مــهر پــاتــوق

ژوئن 2016 - صفحه 2 از 15 - مهر پاتوق -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶
فیلم دزدان دریایی کاراییب ۵ ۲۰۱۷
دانلود فیلم دزدان دریایی کاراییب 5
دانلود فیلم سریع و خشن ۸ ۲۰۱۷
دانلود فیلم سریع و خشن 8 2017
دانلود فیلم ایرانی سلام بمبئى
دانلود فیلم سلام بمبئى با لینک مستقیم
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود فیلم The Great Gilly Hopkins با کیفیت بالا
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود مستند من بولت هستم با دوبله فارسی I Am Bolt 2016
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان دروغ شیرین | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان شاه شطرنج | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا

تبلیغات

دانلود رمان بی تردید

رمان بی تردید

از زبان نویسنده : وقتی تصمیم گرفتم رمان عاشقانه بنویسم ، تعجب کردم . تعجب از اینکه من فانتزی نویس چطور شد که به فکر نوشتن رمان عاشقانه افتادم . منی که گاهی از افسانه ها می نویسم چی شد که به فکر نوشتن یه رمان عاشقانه افتادم ؟……. خلاصه رمان : حاج احمد کیانمهر از آدم های معتبر و ثروتمند تهران قدیم بوده است… مردی که حتی پس از مرگش هم هنوز نامش بر روی زبان هاست و اکنون فرزندان و نوه هایش اعتبارش را بر دوش می کشند. حاج احمد پیش از مرگش وصایایی داشته که اکنون فرزندان و نوه هایش موظف به عمل کردن به آنها هستند. اما نوه های حاج احمد با ماجرا های عاشقانه ای که برایشان پیش می آید نه تنها آنها بلکه حتی فرزندان حاج احمد هم نا خواسته به هیچ یک از وصیت ها عمل نمی کنند…. ماجرای رمان در دهه ی هشتاد شروع می شود و در دهه ی نود به پایان می رسد.

دانلود رمان جدید مخاطب خاص من برای آندروید

قسمت ابتدایی رمان:

پارمیس ۷۷
اراگل – – –
من- د رها کجا میری وایسا دختر-
ارا گل حرف نزنا فقط بیا دنبالم
من- تا نگی کجا میری نمیام
وایسادم قیافمو شبیه کسایی که قهر کردن کردم که رها برگشت نگام کردو گفت
_ وا دختر توچقدر عجولی ایییییششششششششششششششششش لوس
من_ نه خیرم لوس نیسم
_ هسی دیگه آخه تک بچه ای
من_ نه تو خوبی بااون داداش گللللتتتتت
_ هوییی با داداش گل من درست حرف بزنا

دانلود داستان عاشقانه عشق یک طرفه

دانلود رمان زیبای من و آرش و خاطراتمان نوشته فهیمه نادری فرد

 

دوباره عصبی شدم هیچ وقت به خانواده م فکر نمی کردم و این اذیت کردن دیگران هم به این خاطر بود که بتونم اونا رو فراموش کنم یک گوشه نشستم و سرمو کردم توی لاک خودم و باز دوباره به یاد مادرم افتادم زنی که با تموم خودخواهی های پدر کنار می اومد و با تمام ناراحتی هایی که می کشید برای دلخوشی من که تنها فرزندش بودم تحمل می کرد و دم بر نمی اورد چقدر مادرم مظلوم بود و مظلوم مرد بابا اونو دق داد مامان می دونست که بابا خارج از این خونه ویلاییش که برای ما ساخته خونه ی دیگه و خانواده ی دیگه ای هم داره ولی مثل همیشه آروم و صبور بود وقتی به لحظه مرگش فکر می کنم که چطور روی تخت دراز کشیده بود و بهم اصرار می کرد بعد از مرگش احترام پدرمو داشته باشم دلم خون می شه چقدر چشمای پاکش زلال و شفاف بود و من چقدر محتاجش بودم

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی