مــهر پــاتــوق

احکام بایگانی - صفحه 3 از 6 - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶
فیلم دزدان دریایی کاراییب ۵ ۲۰۱۷
دانلود فیلم دزدان دریایی کاراییب 5
دانلود فیلم سریع و خشن ۸ ۲۰۱۷
دانلود فیلم سریع و خشن 8 2017
دانلود فیلم ایرانی سلام بمبئى
دانلود فیلم سلام بمبئى با لینک مستقیم
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا

تبلیغات

میوه ای که باعث خداشناسی بیشتر می شود!

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

با آشنایی و ساختار این میوه ی بهشتی به خداشناسی ببیشتر از پیش آشنا می شوید.

انگور یکی از مهم ترین میوه‌های نام برده شده در قرآن است که از آن به عنوان درمان هم استفاده می‌کنند و خداوند آن را میوه اهل بهشت دانسته و بی‌تردید این امر با هدف جلب توجه مومنان به اهمیت این میوه در سوره مومنون صورت گرفته است.

انگور در قرآن و حدیث

انگور در یازده جای قرآن کریم، از جمله در سوره های نحل ( آیه ۴۷)، اسراء(۹۱ ) و … به عنوان غذا و میوه در این دنیا و نیز میوه ای بهشتی معرفی شده است. درباره تأثیر آن بر غم و غصه زدایی در بیان نورانی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: وقتی حضرت نوح به خاطر طوفانی شدن دریا گرفتار ناراحتی و غصه شد، خداوند به او الهام کرد که انگور سیاه بخورد تا غم و اندوه او برطرف شود. (بحار الانوار، ۷۳، ص ۳۲۳)

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و لم فرمودند: بهترین غذای شما نان و بهترین میوه های شما انگور است.(مکارم الاخلاق، ص ۱۷۴)

امام علی علیه السلام در تعبیری زیبا می فرمایند: انگور، هم خورشت است هم میوه هم غذا و هم شیرینی .(همان، ص ۱۷۴)

در حدیث دیگر می خوانیم که امیرالمومنین علیه السلام نان را با انگور میل می فرمودند. (بحارالانوار، ج ۶۳ ، ص ۱۴۸)

«وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَةً لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»؛[۱]

و از میوه ‏‌هاى درختان خرما و انگور، هم مسکرات  و هم روزى خوب و پاکیزه می‌گیرید. در این، نشانه روشنى است براى جمعیّتى که اندیشه می‌کنند.

در این آیه یکى از آثار قدرت خدا که براى بشر نعمت بزرگى است، بیان شده است و آن نوشیدنی ‌هایى است که از دو میوه خرما  و انگور به دست می‌آید.

قرآن کریم در این‌ جا تصریح می‌کند که شما از خرما و انگور دو نوع نوشیدنى می‌گیرید؛ یکى شراب مست کننده و دیگرى روزى نیکو.

منظور از روزى نیکو، شربت‌ ها و شیره‌ هایى است که از این دو میوه به عمل می‌آید.[۲]

درباره معنای «سکر»، راغب در مفردات می‌گوید «سُکر» – به ضم سین- آن حالتى را گویند که بر انسان عارض شده و بین انسان و عقلش حایل می‌گردد.

وی می‌گوید- «سَکَر» – به فتح سین و کاف- آن چیزى است که براى آدمى مستی می‌آورد.

وی در این معنا به همین آیه مورد بحث استدلال می‌کند.[۳]

اصل در معناى «سکر» زوال عقل به سبب استعمال چیزى است که عقل را زایل می‌کند و بقیه معانى که برایش ذکر کرده‌‏اند نوعى استعاره یا توسعه‌ای است که از آن معنا گرفته شده است

این واژه به معانی دیگر نیز آمده است؛ مانند سکون و آرامش. به همین جهت می‌گویند: «لیلة ساکرة»؛ یعنی شبى آرام.[۴] هم نین می‌گویند: «سکرت الریح»؛ باد آرام گرفت.[۵]

معنای دیگر آن حیران ‌شدن است: «سکر فلان سکرا»؛ یعنى فلانى حیران شد، حیران شدنى. و از همین باب است «تسکیر» به معناى تحیّر، یعنى حیران کردن.[۶]

به نظر می‌ رسد، اصل در معناى «سکر» زوال عقل به سبب استعمال چیزى است که عقل را زایل می‌کند و بقیه معانى که برایش ذکر کرده‌‏اند نوعى استعاره یا توسعه‌ای است که از آن معنا گرفته شده است.[۷]

روشن است که قرآن کریم در این آیه هرگز اجازه درست کردن شراب از خرما و انگور را نداده، بلکه با توجه به این‌که «مسکرات» را در مقابل «رزق حسن» قرار داده، اشاره کوتاهى به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است.

بنابراین نیاز به این نیست که بگوییم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشاره‌اى به حلال بودن آن است، بلکه بر عکس، آیه، اشاره به حرام بودن آن می‌‏کند و شاید اولین اخطار در زمینه تحریم خمر باشد.

در حقیقت گویى در یک جمله معترضه، قرآن مجید می‌خواهد ضمن برشمردن نعمت‌هاى الهى، به سوء استفاده از آن نیز اشاره کند.[۸]

بیشتر مفسران که واژه «سکر» را به شراب (مشروبات الکلی) تفسیر کرده‌اند، نزول آن را قبل از اعلام حرمتِ شراب می‌دانند

به بیان دیگر، این آیه شریفه در صدد بیان این مطلب نیست که مسکرات، حلال و مباح است، و حتى نمی‌خواهد بگوید کار خوبى می‌کنید که از میوه‌‌‏ هاى مذکور مسکر می‌گیرید، بلکه ممکن است بگوییم دلالت بر زشتى این کار دارد؛ چون شراب گرفتن را در مقابل رزق خوب قرار داده، تا بفهماند شراب رزق نیکو نیست.

اگر این دلالت را قبول نکنیم، آن‌را (قول به مباح بودن) نیز قبول نداریم؛ زیرا اساساً آیه شریفه در مقام بیان حلال و حرام نیست، بلکه در این مقام است که منافعى را که بشر آن روز از این میوه‏‌ها می‌‏بردند بشمارد، و بگوید همه این انتفاعات از نعمت‌هاى خدا است و از ذکر آن نتیجه توحید را بگیرد؛ چون آیه شریفه در مکه نازل شده و خطابش به مشرکان است.[۹]

البته، برخی از مفسران نیز خواسته‌اند آن‌ را به سرکه تفسیر کنند.[۱۰] ولی این تفسیر مورد پذیرش نیست؛ زیرا همان‌گونه که بیان شد آیه در صدد بیان محصولات به عمل آمده از خرما و انگور است که به طور طبیعی یکی از آنها شراب بود.

با این وجود، بیشتر مفسران که واژه «سکر» را به شراب (مشروبات الکلی) تفسیر کرده‌اند، نزول آن را قبل از اعلام حرمتِ شراب می‌دانند.

این معنا در برخی روایات نیز وجود دارد:

«عَنْ أَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ (علیه السلام)‏ فِی بَیَانِ النَّاسِخِ وَ الْمَنْسُوخِ أَنَّ قَوْلَهُ تَعَالَى‏ وَ مِنْ‏ ثَمَراتِ‏ النَّخِیلِ‏ وَ الْأَعْنابِ‏ تَتَّخِذُونَ‏ مِنْهُ‏ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً- مَنْسُوخٌ بِآیَةِ التَّحْرِیمِ وَ هِیَ قَوْلُهُ تَعَالَى‏ قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِ‏- وَ الْإِثْمُ هُنَا هُوَ الْخَمْرُ»؛[۱۱]

از امام علی(علیه السلام) در بیان ناسخ و منسوخ نقل شده است؛ سخن خدای متعال که فرمود: «و از میوه‏‌هاى درختان نخل و انگور، مسکرات و روزى خوب و پاکیزه می‌گیرید»، به آیه تحریم نسخ شده است: بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است و (هم نین) گناه و ستم به ناحق را»، و اثم(گناه) در این آیه همان خمر است.

گفتنی است که «سکر» در عرفان، مستی عرفانی است که حاصل دیدار با یار عرفانی (پیر یا امام) است.

 پی نوشت ها:

[۱]. نحل، ۶۷٫

[۲]. جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏۶، ص ۱۷۰٫

[۳]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۴۱۶٫

[۴]. همان.

[۵]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۴، ص ۳۷۶٫

[۶]. همان، ص ۳۷۵٫

[۷]. ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۵۷۳؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۲، ص ۲۸۹٫

[۸]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۱، ص ۲۹۰- ۲۹۱٫

[۹]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۲، ص ۲۹۰٫

[۱۰]. ر. ک: نجفی خمینی، محمد جواد، تفسیر آسان، ج ‏۹، ص ۲۲۱٫

[۱۱]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ‏۲۵، ص ۳۰٫

زمان مناسب برای بچه دار شدن از دید اسلام

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

از آموزه های دینی به دست می آید آمیزش و همبستری برای بچه دار شدن در زمان ‏هاىی معین شده در ذیل مستحب است.

از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.

از نظر اسلام بهترین زمان برای بچه دار شدن چه روز و چه ساعتی است؟
از نظر اسلام بهترین زمان برای بارداری و بچه دار شدن کدام روز هفته و چه ساعتی از روز می باشد؟

پاسخ:
از آموزه های دینی به دست می آید آمیزش و همبستری برای بچه دار شدن در زمان ‏هاى ذیل مستحب است:

شب دوشنبه: که در پی آن فرزند حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند برایش مقدر کرده ، می شود، (۱)

شب سه شنبه : که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزی اومی شود ، خداوند او را با مشرکان عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو، دلش رحیم و جوانمرد خواهد بود ، زبانش از دروغ ، غیبت وتهمت و پاک باک می ماند.(۲)

شب پنج شنبه : که در پی آن حاکمی از حکما و یا عالمی از علما خواهد شد.(۳)

روز پنج شنبه هنگام زوال : که در پی آن شیطان به او نزدیک نخواهد شد تا پیر گردد و سلامتی دین و دنیا روزی اش خواهد بود.(۴)

شب جمعه : که در پی آن بچه خطیب و سخنگو خواهد شد.(۴)

روز جمعه موقع عصر : که آن فرزند از دانایان مشهور خواهد شد.(۵)

شب جمعه بعد از نماز عشا : امید است آن فرزند از ابدال ( شبیه به والدین ) باشد.(۶)

نیز توصیه شده از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.

موارد مکروهی نیز وجود دارد که بهتر است از آن ها پرهیز گردد:
۱- جماع در شب و روزی که ماه و خورشید گرفته است.
۲- هنگام غروب خورشید.
۳- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
۴- شب اول ماه غیر از ماه رمضان.
۵- در شب آخر ماه.
۶- جماع بعد از احتلام در خواب.
۷- جماع در اتاقی که بچه‏ای وجود داشته باشد.
۸- نگاه کردن به عورت زن هنگام جماع.
۹- جماع به صورت عریان.
۱۰- جماع رو به قبله و پشت به قبله.
۱۱- جماع بدون وضو یا غسل.
۱۲- هنگامی که شکم پر است.
۱۳- جماع در جایی که کودکی باشد که به آن ها نگاه کند یا سر و صدای آن ها را بشنود، هر چند چیزی متوجه نشود.
۱۴- جماع در فرصت بین اذان و اقامه نماز که مخصوص اعمال عبادی است.
۱۵- جماع در شب عید فطر.
۱۶- جماع در شب عید قربان.

پی نوشت ها :
۱٫ وسائل الشیعه ؛ ج۷ ، باب ۱۹۰٫
۲٫همان .
۳٫همان .
۴٫ همان.
۵٫ همان.
۶٫ همان.

آیا خداوند شر را آفریده است!

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟`
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: “بله.”
استاد پرسید: “هر چیزی را؟”
پاسخ دانشجو این بود…: “بله هر چیزی را.”
استاد گفت: “در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد.”
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.
ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: “استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟

استاد پاسخ داد: “البته.”

دانشجو پرسید: “آیا سرما وجود دارد؟”
استاد پاسخ داد: “البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟”
دانشجو پاسخ داد:
“البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم.”
دانشجو ادامه داد: “و تاریکی؟”
استاد پاسخ داد: “تاریکی وجود دارد.”
دانشجو گفت:
“شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم.”
و سرانجام دانشجو پرسید:
– “و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود.”
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.

نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود

آثار و خصوصیات مخلصین در قرآن !

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

همانا آنان که با قرآن مانوس می شوند مخلصینی هستند که آثار و خصوصیاتی دارند که بی شک دیگران از آن بی بهره اند.

اول : آنکه به نص کریمه قرآنیه، دیگر شیطان را به هیچ وجه من الوجوه بر ایشان تسلط و اقتداری نیست. «فَبِعِزَّتِکَ لاَ غْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ؛ پس به عزت تو سوگند که بی تردید همه شان را گمراه خواهم کرد. مگر آن بندگان خالص تو از میان آنها» (آیه ۸۳ و ۸۲ سوره ص).

بدیهی است که این استثناء تشریعی نیست، بلکه بواسطه اقتدار ذاتی مخلَصین در مقام توحید، دیگر برای شیطان قدرتی نبوده، و به علت ضعف و ناتوانی خود نمی تواند در این مرحله به آنان دست یابد. باری، چون مخلَصین خود را برای خدا خالص نموده، به هر چیزی که مینگرند، خدا را می بینند و شیطان به هر قسم و کیفیتی بر ایشان ظهور کند آنان با نظر الهی در آن چیز مینگرند و استفاده الهیه می کنند؛ لذا شیطان از اول امر، نزد این طائفه اعتراف به عجز و مسکنت خود نموده و سپر می اندازد؛ وگرنه شیطان ذاتش برای اغواء بنی آدم است و کسی نیست که بخواهد به کسی ترحم نموده و دست از إضلال او بردارد.

دوم : این طائفه از محاسبه محشر آفاقی و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند. در قرآن کریم است: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَـوَ تِ وَ مَن فِی الاْ رْضِ إِلاَّ مَن شَآءَ اللَهُ؛ و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بی جان افتد، مگر کسی که خدا بخواهد» (زمر/۶۸). چون این آیه با آیه شریفه «فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ قطعا آنها از احضار شدگانند. مگر بندگان خالص شده خدا» (صافات/ ۱۲۷ و ۱۲۸) ضمیمه گردد معلوم میشود که این طائفه که از صعقة قیامت در امانند، عبارتند از بندگان مُخلَص خدا.

زیرا آنان بواسطه مراقبت و ریاضات شرعیه در جهاد انفسیه کشته شده و به حیات ابدی پیوسته اند و از قیامت عظمای انفسیه عبور کرده اند؛ و در دوران مجاهده به حساب آنان رسیدگی شده و حال بواسطه قتل فی سبیل الله در نزد خدای خود به خلعت حیات ابدی مخلع و از روزی های خاصه خزانه ربوبی متنعمند. «قالَ عَزَّ مِن قآئِل: وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ أَمْوَ تَـا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ و کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند» (آیه ۱۶۹ سوره آل عمران). علاوه بر این میدانیم که احضار، فرع بر عدم حضور است؛ و بندگان مخلَص خدا قبل از پیدایش طلیعه قیامت در همه جا حاضر بوده و بر همه احوال مطلع بوده اند چون میفرماید: «عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ».

سوم : آنچه از پاداش و ثواب به هرکس برسد و در روز قیامت به او عطا شود، در مقابل عمل او خواهد بود، مگر این صنف از بندگان که کرامت الهیه بر ایشان ماوراء طور و پاداش عمل است. «وَ مَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ* إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ و جز در برابر آنچه می کردید جزا نمی یابید.

مگر بندگان خالص شده خدا» (آیه ۴۰ سوره صافات). و اگر گفته شود که مفاد این آیه آنستکه گروه معذبین طبق اعمالشان به پاداش میرسند مگر بندگان نیک خدا که برای ایشان جزا در مقابل عمل نبوده، بلکه پروردگار منان با ایشان به فضل و کرم خود جزا خواهد داد؛ در پاسخ میگوئیم: مفاد آیه مطلق بوده و مخاطب آن اختصاصی به گروه معذبین ندارد. علاوه آنکه جزای بندگان به فضل و کرم، منافات با جزا در مقابل عمل ندارد. چه معنای فضل اینستکه در مقابل عمل کوچک، پروردگار منان جزای بزرگ عنایت میفرماید و در واقع عمل کوچک را بزرگ می شمارد ولی با این همه باز جزا در مقابل عمل واقع گردیده است. در حالیکه مفاد کریمه شریفه غیر از این است. مفاد آیه اینستکه به بندگان مخلَص خدا، پاداش اصلاً در مقابل عمل داده نمی شود.

و نیز در آیه دیگر میفرماید: «لَهُم مَا یَشَآءُونَ فِیهَا وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ؛ برایشان هرچه بخواهند در آن جا موجود است و نزد ما بیشتر نیز هست» (آیه ۳۵ سوره ق) برای این گروه هر چه اراده و مشیت آنان تعلق گیرد خواهد بود؛ و در نزد ما نیز چیزی زیاده از مقدار اراده و مشیت آنان برای آنها خواهد بود. پس معلوم میشود که از کرامات الهیه چیزهائی که فوق اراده و مشیت و بالاتر از سطح فکر و میزان طیران مرغ اختیار و اراده آنها است داده خواهد شد؛ و این نکته شایان دقت و قابل توجه است.

چهارم : آنان دارای مقامی منیع و منصبی رفیع و مرتبه ای عظیمند که بتوانند حمد و سپاس ذات احدیت و ثنای الهی را کما هُو حَقه (همانطور که سزاوار آن ذات اقدس است ) بجا آورند. «قالَ عزَّوجلَّ: سُبْحَـنَ اللَهِ عَمَّا یَصِفُونَ * إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ خدا منزه است از آنچه توصیف می کنند. مگر بندگان خالص شده خدا» (آیه ۱۶۰ و ۱۵۹ سوره صافات) و این غایت کمال مخلوق و نهایت منصب ممکن است.این چهار مزیت را ما در رساله خود که به نام «لُبّ اللُباب در سیر و سلوک اُولی الالباب »میباشد و از تقریرات درس عرفانی حضرت علامه طباطبائی مُدظله العالی است بیان کرده ایم و در اینجا بمناسبت ذکر نمودیم.

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی