مــهر پــاتــوق

رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk - مهر پاتوق - دانلود فیلم ، سریال ایرانی ، انیمیشن ، رمان

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده به نام تا ابد
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای محسن ابراهیم زاده به نام تا ابد
دانلود آهنگ جدید بهزاد پکس و عرفان شایگر به نام سخته باورش
دانلود آهنگ جدید بهزاد پکس و عرفان شایگر به نام سخته باورش
دانلود رمان جدید زود قضاوت نکن
دانلود رمان جدید زود قضاوت نکن
دانلود قسمت اول سریال “عاشقانه” با کیفیت عالی
دانلود قسمت اول سریال “عاشقانه” با کیفیت عالی
دانلود رمان این مرد امشب میمیرد | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا
دانلود رمان این مرد امشب میمیرد
دانلود آهنگ بهزاد پکس بنام ولنتاین ۳
دانلود آهنگ بهزاد پکس بنام ولنتاین ۳
دانلود فیلم سینمایی “لانتوری” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “لانتوری” با کیفیت 1080p

تبلیغات


ads 2

رمان نفرین ایندرا از نارینه

nefrineindera

نام رمان : رمان نفرین ایندرا

به قلم : نارینه

حجم رمان : ۲.۲۸ مگابایت پی دی اف , ۱.۶۲ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲۵ مگابایت نسخه ی جاوا , ۱۵۱ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ای از داستان رمان:
رکسان کودکی تلخی داشته حالا وکیل شده ، در اولین پرونده کاری اش با کابوس دوران زندگی اش روبرو می شود.
در زندگی هر کس رازهای مخوف و گره های باز نشدنی فراوانی وجود دارد.
اسراری که با گشوده شدنشان، نفرین هایی از گذشته سر بر می آورد و همه زندگی مان را به چالش می کشد


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان نفرین ایندرا از نارینه با فرمت pdf برای کامپیوتر و لپتاپ

دانلود رمان نفرین ایندرا از نارینه با فرمت apk  برای گوشی های اندرویدی

دانلود رمان نفرین ایندرا از نارینه با فرمت java برای گوشی های سازگار با جاوا

دانلود رمان نفرین ایندرا از نارینه با فرمت jad

دانلود رمان نفرین ایندرا از نارینه با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان نفرین ایندرا از نارینه با فرمت epub برای آیفون ها,آیپد و کتابخوان ها

صفحه ی اول رمان:

رکسان روزنامه صبح را برداشت مطلبی نظرش را جلب کرد:
“ایندرا” مهم ترین خدای آیین ودایی آریایی های هند بوده است. وی ” خدای روشنایی”، “باران”، “پاره کننده ابرها” و”شکافنده ی کوه ها” و” خدای رعد” است که با اژدهای ” ورترا” یعنی ” خدای تاریکی” و ” قحطی” می جنگد و او را می کشد.
روزنامه را روی توی کوله پشتیش گذاشت.طول کوچه را نگاه کرد،هومن سرش را توی موتور ماشینش فرو کرده بود،رکسان به طرف خیابان اصلی به راه افتاد.
-اوغور بخیر کجا به سلامتی!
صدای نکره هومن روی اعصابش بود، رکسان عصبی به طرفش گشت لنگه ابروی سیاهش را بالا برد، هیکل دراز وسیبیل های سیاه هومن را رصد کرد:
-باز تو مفتش شدی!
هومن دست های روغنی اش را با دستمال چرک آلود پاک کرد:
-بشین برسونمت!سالار روغن سوزی داشت!
رکسان باخود زمزمه کرد..بهتر..
هومن اول دستی به موهایش کشید،با همان دستمال چرک کتانی های سیاه و رنگ و روفته اش را پاک کرد.
در ماشین را به سرعت باز کرد و سوار شد.رکسان نیشخندی از سرشیطنت زد،جعبه وسایل را روی صندلی عقب گذاشت ،میمون عروسکی از آیینه جلو آویزان بود.
هومن بالاخره ماشین را روشن کرد:
-خاله افی چطوره؟
رکسان موهایش را درون شال برد:
-بهتر از من وتو!تا منو نکشه نمی میره!
دست توی جیب مانتویش کرد،آدامس نعنایی بیرون آورد:
-پیرزن صد سال عمر می کنه!
هومن آدامس را از دستش گرفت:
-بیخی بابا!چرا حرص می خوری ؟
رکسان آدامس را کمی توی دهانش چرخاند ، هومن با شیطنت ابرو بالا داد:
-کجا به سلامتی؟
رمان نفرین ایندرا از نارینه

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
24,111 views مشاهده

تبلیغات


دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 1
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

ads

ads

مطالب محبوب