آیا خداوند شر را آفریده است!

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟`
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: “بله.”
استاد پرسید: “هر چیزی را؟”
پاسخ دانشجو این بود…: “بله هر چیزی را.”
استاد گفت: “در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد.”
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.
ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: “استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟

استاد پاسخ داد: “البته.”

دانشجو پرسید: “آیا سرما وجود دارد؟”
استاد پاسخ داد: “البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟”
دانشجو پاسخ داد:
“البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم.”
دانشجو ادامه داد: “و تاریکی؟”
استاد پاسخ داد: “تاریکی وجود دارد.”
دانشجو گفت:
“شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم.”
و سرانجام دانشجو پرسید:
– “و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود.”
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.

نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود

آثار و خصوصیات مخلصین در قرآن !

همانا آنان که با قرآن مانوس می شوند مخلصینی هستند که آثار و خصوصیاتی دارند که بی شک دیگران از آن بی بهره اند.

اول : آنکه به نص کریمه قرآنیه، دیگر شیطان را به هیچ وجه من الوجوه بر ایشان تسلط و اقتداری نیست. «فَبِعِزَّتِکَ لاَ غْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ؛ پس به عزت تو سوگند که بی تردید همه شان را گمراه خواهم کرد. مگر آن بندگان خالص تو از میان آنها» (آیه 83 و 82 سوره ص).

بدیهی است که این استثناء تشریعی نیست، بلکه بواسطه اقتدار ذاتی مخلَصین در مقام توحید، دیگر برای شیطان قدرتی نبوده، و به علت ضعف و ناتوانی خود نمی تواند در این مرحله به آنان دست یابد. باری، چون مخلَصین خود را برای خدا خالص نموده، به هر چیزی که مینگرند، خدا را می بینند و شیطان به هر قسم و کیفیتی بر ایشان ظهور کند آنان با نظر الهی در آن چیز مینگرند و استفاده الهیه می کنند؛ لذا شیطان از اول امر، نزد این طائفه اعتراف به عجز و مسکنت خود نموده و سپر می اندازد؛ وگرنه شیطان ذاتش برای اغواء بنی آدم است و کسی نیست که بخواهد به کسی ترحم نموده و دست از إضلال او بردارد.

دوم : این طائفه از محاسبه محشر آفاقی و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند. در قرآن کریم است: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَـوَ تِ وَ مَن فِی الاْ رْضِ إِلاَّ مَن شَآءَ اللَهُ؛ و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بی جان افتد، مگر کسی که خدا بخواهد» (زمر/68). چون این آیه با آیه شریفه «فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ قطعا آنها از احضار شدگانند. مگر بندگان خالص شده خدا» (صافات/ 127 و 128) ضمیمه گردد معلوم میشود که این طائفه که از صعقة قیامت در امانند، عبارتند از بندگان مُخلَص خدا.

زیرا آنان بواسطه مراقبت و ریاضات شرعیه در جهاد انفسیه کشته شده و به حیات ابدی پیوسته اند و از قیامت عظمای انفسیه عبور کرده اند؛ و در دوران مجاهده به حساب آنان رسیدگی شده و حال بواسطه قتل فی سبیل الله در نزد خدای خود به خلعت حیات ابدی مخلع و از روزی های خاصه خزانه ربوبی متنعمند. «قالَ عَزَّ مِن قآئِل: وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ أَمْوَ تَـا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ و کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند» (آیه 169 سوره آل عمران). علاوه بر این میدانیم که احضار، فرع بر عدم حضور است؛ و بندگان مخلَص خدا قبل از پیدایش طلیعه قیامت در همه جا حاضر بوده و بر همه احوال مطلع بوده اند چون میفرماید: «عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ».

سوم : آنچه از پاداش و ثواب به هرکس برسد و در روز قیامت به او عطا شود، در مقابل عمل او خواهد بود، مگر این صنف از بندگان که کرامت الهیه بر ایشان ماوراء طور و پاداش عمل است. «وَ مَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ* إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ و جز در برابر آنچه می کردید جزا نمی یابید.

مگر بندگان خالص شده خدا» (آیه 40 سوره صافات). و اگر گفته شود که مفاد این آیه آنستکه گروه معذبین طبق اعمالشان به پاداش میرسند مگر بندگان نیک خدا که برای ایشان جزا در مقابل عمل نبوده، بلکه پروردگار منان با ایشان به فضل و کرم خود جزا خواهد داد؛ در پاسخ میگوئیم: مفاد آیه مطلق بوده و مخاطب آن اختصاصی به گروه معذبین ندارد. علاوه آنکه جزای بندگان به فضل و کرم، منافات با جزا در مقابل عمل ندارد. چه معنای فضل اینستکه در مقابل عمل کوچک، پروردگار منان جزای بزرگ عنایت میفرماید و در واقع عمل کوچک را بزرگ می شمارد ولی با این همه باز جزا در مقابل عمل واقع گردیده است. در حالیکه مفاد کریمه شریفه غیر از این است. مفاد آیه اینستکه به بندگان مخلَص خدا، پاداش اصلاً در مقابل عمل داده نمی شود.

و نیز در آیه دیگر میفرماید: «لَهُم مَا یَشَآءُونَ فِیهَا وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ؛ برایشان هرچه بخواهند در آن جا موجود است و نزد ما بیشتر نیز هست» (آیه 35 سوره ق) برای این گروه هر چه اراده و مشیت آنان تعلق گیرد خواهد بود؛ و در نزد ما نیز چیزی زیاده از مقدار اراده و مشیت آنان برای آنها خواهد بود. پس معلوم میشود که از کرامات الهیه چیزهائی که فوق اراده و مشیت و بالاتر از سطح فکر و میزان طیران مرغ اختیار و اراده آنها است داده خواهد شد؛ و این نکته شایان دقت و قابل توجه است.

چهارم : آنان دارای مقامی منیع و منصبی رفیع و مرتبه ای عظیمند که بتوانند حمد و سپاس ذات احدیت و ثنای الهی را کما هُو حَقه (همانطور که سزاوار آن ذات اقدس است ) بجا آورند. «قالَ عزَّوجلَّ: سُبْحَـنَ اللَهِ عَمَّا یَصِفُونَ * إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ خدا منزه است از آنچه توصیف می کنند. مگر بندگان خالص شده خدا» (آیه 160 و 159 سوره صافات) و این غایت کمال مخلوق و نهایت منصب ممکن است.این چهار مزیت را ما در رساله خود که به نام «لُبّ اللُباب در سیر و سلوک اُولی الالباب »میباشد و از تقریرات درس عرفانی حضرت علامه طباطبائی مُدظله العالی است بیان کرده ایم و در اینجا بمناسبت ذکر نمودیم.

محل تولد رسول خدا (ص) + عکس

در تاریخ آمده است که وقتی رسول خدا(ص) به مدینه هجرت کرد، این خانه در اختیار عقیل، فرزند ابو طالب بود و پس از آن در اختیار اولاد و نوادگان وی قرار داشت. بعدها خیزران، همسر هارون، آن را خریداری کرد.

خانه ‏ای را که رسول خدا(ص) در آن متولد شده، با نام ‏«مولد النبی‏» می‏ شناسند. این مکان در نزدیکی مسجد الحرام و در انتهای باب صفا قرار دارد.

محل تولد پیامبر (ص) در ابتدای شعب ابی طالب قرار داشته و همینک در فاصله محل میلاد تا مسعی سنگ فرش است.

مسلمانان این خانه را گرامی می‏داشتند و به ویژه در شب تولد پیامبر(ص) مراسمی در آنجا برگزار می‏کردند. در پی روی کار آمدن دولت سعودی، همزمان با خراب کردن این قبیل اماکن، محل مولد النبی هم تخریب شد.

تنها با اصرار شیخ عباس قطان شهردار وقت مکه و درخواست وی از ملک عبد العزیز قرار شد تا در آنجا کتابخانه‏ ای بنا کنند که امروزه به نام‏ «مکتبة مکة المکرمه‏» شناخته می‏شود.در حال حاضر بر سر در این مکان تابلوئی با عنوان «مکتبة مکة المکرمه‏» نصب است.

آیاتی حکیمانه از قرآن کریم

مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم . غافر آیه ۶۰
***************************

خدایی جز او نیست، پس از درگاه او به کجا می روید؟ زمر آیه ۶
***************************

اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏ اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏ آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. زمر آیه ۵۳
***************************

آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ زمر آیه ۳۶

***************************

اگر می خواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمی شود. مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند. آل عمران آیه ۱۵۹

***************************

قطعا بدترین جنبندگان نزد خداوند، کرها و لالهایی هستند که نمی اندیشند. انفال آیه ۲۲
***************************

چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است‏، ایمان نیاوریم‏،در حالى که آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟! مائده آیه ۸۴
***************************

بندگان رحمان‏ (خاص خداوند)،کسانى هستند که با آرامش و بى‏ تکبّر بر زمین راه مى‏ روند؛وهنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏ گویند (و با بى‏ اعتنایى و بزرگوارى مى‏ گذرند)؛ فرقان آیه ۶۳

***************************

از رحمت خدا مایوس نشوید،که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مایوس مى‏ شوند! یوسف آیه ۸۷
***************************

تمام اعمالی که انجام می دهیم، حتی اگر ذره ای و مثقالی باشد، به خودمان باز می گردد و بازتابش آنها را در زندگی خواهیم دید. زلزال آیه ۷
***************************

فرارسیدن قیامت در (بر اهل) آسمانها و زمین، سنگین و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به یکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد. اعراف آیه ۱۸۷
***************************

او کسى است که (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏ گیرد; و از آنچه در روز کرده ‏اید، با خبر است; سپس در روز شما را (از خواب) برمى‏ انگیزد; و (این وضع همچنان ادامه مى‏ یابد) تا سرآمد معینى فرا رسد; سپس بازگشت شما به سوى اوست; و سپس شما را از آنچه عمل مى‏ کردید، با خبر مى ‏سازد. انعام آیه ۶۰
***************************

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷
***************************

بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی، و تجمل پرستی و تفاخر در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است . حدید آیه ۲۰
***************************

ما آیات (خود) را برای شما بیان کردیم شاید اندیشه کنید… حدید آیه 17

***************************

اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، او را از ترس خدا خاشع و متلاشی شده می دیدی. حشر آیه ۲۱

***************************

ما انسان را آفریدیم و وسوسه‏ هاى نفس او را مى‏ دانیم، و ما از شاهرگ (او) به او نزدیکتریم ! ق آیه ۱۶

***************************

بسا چیزى را ناخوش داشته باشید که آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید که به زیان شماست، و خدا مى ‏داند و شما نمى ‏دانید. بقره آیه ۲۱۶
***************************

و چون بندگان من از تو در باره‏ ى من بپرسند،بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم . بقره آیه ۱۸۶
***************************

نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آرد و دارائی خود را در راه دوستی خدا به خویشاوندان و یتیمان و فقیران و رهگذاران و گدایان بدهد و هم خود را در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز بپا دارد و زکات مال به مستحق برساند و با هر که عهد بسته به موقع خود وفا کند و در کار زار و سختیها صبور و شکیبا باشد و بوقت رنج و تعب صبر پیشه کند کسانیکه بدین اوصاف آراسته اند آنها به حقیقت راستگویان و آنها پرهیزکارانند. بقره آیه ۱۷۷
***************************

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است.بقره آیه ۱۵۳

***************************

آیا ندانسته ای که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است می داند؟ هیچ گفتگوی محرمانه ای میان سه تن نیست مگز اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست، و نه کمتر از این و نه بیشتر . مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست. آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده اند آگاه خواهد گردانید. زیرا خدا به هر چیزی داناست. مجادله آیه ۷

اسرار و معارف حج در نهج البلاغه

اسرار و معارف حج در نهج البلاغه

امیر المۆمنان، علی بن ابی طالب (علیه السلام) آیت کبرای خداوند، اسم اعظم و کارشناس اعلای آدم و عالم و دین خداست؛ همو با هندسه تفصیلی عالَم، آدم و دین آشنا است و منبع معصوم و کامل شناسایی حقایق جهان، انسان و معارف دینی است.

از این رو برای آگاهی از اسرار و معارف حج، به بررسی سخنان ایشان در نهج البلاغه پرداخته می‌شود. در ذیل برخی از نکاتی که در زمینه حج قابل تأمل است بیان خواهد شد.

فریضه جهت‌بخش و جامع
امام (علیه السلام) در خطبه نخست نهج البلاغه که سخن از خلقت آسمان و زمین، آدم و اهمیت قرآن است، در فرازی به حج می‌پردازند که پیام ویژه آن می‌تواند این باشد که حج بیت الله الحرام عصاره اسلام و دربرگیرنده مسائل مهم فردی، اجتماعی، تربیتی، اخلاقی و سیاسی این دینِ خاتم است. از همین رو حضرت در آغازین خطبه خود سخن از وجوب حج به میان آورده و با تعابیر گویا و دقیق، مسلمانان جهان را به انجام این فریضه بزرگ تشویق می‌کنند:

“وَ فَرَضَ عَلَیْكُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنَامِ … “.
“و خداوند حج خانه محترمش را بر شما واجب کرد، همان خانه‌ای که آن را برای مردم قبله قرار داد”.

فروتنی در برابر عظمت خداوند و اعتراف به عزت او
انسان به دلیل بهره‌مندی از مواهب فراوان زندگی و سرگرمی با زن و فرزند، اموال و مقامات مناصبِ دنیایی، از هویتِ واقعی خود غافل شده و ابراز استغنا و استکبار می‌کند. خداوند متعال با تشریع بسیاری از عبادات و مناسک، به ویژه فریضه بزرگ حج، به تربیت انسان می‌پردازد و او را با مناسک و عباداتی که حاوی نشانه‌های تواضع و فروتنی است، پرورش می‌دهد. اعمالی مانند احرام و کندن تمام لباس و زر و زیور قناعت کردن به دو تکه پارچه احرام، طواف خانه خدا، سعی و صفا و مروه و وقوف در بیابان عرفات، مشعر و منا و تراشیدن موی سر و ذبح قربانی و … همه و همه آموزنده تواضع و فروتنی در برابر عظمت پروردگارند و به راستی بت‌های غرور و تکبر و نخوت را در درون کعبه جان انسان در هم می‌شکند. به همین دلیل امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:

” … وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلَامَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَ إِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ … “.1
” … خداوند سبحان، حج را علامت فروتنی آن‌ها در برابر عظمتش و نشانه‌ای از اعترافشان برای عزتش قرار داد … “.

فلسفه وجود سختی در حج
خداوند حج را با انواع سختی‌ها قرین نموده است. دوری راه، نامناسب بودن جو و مکان، طولانی بودن فرائض، وجوب اعمالی خاص با شرایطی ویژه و … از دشوارهایی هستند که آدمی با آن در ایام حج روبه روست. اما این همه، نه تنها شوق مسلمین به انجام این فریضه را کم نمی‌کند بلکه روز به روز بر مشتاقان آن افزوده خواهد شد.

امام علی (علیه السلام) در بیانی بسیار زیبا و دلنشین فلسفه وجوب این دشواری‌ها را این‌گونه بیان می‌دارند:

“آیا مشاهده نمى‏كنید كه همانا خداوند سبحان، انسان‏هاى پیشین از آدم (علیه السّلام) تا آیندگان این جهان را با سنگ‏هایى در مكّه آزمایش كرد كه نه زیان مى‏رسانند، و نه نفعى دارند، نه مى‏بینند، و نه مى‏شنوند؟ این سنگ‏ها را خانه محترم خود قرار داده و آن را عامل پایدارى مردم گردانید. سپس كعبه را در سنگلاخ‏ترین مكان‏ها، بى‏گیاه‏ترین زمین‏ها، و كم فاصله‏ترین درّه‏ها، در میان كوه‏هاى خشن، سنگریزه‏هاى فراوان، و چشمه‏هاى كم آب، و آبادى‏هاى از هم دور قرار داد، كه نه شتر، نه اسب و گاو و گوسفند، هیچ كدام در آن سرزمین آسایش ندارند.

سپس آدم (علیه السلام) و فرزندانش را فرمان داد كه به سوى كعبه برگردند، و آن را مركز اجتماع و سر منزل مقصود و باراندازشان گردانند، تا مردم با عشق قلب‏ها، به سرعت از میان فلات و دشت‏هاى دور، و از درون شهرها، روستاها، درّه‏هاى عمیق، و جزایر از هم پراكنده دریاها به مكّه روى آورند، شانه‏هاى خود را بجنبانند، و گرداگرد كعبه لا اله الا اللّه بر زبان جارى سازند، و در اطراف خانه طواف كنند، و با موهاى آشفته، و بدن‏هاى پر گرد و غبار در حركت باشند. لباس‏هاى خود را كه نشانه شخصیّت هر فرد است درآورند، و با اصلاح نكردن موهاى سر، قیافه خود را تغییر دهند، كه آزمونى بزرگ، و امتحانى سخت، و آزمایشى آشكار است براى پاكسازى و خالص شدن، كه خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشت قرار داد.

اگر خداوند خانه محترمش، و مكان‏هاى انجام مراسم حج را، در میان باغ‏ها و نهرها، و سرزمین‏هاى سبز و هموار، و پردرخت و میوه، مناطقى آباد و داراى خانه‏ها و كاخ‏هاى بسیار، و آبادى‏هاى به هم پیوسته، در میان گندمزارها و باغات خرّم و پر از گل و گیاه، داراى مناظرى زیبا و پر آب، در وسط باغستانى شادى آفرین، و جادّه‏هاى آباد قرار مى‏داد، به همان اندازه كه آزمایش ساده بود، پاداش نیز سبك‏تر مى‏شد.

اگر پایه‏ها و بنیان كعبه، و سنگ‏هایى كه در ساختمان آن به كار رفته از زمرّد سبز، و یاقوت سرخ، و داراى نور و روشنایى بود، دل‏ها دیرتر به شك و تردید مى‏رسیدند، و تلاش شیطان بر قلب‏ها كمتر اثر مى‏گذاشت، و وسوسه‏هاى پنهانى او در مردم كارگر نبود. در صورتى كه خداوند بندگان خود را با انواع سختى‏ها مى‏آزماید، و با مشكلات زیاد به عبادت مى‏خواند، و به اقسام گرفتارى‏ها مبتلا مى‏سازد، تا كبر و خودپسندى را از دل‏هایشان خارج كند، و به جاى آن فروتنى آورد، و درهاى فضل و رحمتش را به رویشان بگشاید، و وسایل عفو و بخشش را به آسانى در اختیارشان گذارد”.

شیطان همواره سعی در تشکیک در قلوب اهل ایمان دارد، از آنجا که خانه خدا نیز برای امتحان و آزمایش بندگان بنا شده است، این وسیله امتحان می‌بایست هر چه ممکن است مۆثر و فعالیت در اطراف خانه توحید بیش از سایر نقاط باشد، تا آنان که ایمانشان ضعیف و دنباله‌رو شیطان هستند و خدا را فراموش می‌کنند، از اهل ایمان راستین جدا گردند. اما در این حرم امن، چنان روح توحید حاکم می‌گردد و لطف و رحمت خداوند متبلور می‌شود که شیطان را عاجز می‌کند. به گونه‌ای که از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) منقول است که: “هیچ روزی شیطان کوچک‌تر، خردتر، زبون‌تر و خشمکین‌تر از روز عرفه دیده نشده است”. و این نیست مگر به این جهت که مهربانی و گذشت و آمرزش خدا، گناهان بزرگ را مورد عفو و غفران قرار می‌دهد.

از این روست که امام علی (علیه السلام) در مضرات ترک حج می‌فرمایند:
“وَاللّهَ اللّهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ، لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُمْ، فَإنَّهُ إنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا”.2

“خدا را، خدا را، درباره خانه پرودرگارتان، تا هستید آن را خالی مگذارید؛ زیرا اگر کعبه خلوت شود، مهلت داده نمی شوید”.

نامه 47 نهج البلاغه وصیّتنامه بسیار مهمّ حضرت است که ایشان پس از ضربت خوردن از شقی‌ترین مردم، در ماه رمضان سال 40 هـ.ق در بستر شهادت به امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) بیان فرمودند. در جمله فوق که قسمتی از وصیتنامه و سفارش به خانه خدا و حج می باشد، امام (علیه السلام) از آثار مهمّ ترک حج و تضعیف این مراسم را، از میان رفتن پشتیبان و غلبه دشمن درونی و بیرونی می‌داند.

نتیجه

حج از مهم‌ترین فرائضی است که بر مسلمین قرار داده شده است. ائمه (علیهم السلام) به طرق گوناگون بر اهمیت و جایگاه آن تأکید داشته‌اند و در این میان نهج البلاغه به عنوان برادر قرآن مستثنا نیست. کلمات و سخنان فراوانی از مولا علی (علیه السلام) در نهج البلاغه گزارش شده است که اهمیت و ضرورت این فریضه را در اسلام بیان می‌دارد. ایشان حج را وسیله‌ای برای آزمون بندگی و عبودیت دانسته تا مردم فروتنی و تواضع خویش را بر خداوند سبحان به اثبات رسانند.

اکنون که در هنگامه ایام حج قرار گرفته‌ایم امید حاجیان محترم قدر لحظه لحظه این سفر معنوی را داشته و ره‌توشه‌ای نیکو برای خود و هم‌وطنانشان به ارمغان آوردند. حجکم مقبول، سعیکم مشکور

دلیل خوب،میانه و بد بالای صفحات قرآن چیست

چرا در بالای صفخات قرآن سه کلمه خوب، میانه وبد آمده است؟

علت آمدن كلمه هاي «خوب، بد و ميانه» در بالاي صفحات قرآن، نشانة استخاره بودن آن مي باشد. اما ذكر چند نكته در رابطه با كلمه هاي فوق را يادآور مي شويم:

1. اين واژه ها ربطي به قرآن ندارد و در واقع با قرآن نبوده است،بلکه مربوط به كساني مي باشد كه مي خواهند به قرآن استخاره نمايند و لذا در گذشته بعضي از ناشرين با كمك گرفتن از بعضي افرادي كه تا حدودي تفسيري از آيات قرآن مي فهميدند، آيات اول هر صفحه را مورد مطالعه قرار مي دادند و آن چه به نظرشان خوب، بد و ميانه مي آمد، در بالاي صفحات قرآن اين را مي نوشتند.

2. در پذيرش استخاره بين علما اختلاف وجود دارد. البته گروه زيادي از مسلمانان ( چه شيعه و چه سني) استخاره را قبول دارند؛ منتها ذكر اين مسايل را در اول قرآن ضروري نمي دانند؛ چرا كه نقل اين واژه ها در اول صفحه براي فرهنگ عامه قابل فهم و درك نيست و گاهي ممكن است در نزد بعضي موجب وهن قرآن شود. لذا اين كلمه ها را در اول صفحه چه در قرآن هاي چاپ عثماني و چه غير عثماني ذكر نكرده اند.

3. قرآن داراي هدف هاي اصلي و فرعي است. هدف اصلي قرآن شناساندن معارف بلند قرآن، امور هدايتي، تربيتي و دانش هاي آن است؛ ولي متأسفانه به خاطر عدم رشد جامعه اسلامي، توجه به فرع بيش تر از اصل شده است و ناشرين توجه شان را بيش‌تر روي فرع قرار داده اند.

4.  البته استخاره كردن به نظر ما كار خوب و شايسته اي است كه در جاي خود هم روايت براي صحت آن داريم و هم سيرة عملي بزرگان و علماء بوده است و چنان‌چه با شرايط خودش و در جاي خود انجام گيرد، آثارآن ظاهر مي شود.

استخاره در لغت به معني خواستن بهترين امر، طلب خير كردن و نيكويي جستن است كه اصطلاحاً عبارت از نوعي دعا و توكل و توسل به خداوند در انجام امري كه خير و شر آن بر انسان پوشيده است از خداوند مي خواهد آن امر را براي او روشن كند و يا اجازة عمل مي خواهد.

فداکاری و شخصیت حضرت زینب و فرزندانش در کربلا

معرفی و شناخت هر چه بیشتر این بانوی بزرگ ایثار و استفامت حضرت زینب (س)

زینب الگوی فضایل
بهترین جلوه‎گاه برای شناخت شخصیت وجودی زینب (سلام الله علیها) همان سفر تاریخی کربلا و مطالعه واقعه عاشورا و به دنبال آن خواندن داستان اسارت آن بزرگوار و همراهان او و چگونگی برخورد با ستمگران زمان است که تاریخ جزییات آن را برای ما نقل کرده است ولی در بسیاری از موارد زندگی این بزرگوار کوتاهی کرده و در بیشترین دوران عمر پرثمر آن بانوی بزرگ اسلام در سکوت مانده است. به گوشه‎هایی از فضایل ایشان توجه کنید.

ایمان راسخ حضرت زینب علیهاالسلام
اولین و مهمترین خصلت آن بانو محبت و عشق وافری است که به ذات احدیت دارد تا بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند. در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.» زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود.

شهادت یک انسان کامل در نظر اولیاء خدا جمیل است نه برای این که جنگ کرده و کشته شده است. بلکه جنگ و قیام برای خدا بوده است. آن گاه که حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده می‌کند با تضرع در پیشگاه خدا می‌گوید: «اللهم تقبل منا هذا القربان.»
این اوج معرفت و ایمان است و عظمت روح را می‌رساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.

عبادت زینب سلام الله علیها
عبادت غرض اصلی آفرینش است و امام معصوم سمبل و تجلی این غرض؛ و هرچه یک انسان عابدتر باشد با حرکت آفرینش هماهنگ‌تر و با معصوم مانوس‌تر می‌شود. شاید علت انس حضرت زینب (سلام الله علیها) با برادرش امام حسین (علیه السلام) جلوه‌ای از این عبادت باشد.

حضرت امام حسین علیه السلام در هنگام وداع به زینب کبری فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش.» و نیز از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد.»

نوشته‌اند هیچ‎گاه تهجد و نماز شب این بانوی بزرگ ترک نشد. در فرهنگ قرآنی نافله چیزی است که زیاده بر واجب است و از روی تفضل و تبرع انجام می‌گیرد.
دانش حضرت زینب علیهاالسلام
حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بانوی علم و فضل است. او علم خود را از جد بزرگوارش پدر ارجمند و مادر گرامی و برادران عزیزش دارد، کسانی که متصل به وحی‎اند. نوشته‌اند حضرت زینب (سلام الله علیها) درس تفسیر برای بانوان داشت. آری دختر امیرالمومنین علی (علیه السلام) به راستی دارای علم وافر خدادادی بود. ابن عباس از وی با این عبارت نقل می‌کند و می‎گوید: «بانوی خردمند ما زینب (سلام الله علیها) و همین بس که در بنی‎هاشم به «عقیله» یعنی بانوی خردمند معروف بود و آن هنگام که حضرت زینب (سلام الله علیها) در اسارت وارد کوفه شد. او بانوانی را که برای تماشا آمده‎اند، می‌شناسد. در و دیوار آن او را به یاد ایامی انداخت که بانوان همین شهر، صف اندر صف منتظر لقایش می‌نشستند تا در درس تفسیرش شرکت کنند و اکنون شهر به شهر می‌گردد.

از سخنان حضرت زینب (سلام الله علیها) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‌ها و سخنرانی‎هایی که در فرصت‌های مختلف در برابر ستمکاران و طاغوتیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم می‌شود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم اکتسابی نبوده و بهره‌ای الهی و جنبه خارق‎العاده داشته است. شاهد این مطلب، کلام امام سجاد (علیه السلام) است که پس از خطبه کوفه بر او فرمود: عمه جان آرام باش و سکوت اختیار کن که تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده و فهمیده‌ای هستی که کسی تو را فهم نیاموخته است.

فداکاری و ایثار عقیله بنی‎هاشم
زینب کبری وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه خدا و پیکار و مبارزه با بی دینان به دوشش آمده است و در این راه باید از مال و منال و شوهر و زندگی و فرزند بگذرد، حتی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند، با کمال شهامت و فداکاری از خانه و کاشانه و شوهر و زندگی دست می‌کشد. گویند به هنگام ازدواج حضرت زینب (سلام الله علیها) با عبدالله ابن جعفر، با توجه به علاقه وافری که میان او و برادرش حسین (علیه السلام) بود، شرط کرد که هرگاه برادرش خواست سفری برود، زینب بتواند به همراه برادر مسافرت کند و عبدالله شرط را پذیرفت.

قربانگاه فرزندان :
بانوی فداکار کربلا فرزندان خود را برای قربانی به قربانگاه نینوا می‌آورد و در همه جا یاری مهربان و دلسوز برای رهبر عالی قدر این قیام و نهضت مقدس یعنی اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بود و چون عصر عاشورا شد و آن حجت الهی به شهادت رسید، سهم عمده و بار تازه‌ای به دوش این بانوی فداکار نهاده شد که چون کوهی پولادین در برابر دشمنان منحرف ایستاد. در بعضی مقاتل نوشته‎اند: «در روز عاشورا هنگامی که فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) به شهادت رسیدند، ایشان از خیمه بیرون نیامد و بر بالینشان حاضر نشد. وقتی علت را سوال کردند، پاسخ داد: «تا مبادا برادرم خجالت بکشد.»

تجلی و نقش بسیار مهم حضرت زینب (سلام الله علیها) به گونه‌ای است که اکنون پس از قرن‌ها باز هم چنان جلوه‌ای خاص دارد.

———————————-
مآخذ:
1- امانتداران عاشورا در بیانات مقام معظم رهبری، موسسه فرهنگی قدر ولایت، چاپ ششم، تهران، 1381 .
2- مجتبی شاکری، بازخوانی حماسه حسینی یا سیری در تاریخ کربلا، انتشارات زهد، چاپ اول، تهران، 1380 .
3- مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ ششم، تهران، 1381 .
4- جایگاه زن در اندیشه امام خمینی (ره)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ هشتم، تهران، 1378 .
5- آیة الله محمدعلی عالمی، حسین نفس مطمئنه ( آنچه در کربلا گذشت)، انتشارات هاد، چاپ چهارم، تهران، 1378.
6- مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 1، انتشارات صدرا، چاپ ششم، تهران، 1381

نشانه های مستند سید الشهدا در آیات قرآن

با تفسیر آیات نورانی قرآن نشانه هایی از سید الشهداء با ذکر منبع در ابن بخش گنجانده شده است.

شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه، مطالبی در خصوص نکات و نشانه های امام حسین(علیه السلام) در چند سوره از قرآن مجید آورده است.

آنچه در ادامه می خوانید معرفی این سوره ها و آیات مربوطه است.

سوره حمد

در سوره حمد که آغازگر کتاب آسمانی و امام حسین (علیه السلام) که سرآمد کتاب شهادت بود، ذکری به میان آمد.

در سوره بقره نیز آیه ای هست که می توان در رثای امام حسین (علیه السلام) استفاده نمود و آن سخن فرشتگان است که گفتند:

«أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِكُ الدِّمَاء؛ آیا در روی زمین کسی را قرار می دهی که بر روی آن تبهکاری می کند و خون ها می ریزد؟»

در روایات نقل شده که فرشتگان این سخن را با توجه و مشاهده شهادتگاه امام حسین (علیه السلام) و یارانش در کربلا و دلایلی که بیانگر این مطلب بود، ابراز کردند.

سوره آل عمران

هنگامی که علی اکبر فرزند گرامی حضرت امام حسین (علیه السلام) به سوی میدان نبرد رفت، ایشان این گونه تلاوت فرمود:

«إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ *ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید، آنان نسلی هستند که برخی از برخی دیگرند و خداوند شنوای داناست.»

در روایات اهل سنت نقل شده که این سوره، در بردارنده پیام های تسلی بخش برای پیامبر گرامی به جهت حوادثی که قرار بود برای فرزندش امام حسین(علیه السلام) اتفاق بیفتد بود. و نیز اتفاق های مشابهی که در زندگی تاریخ ساز آن حضرت به وقوع پیوست که با زندگی جناب یوسف(علیه السلام) مطابقت داشت

سوره نساء

از جمله آیاتی که می توان در رثای امام حسین (علیه السلام) ذکر نمود، آیه 98 است که می فرماید:

«إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَلاَ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً؛ مگر گروهی از مردان و زنان و کودکانی که به راستی ناتوان بودند.»

بارزترین مصداق این آیه گروهی بودند که همراه آن حضرت به کربلا آمده بودند و بدون هیچ گناهی، مورد محاصره و ستم ستمکاران واقع شده بودند.

سوره مائده

آیه 114 از این سوره را می توان در بهره مندی از آب کوثر دانست که برای او و یارانش در حال شهادت فرود آمد بدون آنکه آبی را درخواست کرده باشند:

«أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِیداً؛ خداوندا! از آسمان بر ما مائده ای نازل فرما که برای ما عید باشد.»

آری! شهیدان کربلا، به هر نوع تشنگی و گرسنگی و زخم و شهادت در راه خدا، راضی و خشنود بودند و چنین ایثاری گواراتر از هر نوع غذا و نوشیدنی بود تا با شادمانی به لقاء پروردگار بشتابند.

سوره اعراف

بر اساس تفاسیر وارد شده، امام حسین (علیه السلام) از رجال اعراف است:

«وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِیمَاهُمْ؛ مردانی که از اعراف هستند از سیمایشان شناخته می شوند.»

شناخت امام حسین (علیه السلام) راه های گوناگون و ویژه ای دارد، از جمله آنها زائران آن حضرت در قیامت هستند که به وسیله نشانه هایی که در سیمایشان پدید می آید، شناخته می گردند.

سوره انفال

از حقوق امامان معصوم (علیهم السلام) و از جمله امام حسین (علیه السلام) و فرزندان آنان که مورد غضب واقع شد، انفال است.

آن حضرت نه تنها از چنین حقوقی محروم گشت، بلکه حقوق اولیه انسانی و حق حیات که بین تمام موجودات مشترک است، از ایشان سلب شد و حتی حق آب نوشیدن را نیز از آنان منع کردند.

سوره برائت

در عظمت فداکاری های بی بدیل اباعبدالله الحسین (علیه السلام) می توان از تمامی آیاتی که در زمینه جهاد در راه خدا نازل شده استفاده نمود. زیرا آن حضرت و خاندان و یاران باوفایش در حقیقت بهترین معامله را با خدا انجام دادند و بالاترین مصداق این آیه شریفه هستند که می فرماید:

«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُوْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِكُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ خداوند جان و مال مردم با ایمان را به بهای بهشت خریداری نمود، آنان در راه خدا می جنگند و در این راه می کشند و کشته می شوند و این وعده تخلف ناپذیر الهی است که در تورات و انجیل و قرآن آمده و از خدا با وفاتر به عهد خود کیست؟ پس ای اهل ایمان بر شما بشارت باد برای چنین معامله ای که با خدای خود نمودید و این همان رستگاری باشکوه است.

تمام بندگان خدا در بازار سوداگری این دنیا هر کدام به گونه ای عمل کردند، اما معامله امام حسین (علیه السلام) ویژه آن حضرت بود و ارزش و پاداش و کیل و پیمانه اش نیز به همان سبک ویژه پرداخت گردید.

سوره یونس

در آن شرایط و حالاتی که پیکر پاک و دردمند امام حسین (علیه السلام) در بیابان رها شده بود، همانند حضرت یونس (علیه السلام) مصداق این آیه شریفه شده بود که: «بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِیمٌ».

أسفی لعارٍ مثل یونس العراء                   یقطینه فیها جناح الأنسر

دریغ و افسوس بر آن برهنه ای که مانند یونس، بر ریگ های تفتیده کربلا افتاده و بوته سایبانش در آنجا، بال های پرندگان و شمشیرها و نیزه ها بود.

بر اساس تفاسیر وارد شده، امام حسین(علیه السلام) از رجال اعراف است: «و علی الاعراف رجالٌ یعرفون کلاً بسیماهم؛ مردانی که از اعراف هستند از سیمایشان شناخته می شوند.» شناخت امام حسین(علیه السلام) راه های گوناگون و ویژه ای دارد، از جمله آنها زائران آن حضرت در قیامت هستند که به وسیله نشانه هایی که در سیمایشان پدید می آید، شناخته می گردند

سوره هود

وقتی که حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) در میدان نبرد مقابل سپاه بنی امیه قرار گرفت، سخنان روشنگری بیان فرمود تا حجت را بر آن قوم تمام کند و در ضمن آن آیاتی تلاوت کرد و فرمود:

«قَالَ إِنِّی أُشْهِدُ اللّهِ وَاشْهَدُواْ أَنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ* مِن دُونِهِ فَكِیدُونِی جَمِیعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُونِ* إِنِّی تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّی وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ.

من خدا را گواه می گیرم، شما نیز گواه باشید که من از آنچه شما بدان شرک می ورزید، بیزارم. سپس همگی با مکر و فریب بر ضد من برخاستید و مرا مهلت ندادید. من بر خدای یگانه که پرودرگار من و شماست توکل کردم. هیچ جنبده ای نیست مگر آنکه زمام اختیارش در دست خداست، به راستی که پروردگار من بر راه مستقیم است.

سوره یوسف

در روایات اهل سنت نقل شده که این سوره، در بردارنده پیام های تسلی بخش برای پیامبر گرامی به جهت حوادثی که قرار بود برای فرزندش امام حسین (علیه السلام) اتفاق بیفتد بود. و نیز اتفاق های مشابهی که در زندگی تاریخ ساز آن حضرت به وقوع پیوست که با زندگی جناب یوسف (علیه السلام) مطابقت داشت.

مهمترین سوالات شرعی درباره نماز

شاید جواب تمام این سوالات را که در این مطلب مطرح شده است بسیاری از افراد مسلمان و با نماز بدانند. ما با هدف آشنایی کامل همه مسلمانان با نماز و شرعیات آن مهمترین سوالات شرعی درباره نماز را به همراه پاسخ صحیح شان در بخش مذهبی و دیدنی گردآوری کرده است.

واجبات نماز 11 چیز است: 1. نیت 2. قیام 3. تكبیرة الاحرام 4. ركوع 5. سجود 6. قرائت 7. ذكر 8. تشهد 9. سلام 10. ترتیب 11. موالات (یعنی پی در پی بودن اجزای نماز) و فرق ركن و غیر ركن در آن است كه در ركن اگر انسان آن را عمداً یا سهواً به جا نیاورد نماز باطل می‌شود ولی غیر ركن اگر عمداً به جا نیاورد باطل است و اگرسهواً به جا نیاورد نماز او صحیح است.

چند استفتاء از آیة الله خامنه ای دام ظله:

سوال: شخصی نیت نماز شکسته می‌کند ولی در نماز قصد اقامت ده روز می‌کند حال حکم این نماز و نمازهای دیگر این شخص چیست؟
جواب: اگر مسافر به نیّت این كه نماز را شكسته بخواند مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد كه ده روز یا بیشتر بماند باید نماز را چهار ركعتى تمام نماید.

سوال: تكرار اذكار چه طورى باعث بطلان نماز مى‌شود؟
جواب: تكرار اذكار نماز اگر به حدّ وسواس برسد، نماز را باطل مى‌كند.

سوال: آیا جایز است كسى كه نماز قضا دارد، نماز مستحب بخواند؟
جواب: مانعى ندارد.

سوال: آیا مى‌شود نماز مستحب را به نماز جماعت اقتدا كرد؟
جواب: صحیح نیست.

مهمترین سوالات شرعی درباره نماز

سوال: آیا می‌شود نیت نماز چهار ركعتی را به نیت نماز دو ركعتی بنا به دلایل شرعی تبدیل كرد؟
جواب: در موارد خاصی كه در كتب فقهی ذكر شده است مانعی ندارد مثل آنكه نیت نماز 4 ركعتی نموده است و بعد متوجه شد كه و ظیفه او نماز شكسته است و یا نیت نماز شكسته نموده و در بین نماز متوجه شد كه وظیفه او اتمام است كه به نماز 4 ركعتی عدول می‌نماید و نیز برای رسیدن به نماز جماعت جایز است از نماز واجب عدول به نافله 2 ركعتی نماید و پس از سلام، نماز خود را به جماعت بخواند. (توضیح المسائل امام خمینی(ره), قطع جیبی ،ص150، م755و763)

سوال: آیا تلفظ و به زبان آوردن نیت واجب است؟
جواب: خیر تلفظ به نیت واجب نیست همان كه بدانید قصد انجام چه كاری را دارید كه اگر از شما سوال شود می‌توانید پاسخ بدهید كافی است. (توضیح المسائل امام خمینی(ره), م943 و945 و استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص151،س82)

سوال : واجبات نماز چند تا هستند و ركن و غیرركن چه تفاوتی با هم دارند؟
جواب: واجبات نماز 11 چیز است: 1. نیت 2. قیام 3. تكبیرة الاحرام 4. ركوع 5. سجود 6. قرائت 7. ذكر 8. تشهد 9. سلام 10. ترتیب 11. موالات (یعنی پی در پی بودن اجزای نماز) و فرق ركن و غیر ركن در آن است كه در ركن اگر انسان آن را عمداً یا سهواً به جا نیاورد نماز باطل می‌شود ولی غیر ركن اگر عمداً به جا نیاورد باطل است و اگرسهواً به جا نیاورد نماز او صحیح است. (توضیح المسائل امام خمینی(ره), م 942)

سوال: اگر در صف نماز جماعت هنگام رفتن به سجده، مهر مفقود بشود وظیفه ما چیست؟
مراجع عظام تقلید در این‌باره می‌گویند: اگر در بین نماز (فرادا یا جماعت) چیزى که بر آن سجده مى‌کند گم شود (و یا مثلاً بچّه‌اى آن را بر دارد)و چیزى که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد[1] ، دو حالت دارد:

الف. چنانچه وقت وسعت دارد، باید نماز را رها کرده و بعد از تهیه آنچه سجده بر آن صحیح است دوباره نماز بخواند.[2]

ب . اگر وقت تنگ است،[3] باید به لباسش سجده کند[4] و اگر فراهم نباشد بر پشت دست،[5] و اگر آن هم نمى‌شود، به چیز معدنى[6] مانند انگشتر عقیق سجده نماید.[7] [8]

حدیث هایی گهربار درباره دعا کردن

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را

گزیده ای از گهربارترین احادیث درباره ی دعا کردن

 

1- امام صادق عليه السلام:
عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّكُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَا تَتْرُكُوا صَغِيرَةً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْكِبَارِ.
شما را سفارش مى كنم به دعا كردن، زيرا با هيچ چيز به مانند دعا به خدا نزديك نمى شويد و دعا كردن براى هيچ امر كوچكى را، به خاطر كوچك بودنش رها نكنيد، زيرا حاجتهاى كوچك نيز به دست همان كسى است كه حاجتهاى بزرگ به دست اوست.
كافى(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 467 ، ح 6

2- امام حسن مجتبى عليه السلام:
أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ يَهْجُسْ فِي قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ يَدْعُوَ اللَّهَ فَيُسْتَجَابَ لَهُ.
كسى كه در دلش هوايى جز خشنودى خدا خطور نكند، من ضمانت مى كنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند.
كافى(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 62، ح 11

3- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
مَن سَرَّهُ أن يَستَجيبَ اللّه  لَهُ عِندَ الشَّدائِدِ وَالكَربِ فَليُكثِرِ الدُّعاءَ فِى الرَّخاءِ؛
هر كس دوست دارد خداوند هنگام سختى ها و گرفتارى ها دعاى او را اجابت كند، در هنگام آسايش، دعا بسيار كند.

نهج  الفصاحه  ص 770 ، ح 3023

4- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَسْرَعَ إِجَابَةً مِنْ دَعْوَةِ غَائِبٍ لِغَائِب‏
هيچ دعايى زودتر از دعايى كه انسان در غياب كسى مى كند، مستجاب نمى شود.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 510 ، ح 7 – بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 90، ص 359 ، ح 17

5- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
اِغتَنِمُوا الدُّعاءَ عِندَ الرِّقَّةِ فَإِنَّها رَحمَةٌ؛
دعا كردن را در هنگام رقّت قلب غنيمت شمريد، كه رقت قلب، رحمت است.
نهج الفصاحه ص 226 ، ح 373 – بحارالأنوار(ط-بیروت) ج90، ص347، ح14

6-  امام صادق عليه السلام:
 إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يُسْتَجَابَ لَهُ فَلْيُطَيِّبْ كَسْبَهُ وَ لْيَخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا يُرْفَعُ إِلَيْهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِي بَطْنِهِ حَرَامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ.
هر كس بخواهد دعايش مستجاب شود، بايد كسب خود را حلال كند و حق مردم را بپردازد. دعاى هيچ بنده اى كه مال حرام در شكمش باشد يا حق كسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى رود.

بحارالأنوار(ط-بیروت) ج90، ص321، ح31

7-  امام صادق عليه السلام:
 إِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَكَيْنِ قَدِ اسْتَجَبْتُ لَهُ وَ لَكِنِ احْبِسُوهُ بِحَاجَتِهِ فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَجِّلُوا لَهُ حَاجَتَهُ فَإِنِّي أُبْغِضُ صَوْتَهُ.
هر آينه بنده دعا مى كند و خداوند عزوجل به دو فرشته مى فرمايد: من دعاى او را مستجاب كردم اما حاجتش را نگه داريد، زيرا دوست دارم صداى او را بشنوم و همانا بنده دعا مى كند و خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد: زود خواسته اش را برآوريد كه من خوش ندارم صداى او را بشنوم.
كافى(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 489، ح 3

8- امام سجاد علیه السلام :
مَنْ لَمْ يَرْجُ النَّاسَ فِي شَيْ‏ءٍ وَ رَدَّ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ اسْتَجَابَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِي كُلِّ شَيْ‏ء
هر كس در هيچ كارى به مردم اميد نبندد و همه كارهاى خود را به خداى عز و جل واگذارد، خداوند هر خواسته اى كه او داشته باشد اجابت كند.
كافى(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 148، ح 3

9- امام علی علیه السلام :
رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْ‏ءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلَاكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ
گاه چيزى را (از خدا) مى خواهى اما به تو داده نمى شود و دير يا زود بهتر از آن به تو داده مى شود، يا به خاطر آنچه خير و مصلحت تو در آن است از برآورده شدن خواسته ات دريغ مى شود، زيرا بسا خواسته اى كه اگر برآورده شود به نابودى و تباهى دين تو مى انجامد، پس، چيزى بخواه كه زيبايى و نيكيش برايت مى ماند و پيامد سوئى ندارد.
مجموعه ورام  ج 2 ، ص 104

10- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
مَن أَرادَ أن تُستَجابَ دَعوَتُهُ و َأَن تُكشَفَ كُربَتُهُ فَليُفَرِّج عَن مُعسِرٍ؛
هر كس مى خواهد دعايش مستجاب شود و غمش از بين برود بايد گره از كار گرفتارى باز كند.
نهج الفصاحه ص 759 ، ح 2961

 

11- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِيَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا يَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة
صدقه بلا را برطرف مى كند و مؤثرترينِ داروست. همچنين، قضاى حتمى را برمى گرداند و درد و بيمارى ها را چيزى جز دعا و صدقه از بين نمى برد.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 93 ، ص 137 ، ح 14

12- امام سجاد علیه السلام :
أَمَّا حَقُّ ذِي الْمَعْرُوفِ عَلَيْكَ فَأَنْ تَشْكُرَهُ وَ تَذْكُرَ مَعْرُوفَهُ وَ تَكْسِبَهُ الْمَقَالَةَ الْحَسَنَةَ وَ تُخْلِصَ لَهُ الدُّعَاءَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ كُنْتَ قَدْ شَكَرْتَهُ سِرّاً وَ عَلَانِيَةً ثُمَّ إِنْ قَدَرْتَ عَلَى مُكَافَاتِهِ يَوْماً كَافَيْتَهُ
حق كسى كه به تو نيكى كرده ، اين است كه از او تشكر كنى و نيكى اش را به زبان آورى و از او به خوبى ياد كنى و ميان خود و خداى عزّوجلّ برايش خالصانه دعا كنى ، هرگاه چنين كردى بى گمان در پنهان و آشكار از او تشكر كرده اى . سپس اگر روزى توانستى نيكى او را جبران كنى ، جبران كن.
امالی(صدوق) ص 372 – مکارم الاخلاق ص 422
13-  امام صادق عليه السلام:
 الذُّنُوبُ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ الْبَغْيُ وَ الذُّنُوبُ الَّتِي تُورِثُ النَّدَمَ الْقَتْلُ وَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ الظُّلْمُ وَ الَّتِي تَهْتِكُ السُّتُورَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ الَّتِي تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا وَ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ قَطِيعَةُ الرَّحِمِ وَ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ تُظْلِمُ الْهَوَاءَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْن‏
گناهی كه نعمت ها را تغيير مى دهد، تجاوز به حقوق ديگران است. گناهى كه پشيمانى مى آورد، قتل است. گناهى كه گرفتارى ايجاد مى كند، ظلم است. گناهى كه آبرو مى بَرد، شرابخوارى است. گناهى كه جلوى روزى را مى گيرد، زناست. گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خويشان است. گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تيره و تار مى كند، نافرمانى از پدر مادر است.
علل الشرايع ج 2، ص 584 ، ح 27

14- امام محمد باقر علیه السلام :
إِنَّ الْحُسَيْنَ صَاحِبَ كَرْبَلَاءَ قُتِلَ مَظْلُوماً مَكْرُوباً عَطْشَاناً لَهْفَاناً [فَآلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ‏] وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يَأْتِيَهُ لَهْفَانٌ وَ لَا مَكْرُوبٌ وَ لَا مُذْنِبٌ وَ لَا مَغْمُومٌ وَ لَا عَطْشَانٌ وَ لَا ذُو عَاهَةٍ ثُمَّ دَعَا عِنْدَهُ وَ تَقَرَّبَ بِالْحُسَيْنِ ع إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ كُرْبَتَهُ وَ أَعْطَاهُ مَسْأَلَتَهُ وَ غَفَرَ ذُنُوبَهُ [ذَنْبَهُ‏] وَ مَدَّ فِي عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فِي رِزْقِهِ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصار

حسين، بزرگ مرد كربلا، مظلوم و رنجيده خاطر و لب تشنه و مصيب زده به شهادت رسيد. پس خداوند، به ذات خود، قسم ياد كرد كه هيچ مصيبت زده و رنجيده خاطر و گنهكار و اندوهناك و تشنه اى و هيچ بَلا ديده اى به خدا روى نمى آورد و نزد قبر حسين علیه السلام دعا نمى كند و آن حضرت را به درگاه خدا شفيع نمى سازد، مگر اين كه خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى كند و گناهش را مى بخشد و عمرش را طولانى و روزى اش را گسترده مى سازد. پس اى اهل بينش، درس بگيريد!
کامل الزیارات ص 168

 

15- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
إِذَا لَمْ يَأْمُرُوا بِمَعْرُوفٍ وَ لَمْ يَنْهَوْا عَنْ مُنْكَرٍ وَ لَمْ يَتَّبِعُوا الْأَخْيَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ شِرَارَهُمْ فَيَدْعُو عِنْدَ ذَلِكَ خِيَارُهُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُم‏
هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منكر نكنند، و از نيكان خاندان من پيروى ننمايند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نيكانشان دعا كنند امّا دعايشان مستجاب نشود.
امالى (صدوق) ص 308

 

16- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
 صَلَاةُ اللَّيْلِ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ سُنَّةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ وَ أَصْلُ الْإِيمَانِ وَ رَاحَةُ الْأَبْدَانِ وَ كَرَاهِيَةٌ لِلشَّيْطَانِ وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ وَ إِجَابَةٌ لِلدُّعَاءِ وَ قَبُولٌ لِلْأَعْمَالِ وَ بَرَكَةٌ فِي الرِّزْق‏
نماز شب، موجب رضايت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پيامبران، نور معرفت، ريشه ايمان، آسايش بدن ها، مايه ناراحتى شيطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مايه اجابت دعا، قبولى اعمال و بركت در روزى است.
ارشاد القلوب(دیلمی) ج 1، ص 191

17- حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
مَنْ أَكَلَ مِنَ الْحَلَالِ الْقُوتَ صَفَا قَلْبُهُ وَ رَقَّ وَ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ وَ لَمْ يَكُنْ لِدَعْوَتِهِ حِجَابٌ”.
هر كس از لقمه حلال بخورد، قلبش صفا و رقت مى يابد، چشمانش از ترس خداوند متعال پر اشك مى شود و براى (استجابت) دعايش مانعى نمى باشد.
مجمع البحرین ج 5 ، ص 353

18-امام حسین علیه السلام :
أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.
امالی(مفید) ص 317 – امالی(طوسی) ص 89 – تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 192 ، ح 3742 – مکارم الاخلاق ص 268 – بحارالانوار(ط-بیروت) ج 90 ، ص 294

19- امام موسی کاظم علیه السلام :
أوشَک دَعوَةً‌ وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ؛
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 507  ، ح 1

20-حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
 ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَةِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبِ غَافِلٍ لَاهٍ.
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد.
بحار الانوار(ط-بیروت) ج 90 ، ص 321

21-حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
لا يُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
دعايى كه با بسم اللّه  الرحمن الرحيم شروع شود، رد نمى شود.
الدعوات(راوندی) ص 52 ، ح 131
22-حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
مَنْ أَرادَ تُسْتَجابُ دَعْوَتُهُ وَ أَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ فَلْيُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ؛
هر كس مى خواهد دعايش مستجاب و اندوهش برطرف شود، به تنگدست مهلت دهد.
نهج الفصاحه ص 759 ، ح 2961

23-امام رضا علیه السلام :
 إِنَّ اللَّهَ يُؤَخِّرُ إِجَابَةَ الْمُؤْمِنِ شَوْقاً إِلَى دُعَائِهِ وَ يَقُولُ صَوْتٌ أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ وَ يُعَجِّلُ إِجَابَةَ دُعَاءِ الْمُنَافِقِ وَ يَقُولُ صَوْتٌ أَكْرَهُ سَمَاعَهُ.
خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنيدن) دعايش به تأخير مى اندازد و مى گويد: «صدايى است كه دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعاى منافق عجله مى كند و مى گويد: صدايى است كه از شنيدنش بدم مى آيد.
فقه الرضا عليه السلام ص 345

24- امام موسی کاظم علیه السلام :
دعوة الصائم تستجاب عند افطاره؛
دعاى شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب مى شود.
مکارم الاخلاق ص 27 – بحار الانوار(ط-بیروت) ج 93، ص 255، ح 33

25- امام صادق عليه السلام:
مَن سَرَّهُ أن يُستَجابَ لَهُ فِي الشِّدَّةِ فَليُكثِرِ الدُّعاءَ فِي الرَّخاءِ.
هركه خوش دارد دعايش هنگام سختى مستجاب شود، هنگام آسايش، بسيار دعا كند.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 472 ، ح 4

26-امام علی علیه السلام :
لَا تَسْتَبْطِئْ إِجَابَةَ دُعَائِكَ وَ قَدْ سَدَدْتَ طَرِيقَهُ بِالذُّنُوب‏
اجابت دعایت را دیر مپندار، در حالی که خودت با گناه راه اجابت آن را بسته ای.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 193 ، ح 3768