباط است. این ارتباط در زوجین یکی از اصلی ترین راههای برقراری یک رابطه صحیح و اصولی است. رعایت اصول صحیح کلامی و سخن گفتن می تواند زوجین را به سمت داشتن یک زندگی موفق تر هدایت کند اما بکار بردن بعضی از عبارت ها و دیالوگ ها در میان زوجین گاهی باعث به وجود آمدن فاصله هایی عمیق میان آنها می گردد. در حالی که زن و شوهر این تصور را ندارند که نوع برخورد و رفتار آنها آنقدر برای همسرشان آزار دهنده است که زخمی عمیق را در قلبشان ایجاد می کند. حال آنکه ارسال پیام هایی که در حین عصبانیت مخابره می کنید، نحوه نگاه کردن به چشمان، تن صدا، و حرکات دست می تواند چیزی فراتر از آنچه شما در نظر دارید را به همسرتان منتقل کند.

وظیفه ات را انجام بده

درست است که در بعضی مواقع سکوت کردن بهترین راه حل است اما نباید این راه حل را به تمام مشکلات تعمیم داد

زمانی که دائماً به همسرتان تاکید می کنید باید وظیفه اش را انجام دهد و شرایط و اتفاقات رخ داده در پیرامونتان را مد نظر نمی گیرید. در واقع به همسرتان القاء خواهید کرد که احساسات و خواسته هایش برای شما بی اهمیت است و او باید به حرف شما گوش دهد و آنچه را که از نظر شما وظیفه او تلقی می گردد، بی چون و چرا انجام دهد. این نوع پیام بازخورد هایی همچون ایجاد حس رنجش، عصبانیت ، حاضر جوابی و مقاومت را در همسر شما به وجود خواهد آورد.

تذکرات اخلاقی

در پاره ای از مواقع تا احساس می کنید، همسرتان خلاف ایده و نظر تان عمل کرده و به نتیجه دلخواه نرسیده است گفتن جملاتی همچون «نباید این کار را می کردی، من که به تو گفته بودم این کارت بی نتیجه است، بهتر بود به حرف من گوش می دادی » شروع می شود. شما در این نوع گفتار قصد دستور دادن را ندارید ولی به نحوی آرام همین مسئله را برای او تداعی  می کنید. شما با این کارتان حس گناه را در فرد به وجود می آورید و باعث کاهش اعتماد و عزت نفس او می گردید و حتی ممکن است با دفاع و مقاومت همسرتان رو به رو شوید.

افکارت را درست کن

«چه افکار بچه گانه ای داری »، «کمی درست و منطقی فکر کن » این پیام ها را زمانی برای همسرتان مخابره می کنید که در مورد افکار او قضاوت کرده اید و با این پیام احساس حقارت و بی لیاقتی را در او به وجود خواهید آورد. زمانی که شما افکار و نظرات همسرتان را قضاوت کرده اید باید منتظر دو نوع بازخورد باشید؛ شما یا آتش لجاجت را در همسرتان شعله ور کرده اید و یا اینکه او را به سمتی سوق داده اید که دیگر عقایدش را برای شما بازگو نکند.

روانکاوی ممنوع

زمانی که دائما به همسرتان تاکید می کنید باید وظیفه اش را انجام دهد و شرایط و اتفاقات رخ داده در پیرامونتان را مد نظر نمی گیرید

در بعضی کشمکش ها شما سعی می کنید، رفتار همسرتان را ریشه یابی کنید، جملاتی مانند «اعصابت از جای دیگر خرد است به من می ریزی »، «تو با خانواده من مشکل داری و به خاطر همین اینطوری رفتار می کنی ». روانکاوی که انجام داده اید و به زبان جاری می سازید دو حالت دارد، یا شما درست حدس زده اید که باعث خجالت و شرمساری همسرتان خواهید شد، و اگر تشخیص تان اشتباه باشد که در اکثر موراد این گونه است همسرتان از اتهامی که به او وارد ساخته اید، عصبانی شده و درگیری میان شما عمیق تر خواهد شد.

سکوت های بی جا

سکوت کردن در همه موارد اختلاف میان شما و همسرتان ایده آل نیست و نوع رابطه شما را سخت تر خواهد کرد. ممکن است همسر شما  سکوت را به منزله بی توجهی و تحقیر تلقی کرده و دلخوریش افزایش یابد. درست است که در بعضی مواقع سکوت کردن بهترین راه حل است اما نباید این راه حل را به تمام مشکلات تعمیم داد.

حرف را عوض نکنید

در موقعیتی که همسرتان قصد دارد، مشکلی را با شما در میان بگذارد با گفتن جملاتی نظیر «زندگی مسائل مهمتری دارد، بهتر است به آن ها فکر کنی» « قبلاً در مورد این مسئله حرف زده ایم بهتر است فراموشش کنی » به استقبال او نروید. این نوع پاسخ ممکن است این حس را در همسر شما به وجود بیاورد که شما علاقه مند به شنیدن سخنان و مشکلات او نیستید و یا اینکه به خواسته های او احترام نمی گذارید، همین مسئله باعث رنجش او  می شود و همسرتان را به سمتی هدایت می کند که هیچ گاه مشکلات خود را با شما در میان نگذارد و یا فرد دیگری را برای تخلیه روانی خود بیابد.

 

مهمترین علت طلاق را از زندگی تان دور کنید

داشتن رابطه زناشویی پایدار و محکم آرزوی هر دختر و پسری است که ازدواج می کند. برای داشتن یک زندگی زناشویی پایدار کافی است عواملی که ویران کننده رابطه زناشویی تان است را بشناسید.

عوامل ویران کننده رابطه زناشویی تان را بشناسید

این مقاله از زبان دکتر دبرا کی. فیلِتا، مشاور متخصص مشکلات زناشویی است.

او با نگاه ناامیدی که روی صورتش بود گفت، «ما داریم طلاق می‌گیریم.» وقتی می‌خواست نیمه پر لیوان را ببیند، لحن صدایش عوض شد. «اما به نفعمان است. چند سال اخیر نتوانستیم رابطه‌مان را درست کنیم. خیلی با هم فرق داریم.» تا ساعت‌ها بعد از مکالمه‌ای که با او داشتم، صدایش در گوشم می‌پیچید. به لیست تفاوت‌هایی که با همسرم داشتم فکر می‌کردم. ما هم تفاوت‌های زیادی با هم داشتیم. آیا امکانش هست که زوجی که تا این اندازه با هم فرق دارند، ازدواجی خوب و خوش داشته باشند؟

من بعنوان یک مشاور ازدواج هر روز با زوج‌هایی روبه‌رو می‌شوم که برای مشاوره پیشم می‌آیند. اما مشکلات آنها اغلب نه بخاطر خیانت است، نه اعتیاد و نه اذیت و آزار. آنها در واقع مرگی آرام و تدریجی را کنار هم تجربه می‌کنند. عباراتی مثل، «ما خیلی با هم فرق داریم»، «ما تفاهم نداریم»، «زندگی خوبی برای ما باقی نگذاشته» با اینکه خیلی معصومانه به نظر می‌رسند اما شدیداً کشنده هستند.

عوامل مختلفی می‌توانند سد راه زندگی زناشویی شما شوند اما بیشتر وقت‌ها چیزهای جزئی هستند که اصلاً به چشم نمی‌آیند ولی در ازدواج‌تان رخنه می‌کنند. برای اطمینان از موفقیت ازدواجتان باید مراقب این عوامل باشید:

 

اولویت‌های خانوادگی

مهمترین منبع استرس‌زا در روابط بیشتر زوج‌ها، روابطی است که خارج از آن دو نفر است. والدینتان، خواهر و برادرهایتان و دوستانتان را دست‌کم نگیرید. باید بدانید که وقتی به همسرتان «بله» گفته‌اید یعنی او را به همه آدم‌های دیگر مقدم کرده‌اید. خیلی از ازدواج‌ها فقط بخاطر همین ضعف در اولویت‌دهی دچار مشکل می‌شوند. هر کس آنها را سمتی می‌کشد بدون اینکه به سمت همدیگر کشیده شوند. زوج‌ها در ازدواج‌های سالم یاد می‌گیرند که همدیگر را به هرکس و هرچیز دیگر مقدم بدانند.

 

فقدان ارتباط کلامی

این حقیقت دارد که زوج‌ها به طور متوسط فقط چند دقیقه در روز با هم ارتباط کلامی باکیفیت دارند. هرج‌و‌مرج زندگی خیلی راحت شما را درگیر خود می‌کند و باعث می‌شود نتوانید با همسرتان صحبت کنید. اما زندگی بدون ارتباط کلامی زندگی زناشویی موفقی نخواهد بود. سعی کنید برای حرف زدن با همدیگر وقت بگذارید.

 

استرس

اینکه استرس‌مان را سر همسرمان خالی کنیم کار بسیار ساده‌ای است. خیلی از ما عادت داریم تا وقتی پایمان را به منطقه آرامشمان یعنی خانه نگذاشته‌ایم همه چیز را در خودمان نگه داریم و بعد که وارد خانه شدیم منفجر شویم.زوج‌های سالم باید از استرسشان برای نزدیک‌تر شدن به هم و تکیه کردن به همدیگر استفاده کنند، حالا منبع این استرس هرچه که باشد: از مشکلات مالی گرفته تا مشکلات کاری و بیماری.

 

تکنولوژی

اخیراً وبلاگ مردی را خواندم که تصمیم به طلاق گرفته بود، فقط اینکه می‌خواست از تلفن‌ همراهش طلاق بگیرد. این یک واقعیت است، خیلی از ما همیشه و در همه حال این عامل خطرناک برهم‌زننده روابط را همیشه با خودمان حمل می‌کنیم. خیلی از ما وقتمان را در دنیای مجازی پرهرج‌ومرج تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی تلف می‌کنیم، بدون اینکه وقتی برای صمیمی‌تر کردن رابطه با همسرمان بگذاریم. پس تلفن‌هایتان را خاموش کنید، تلویزیون را از برق بکشید و سعی کنید برای همسرتان وقت بگذارید.

 

خودخواهی

ازدواج یک درس دائمی و بزرگ از خودخواه نبودن است. و ما یا اجازه می‌دهیم که این تجربه ما را بهتر کند و یا تلخ‌تر می‌شویم. اینکه کسی را بر خودمان مقدم کنیم کار سختی است چون ذات ما طوری است که خودمان را به همه چیز و همه کس مقدم بدانیم. هر بار که به خودمان جواب مثبت می‌دهیم، به ازدواجمان جواب منفی داده‌ایم زیرا ازدواج مرد درمقابل زن نیست، ما درمقابل من است.

 

نبخشیدن همدیگر

بخشیدن و فراموش کردن یکی نیستند. وقتی نتوانیم این را بفهمیم، ناراحتی‌هایمان را برای مدتی طولانی در خودمان نگه می‌داریم. و این ناراحتی‌ها در آخر شروع به ویران کردن زندگی‌هایمان از داخل به بیرون می‌کنند. اما بخشش به معنی تبرئه کردن دیگران نیست، به معنی آزاد کردن خودمان است برای اینکه اجازه دهیم خداوند که خود بخشاینده متعال است، ما را التیام دهد.

 

مرزهای سست

ما معمولاً به استراتژی تهاجمی در ازدواج فکر می‌کنیم و فراموش می‌کنیم که استراتژی دفاعی هم به همان اندازه اهمیت دارد. ممکن است همه کارها را درست انجام دهیم اما بااین‌وجود یادمان برود که چیزهای آسیب‌رسان را بیرون کنیم. دایره‌ای دور ازدواجتان بکشید و با محافظت از احساساتتان، روابطتان و زمانی را که درکنار هم صرف می‌کنید، از ازدواجتان  هم محافظت کنید.

 

گذشته

بدترین کاری که می‌توانیم در حق رابطه‌مان انجام دهیم این است که همسرمان را با گذشته‌اش تعریف کنیم، نه با چیزی که الان هست. درست است که گذشته‌هایمان روی زندگی همه ما تاثیر دارد اما فقط زمانی که خودمان اجازه دهیم می‌تواند زمان حالمان را کنترل کند. خیلی مهم است که واقعیت گذشته‌هایمان را به هم بگوییم اما مهمتر این است که با دیدن تغییراتی که خداوند در زندگی همسرمان ایجاد می‌کند، به گذشته‌های همدیگر احترام بگذاریم. آنچه قبلاً بوده را فراموش کنیم تا بتوانیم به سمت آینده پیش برویم.

 

عدم صداقت

چرا یک دروغ کوچک به اندازه یک دروغ بزرگ خطرناک است؟ چون هر دو آنها یک تاثیر بر صمیمیت شما دارند. صداقت در ازدواج مثل زنجیری است که شما دو نفر را به هم وصل می‌کند. برداشتن یکی از حلقه‌های زنجیر یا ده تا از آنها یک کار را انجام می‌دهد: ایجادِ جدایی. اگر اشتباهاتی در ازدواجتان مرتکب شده باشید یا چیزی را از همسرتان پنهان می‌کنید، الان وقتش است که به دنبال اعتراف باشید. زیرا رابطه‌ای که با بی‌صداقتی جلو رود، دیگر رابطه نیست.

 

غرور

«من بزرگترین مشکل ازدواجم هستم» موضوعی است که پاول تریپ در زمینه روابط به آن اشاره می‌کند. وقتی بتوانید به خودتان نگاه کنید آنوقت می‌توانید رابطه‌ای خوب برقرار کنید. نگاه کردن به خودتان یعنی اشتباهات و نقص‌هایتان را تشخیص داده و روی کمبودهایتان کار کنید. اما برای خیلی از ما اینکار سخت است. دلیل آن هم غرور است. برای بیشتر ما راحت‌تر این است که انگشت اتهام را به سمت دیگری بگیریم و بقیه را به خاطر عدم موفقیت رابطه مان مقصر بدانیم. اما زمانی که مسئولیت را از روی دوش خودتان برمی‌دارید، درواقع رابطه‌تان را رها کرده‌اید. چون مشکل بین شما هر چه که باشد، همیشه دو نفر مقصر هستند نه فقط یک نفر.

تا این عوامل ازدواجتان را از هم نپاشیده، زمانش رسیده که زره را از تنتان بیرون آورده و سپرتان را زمین بیندازید. امیدواریم درک و شناخت لازم برای تشخیص این عوامل آسیب‌رسان را داشته باشید تا بتوانید از ازدواجتان دربرابر آنها محافظت کنید.